گروه هنر: نقاشی سنتی رفته، رفته، از بین میرود و حالا دیگر قهوهخانهها جایگاه واقعی خود را از دست دادهاند؛ در این میان هستند اساتیدی که ارادت خود را در قالب این هنر به امام رضا(ع) بیان میکنند.

عبدالوهاب اصغرزاده، استاد دانشگاه علمی ـ کاربردی فرهنگ و هنر مشهد در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، عنوان کرد: نقاشی قهوهخانهای، مهمترین پیوند هنر نقاشی ایرانی با تشیع است.
وی با بیان اینکه نقاشی قهوهخانهای، ماندگارترین سبک نقاشی است، ابراز کرد: این نقاشی، هویت ملی ـ مذهبی هنر تصویری ایران است زیرا نابترین احساس و ارادت یک هنرمند به اهل بیت(ع) را به تصویر میکشد.
اصغرزاده با اشاره به اینکه تاریخ نقاشی قهوهخانهای به اواخر دوره صفویه برمیگردد، اظهار کرد: زمانی که نقاشی رنگ روغن اروپایی وارد نقاشی ایرانی شد، سبک نقاشی قهوهخانهای شکل گرفت؛ سپس در دوره قاجار که قهوهخانهها، مراکز و محلهای اجتماعی آن روز، به خصوص برای اوقات فراغت اهالی بازار محسوب میشد، نقاشی قهوهخانهای رونق داشت.
وی افزود: به دلیل وجود نداشتن رسانه، کافهچیهای آن دوران، نقاشانی را در اختیار داشتند که پردههایی را با محتوای شاهنامه فردوسی یا مضامین عاشورایی میکشیدند و یک نقال، آن تصاویر را برای مردم روایت میکرد.
ارادت؛ ویژگی بارز نقاشی قهوهخانهای
اصغرزاده که خود نقاش سنتی و قهوهخانهای است، به بیان برخی از ویژگیهای این سبک از نقاشی پرداخت و گفت: از آن جا که این نوع از نقاشی بدون پایه علمی است و از قبل طراحی نمیشود، نقاشان بدون طرح قبلی و فقط از روی ارادت، کار را از گوشهای شروع می کنند و در گوشهای دیگر به پایان میرسانند.
وی با بیان اینکه این سبک خاص را غلطسازی نیز میگویند، به بیان دلیل این نامگذاری اشاره و ابراز کرد: این سبک را غلطسازی میگویند زیرا ایرادهای آناتومی و اندازهگیری بسیاری میتواند داشته باشد، سرها بزرگتر از حد طبیعی است و تابلوها و پردهها، بر اساس شخصیتها کشیده میشوند، اشقیاء، چهره ترسناکتر و اولیاء، چهره معصومتری دارند.
اصغرزاده به برخی از چهرههای بهنام این سبک در هنر معاصر ایران اشاره کرد و گفت: استاد محمد مدبر، بنیانگذار این سبک در هنر معاصر ایران است که حسین قوللرآغاسی و عباس بلوکیفر از نقاشان معروف این سبک بهشمار میروند.
رئیس سابق اتحادیه صنایع دستی خراسان رضوی افزود: با آمن رادیو در اوایل دوره پهلوی، نقش قهوهخانهها و بخش روایتگری آنها کمرنگ شد. با وجود آنکه این سبک از نقاشی تا امروز، دوام داشته است ولی متأسفانه، تعداد اساتیدی که در این زمینه فعالیت میکنند به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسند.
مشهد؛ یکی از قطبهای نقاشی مذهبی ایران
وی با بیان اینکه شهرهای مشهد، اصفهان، شیراز و تبریز، قطبهای نقاشی مذهبی ایران هستند، اظهار کرد: در موزه آستان قدس رضوی، قدیمیترین تصویر شمایلسازی نقاشی قهوهخانهای را داریم که قدمت آن 400 ساله و از زمان سلطان حسین صفوی است. بیشتر اساتیدی که در خراسان فعالیت میکردند، کاشیپز بودند، زیرا این نقاشی در گذشته به صورت کاشیهای پخته شده در معماری خانهها، حمامها و تکایا به کار میرفت.
ظهور ارادت هنرمندان به امام رضا(ع) در نقاشی سنتی
اصغرزاده با اشاره به اینکه استاد محمد حمیدی، از آخرین بازماندگان نقاشی قهوهخانهای در خراسان است، ابراز کرد: اساتید خراسانی با مضمون امام رضا(ع) همچون صحنه مسموم شدن امام رضا(ع) و ماجرای هجرت امام(ع) از مدینه به خراسان و نبشابور، آثاری را ارائه دادهاند که میتوان به استاد حسین طالبی اشاره کرد.
وی افزود: اکنون در مشهد، استادان محمد حمیدی و حسین طالبی، بنیانگذاران جنبش معاصر این هنر هستند که نمونه آثارشان، چه در فهرست سفارشهای سازمان میراث فرهنگی و چه در موزه آستان قدس رضوی موجود است.
این مدرس هنر به اثر خود به نام ضامن آهو اشاره کرد و گفت: اکنون این اثر در موزه خانه ملک سازمان میراث فرهنگس استان نگهداری میشود و بر اساس همان معیارهای نقاشی قهوهخانهای است. از رنگهای پخته شده استفاده شده و دارای ترکیببندی خاصی است که روایتگر است یعنی از جایی شروع و به نقطهای ختم میشود و بیننده متوجه روایتگری آن میشود.
وی افزود: همانطور که شیوه نقاشی قهوهخانهای است، اندازههای واقعی در این نقاشی نیز بر اساس نقاشیهای کلاسیک نیست مثلا سرها بزرگتر از اندام کشیده شده و چهره شخصیتهای معصوم و مثبت، زیباتر ترسیم شدهاند.
بیمهری به بخشی از هویت معماری ایرانی در معماری نوین
اصغرزاده با بیان اینکه تلاش بسیاری انجام دادیم تا این هنر را از حالت موزهای و غبار فراموشی خارج و آن را مردمی کنیم، ابراز کرد: در صد سال گذشته، اوج این هنر در تزیین اماکن عمومی مانند حمامها، زورخانهها و کاروانسراها بود اماکنی که مردم بهطور مستقیم شاهد آن بودند ولی متأسفانه امروز، این هنر کمرنگ شده است زیرا معماری سنتی خود را از دست دادهایم و آن تکایا، حسینیهها و کاروانسراها خراب شده است.
وی با اشاره به اینکه زمانی که این نقاشی روی کاشی، پخته میشد، باران و آفتاب، آن را پاک نمیکرد و جاودان بود، افزود: این هنر بخشی از هویت معماری ما محسوب میشد ولی متأسفانه، معماری جدید و مدرن، جای هنر سنتی و فاخر ما را گرفته است، حتی بخشی از این آثار را در معماری اماکن مذهبی نیز نمیبینیم مثلا در مجموعه حرم رضوی، معماری اندلسی اسپانیایی عربی به کار رفته است.
لزوم به کارگیری نقاشی سنتی در هتلها و اماکن عمومی مشهد
این نقاش سنتی بر کاربردی شدن هنر نقاشی سنتی یا قهوهخانهای در اماکن عمومی اشاره و اظهار کرد: آثاری که فقط در موزه باشند و مردم، آنها را نبینند، ارزش ندارد بلکه باید این هنر در اماکن عمومی و پر ترددی مانند مترو بهکار گرفته شود تا در معرض دید عموم باشد.
وی با بیان اینکه امروزه کاروانسرا نداریم و هتلها جای آنها را گرفته است، اظهار کرد: با توجه به اینکه مشهد، قطب گردشگری کشور است و 22 میلیون زائر، وارد مشهد میشوند، در هیچیک از هتلهای شهر، ردپایی از هنرهای سنتی به ویژه نقاشی قهوهخانهای را نمیتوان یافت و فقط محدود به برخی از سفرهخانههای سنتی شده است.