کد خبر: 3331834
تاریخ انتشار : ۳۰ تير ۱۳۹۴ - ۱۶:۰۹
غلامرضا شاه‌میوه مطرح کرد:

نظارت؛ مهم‌ترین ضعف در مدیریت جریان قرائت/ پارادوکس برخورد با قاریان + فیلم

کانون خبرنگاران نبأ: استاد قرآن کریم با بیان اینکه معیار ارزیابی قاریان کسب عنوان در مسابقات است و کنترل کیفی دیگری وجود ندارد، اظهار کرد: ممکن است این قاریان در زمان مسابقه ضوابط را رعایت کنند ولی بعد در مجالس کارهای دیگری انجام دهند؛ بنابراین مسئله نظارت یکی از ضعف‌های ماست.

غلامرضا شاه‌میوه، قاری ممتاز کشور در گفت‌وگو با کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری ایکنا، در تعریف تقوای تلاوت گفت: فلسفه تلاوت این است که عده‌ای از طریق صوت قاری پای رحل و محفل قرآنی بنشینند و به آیات قرآن گوش فرادهند و از آن آیات برداشت داشته باشند؛ در ذیل این فلسفه هر حرکتی که ما را در این مسیر به هدف نزدیک کند، مطلوب است و هر حرکتی که در تنافی و تضاد با این کار باشد، مخالف با تقوا در قرآن است.

وی با بیان اینکه ما امروزه خیلی به تقوای تلاوت نیاز داریم اظهار کرد: این فرهنگی که عرض کردم از قرن 7 - 8 بوده و در منابع وجود داشته ولی به مرور به فراموشی سپرده شده؛ یعنی فرهنگ توجه به مفاهیم در هنگام تلاوت تبدیل به ارائه نغمات زیباتر به هر قیمتی شده است، حتی به قیمت عدم توجه به معانی. وقتی به نسل اول قرای مصری مثل عبدالفتاح و مصطفی اسماعیل دقت می‌کنیم و آن را با نسل‌های بعدی مقایسه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که با نزدیک شدن به نسل‌های امروزی توجه به مفاهیم در نحوه خواندن کم شده است.

کاهش معنامحوری در نسل‌های بعدی قاریان مصری

وی افزود: به عنوان نمونه عبدالفتاح شعشاعی در خواندنش اول تیترسازی می‌کند؛ به این صورت که مفهومی را اول برجسته می‌کند و بعد روی آن مفهوم نغمات خود را ارائه می‌دهد. مثلاً این آیه سوره فاطر را می‌فرماید: «إِنَّ الشَّیْطانَ لَکُمْ عَدُوٌّ» این را با یک لحن ساده و مستقیم، یک یا دو بار بیان می‌کند و بعد ادامه آیه را تکمیل می‌کند: «إِنَّ الشَّیْطانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا...»؛ شیطان دشمن شماست پس شما هم دشمنش بدارید؛ یعنی نباید به فرامین شیطان عمل کنیم و دشمنی با شیطان عمل به دستورات خداوند است.

وی تصریح کرد: این نوع خواندن و گرایش معنامحور تلاوت قرآن را هنگامی که با گرایش امروزی مصریان و یا قاریان خوب خودمان مقایسه می‌کنیم متوجه کم شدن و کاهش این توجه می‌شویم؛ این‌جاست که این بحث پیش می‌آید که ما در بحث تلاوت قرآن به کدام سو در حال حرکتیم؟ اگر من صرفاً آهنگی را آماده کنم و بعد آن را به هر قیمتی با ضرب و زور بر آیات پیاده کنم همان آوازخوانی می‌شود! این قضیه هیچ فرقی نمی‌کند با اینکه شما فقط بخواهید نغمه اجرا کنید. فرق نمی‌کند ماده شما آیات قرآن کریم باشد یا یک شعر عربی یا فارسی باشد.

وجه تمایز غنی و تغنی

وی اذعان کرد: هدف اگر نغمه‌خوانی صرف باشد، یک نفر این کار را از طریق آیات قرآن پیاده می‌کند و فرد دیگری به دنبال رشته آواز و آواز‌خوانی می‌رود. اما همان‌گونه که حضرت آقا فرمودند: تلاوت قرآن با آوازخوانی فرق می‌کند؛ مهم‌ترین اصل تلاوت قرآن از نظر فنی به نظر من این است که قاری باید آهنگ را از خود آیات دریافت کند.

وی با بیان اینکه فرق غنا و تغنی در تلاوت در همین نکته خلاصه می‌شود، گفت: شما در تغنی بر اساس اندازه کلمات و آیات و آوایی که در آیات قرآن وجود دارد آهنگ را پیاده می‌کنید.
در حالی که در غنا عکس این رویه عمل می‌شود؛ ما آهنگ را اصل قرار می‌دهیم و به هر قیمتی آیات را با آن هماهنگ می‌کنیم. به نظر من این چیزی است که به عنوان اصل اول در تلاوت قرآن باید مورد توجه قاریان ما قرار بگیرد.

نهادهای ارائه دهنده مجوز در مصر

وی تصریح کرد: اگر این اصل را رعایت کنند بسیاری رفتارهایی که در تلاوت است، بسیاری از این افعال صوتی و لحنی که در جامعه قرآنی ما مورد انتقاد قرار دارند از اینها صادر نخواهد شد.
قیاس اینجا با مصر قیاس صحیحی نیست؛ زیرا که در مصر هر قاری قرآن باید از یکی از مراکز مجوز بگیرد. یکی از مراکز «نقابة القراء» است که همان سندیکای حرفه‌ای قراء است، هنگامی که قاری به مرحله و درجه خاصی برسد مجوز را می‌دهند.

وی با بیان اینکه قاری باید برای تمدید مجوز مجدداً به مرکز سر بزند، اظهار کرد: اگر رفتارهای خاصی از او سر بزند که سندیکا ببیند این رفتارها منطبق با ضوابط نیست ممکن است مجوز او را باطل کند. یکی دیگر از مراکز در رادیو و تلوزیون مصر است که در این شرایط او یک قاری رسانه‌ای می‌شود. در هر کدام از این مراکز حتماً مراکز کنترل و کیفیت وجود دارد. متأسفانه در کشور ما این طور نیست؛ به خاطر اینکه قایان ما از طریق موسسات زیربنایی بالا نمی‌آیند.

اختلاف سلیقه در برخورد با قاریان غیرضابطه‌مند

وی تصریح کرد: از طریق مسابقات یعنی یک امر شخصی است که در جلسات شرکت می‌کنند و بعد از این طریق مطرح می‌شوند و چون ملاک و معیار کسب عنوان در مسابقات است، بنابراین به هیچ عنوان کنترل کیفی وجود ندارد. یا حتی ممکن است که در زمان مسابقه ظوابط را رعایت کنند ولی بعد ممکن است در مجلس یا محفل کارهای دیگری انجام دهند. پس مسئله نظارت یکی از ضعف‌های ماست که وجود نداشته است.

وی با اشاره به برخی اختلاف سلیقه در بین اساتید و مراکز قرآنی اظهار کرد: این اختلاف سلیقه و اختلاف نظری که در بین اساتید و مراکز تصمیم‌گیری و قدرت وجود دارد، خود یکی از عواملی است که این تشتت را ایجاد می‌کند و نمی‌شود پاسخ یک دستی به این مسائل داد. مثلا یک قاری که دارای رفتارهای غیرمنطبق با ضوابط است در بسیاری از محافل رسمی و بین‌المللی ما دعوت می‌شود و قرآن می‌خواند و هرچه اساتید فریاد بزنند که خود شما عاملی هستید برای ترویج این نوع از تلاوت تأثیری ندارد.

پارادوکس برخورد با قاریان

وی افزود: به عنوان نمونه اگر جایی که بزرگان کشور و مقامات اصلی نظام هستند این افراد قرآن بخوانند، اثرگذاری نهادهای پایین‌تر را کمرنگ می‌کند. ممکن است بعضی از کارهایی که برای مردم و در محافل عادی انجام می‌دهند را انجام ندهند اما اگر قرار است با این افراد برخورد شود باید از همان سطوح بالا انجام شود.

وی با بیان اینکه در برخورد با قاریان پارادکسی وجود دارد گفت: همه می‌دانند این کار رفتار درستی نیست و از طرفی هم همه جا در همه محافل همین‌ها هستند که می‌خوانند. این دیگر دست ما نیست و مراکز تصمیم‌گیری در نظام باید روی این قضیه دقت داشته باشند و با آن برخورد کنند. اعتقاد شخصی‌ام این است که «حافظ وظیفه تو دعا گفتن است» ما باید تذکرات خود را با استدلال ارائه دهیم.

 

captcha