کد خبر: 3354680
تاریخ انتشار : ۰۹ شهريور ۱۳۹۴ - ۱۶:۴۱

قله‌های رفیع کردستان، سردار سرو قامت خود را فراموش نخواهد کرد/ کاوه؛ سرداری بسیجی

گروه اجتماعی: ایران، پس از قرن‌ها، کاوه‌ای دیگر به خود دید که آوازه رشادت‌ها و دلاوری‌های او از مرزهای این آب و خاک گذشت از همین رو قله‌های رفیع کردستان، سردار سرو قامت خود را فراموش نخواهد کرد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، سرزمین ایران، دلاورمردان و شیرزنان بسیاری به خود دیده است که هرکدام در زمانه خود، برای اعتلای ایران کوشیده‌اند و نام خود رابرای همیشه در تاریخ این سرزمین ماندگار کرده‌اند.

ایران، مهد دلاوری‌ها و دلاور مردی‌هاست.تاریخ این مرزوبوم، لبریز سرگذشت مردمی است که هیچگاه زیر بار ظلم نرفته‌اند. جان، برکف نهاده‌اند ولی سر، در برابر دشمن خم نکرده‌اند.

این نوشتار، سرگذشت یکی از فرماندهان دفاع مقدس است که آوازه شجاعت و حماسه‌آفرینی‌های او پشت دشمن را به لرزه درمی‌آورد و حضورش در کردستان، موجب دلگرمی و آرامش مردم آن منطقه می‌شد.

شهید محمود کاوه، فرمانده تیپ ویژه شهدا با ویژگی‌های اخلاقی والا و شجاعت بی‌نظیرش حماسه‌ای را در کردستان رقم زد که بلندی‌های کردستان خاطره رشادت‌های این فرزنش را هرگز فراموش نخواهد کرد...

سرآغاز کتاب زندگی سردار حماسه‌آفرین

محمود کاوه، سال ۱۳۴۰ در مشهد مقدس و در خانواده‌ای مذهبی و دوستدار اهل بیت عصمت و طهارت(ع) چشم به جهان گشود. پدرش که از بازاریان متعهد به شمار می‌آمد، در دوران ستمشاهی و اختناق، با علماء و روحانیون مبارز، از جمله حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، شهید هاشمی‌نژاد و شهید کامیاب ارتباط داشت.

وی که به تربیت فرزندش اهمیت بسیاری می‌داد، محمود را همراه خود به مجالس و محافل مذهبی و نماز جماعت می‌برد و از این راه، فرزندش را با مکتب اهل بیت(ع) و تعالیم انسان‌ساز اسلام آشنا می‌کرد. به طوریکه بعدها، شهید کاوه به فرماندهان گفته بود، من هرچه دارم از پدرم است. به‌راستی، نان حلال و مراقبت‌های پدر از محمود، وی را به انسانی بزرگ تبدیل کرد که با از خودگذشتگی توانست خود را در راه اسلام و دین خدا فدا کند.

از آنجا که پدر به هنگام تولد محمود، تصمیم گرفته بود تا وی را در زمره پیروان واقعی مکتب اسلام قرار دهد، لذا شهید کاوه با علاقه قلبی و مشورت با پدر، وارد حوزه علمیه شد و همزمان، تحصیلات دوران راهنمایی و دبیرستان را نیز ادامه داد.

                                                                                                                                                     

او که حالا جوانی با نشاط، فعال و مذهبی بود، با شروع جریان انقلاب، در محافل درسی مسجد جوادالائمه(ع) و امام حسن مجتبی(ع) که در آن زمان از مراکز تجمع نیروهای مبارز بود، شرکت می‌کرد و از هدایت‌ها و تعالیم حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بهره‌های فراوانی برد.

وی که در دبیرستان به عنوان محور مبارزه شناخته می‌شد، با علاقه فراوان، به پخش اعلامیه‌های امام خمینی (ره) می‌پرداخت و فعالانه در راهپیمایی‌ها و مبارزات انقلاب شرکت می‌جست.

فعالیت‌های شهید کاوه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، محمود کاوه از اولین عناصر مؤمن و متهدی بود که به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شهر مقدس مشهد پیوست و پس از گذراندن یک دوره آموزش شش ماهه چریکی، به آموزش نظامی برادران سپاه و بسیج پرداخت.

حفاظت از بیت امام خمینی(ره) در یک مأموریت شش ماهه، به عهده او گذاشته شد و با شروع جنگ تحمیلی، به همراه تعدادی از نیروهای خراسان به جبهه‌های جنوب اعزام شد اما مدتی بعد به علت نیاز شدیدی که پادگان به مربی داشت، او را برای آماده‌سازی و آموزش نیروها به مشهد فراخواندند.

رهسپار شدن به دیار کردستان

با توجه به اینکه از مربیان دلسوز در آموزش نیروها به شمار می‌رفت، مسئول مستقیم او تمایل نداشت که محمود به جبهه اعزام شود ولی روح پرتلاطم کاوه به دنبال فرصتی بود تا  در صحنه‌های کارزار، از انقلاب و ارزش‌های آن دفاع کند، بنابراین رضایت فرمانده پادگان را جلب کرد و با اشتیاق فراوان به دیار کردستان عزیمت کرد.

کردستان در آن زمان، توسط گروهک‌ها دچار مشکلات و آشوب شده بود. عناصر ضد انقلاب که ازحمایتهای خارجی برخوردار بودند، با جنایاتی هولناک، توطئه شوم جدایی آن نقطه از میهن اسلامی را در ذهن خود می‌پروراند.

محمود کاوه که به همراه تعدادی از برادران پاسدار، جهت آزادسازی شهر بوکان وارد کردستان شده بود، به دلیل لیاقت‌ها و مهارت‌هایی که داشت، همان ابتدا به عنوان فرمانده یک گروه دوازده نفری انتخاب شد.

شهید کاوه به علت تلاش بسیار، پشتکار، شجاعت و دارا بودن روحیه شهادت‌طلبی، درمدت کوتاهی به سمت فرماندهی عملیات سپاه سقز منصوب شد.  در این زمان بود که با ناباوری همگان، همراه تعداد کمی از نیروها، عملیات آزاد سازی منطقه مرزی بستان را طرح ریزی و با شهامت  وصف‌ناپذیری، ۴۵ کیلومتر از جاده مرزی را طی یک مرحله و در طول ۲۴ ساعت، آزاد و در قلب منطقه تحت نفوذ ضد انقلاب رخنه کرد.

ضد انقلاب که با برخورداری از سلاح، امکانات ونیروی رزمی فراوان، عرصه را برای نیروهای نظامی وانتظامی تنگ کرده بود وجنایات فجیعی مرتکب می شد، با ورود جوانان دلیر ومتعهدی همچون شهید کاوه به صحنه کارزار، به این نتیجه رسید که ماندن در کردستان، برایش سنگین تمام خواهد شد.

شهید کاوه وهمرزمانش با عملیات‌های پی در پی، مزدوران استکبار را در منطقه، منفعل و مستأصل کرده بودند تا جایی که ضد انقلاب در اوج استیصال ودرماندگی، برای زنده یا مرده کاوه، جایزه تعیین کرده بود.

 تیپ ویژه شهدا، خواب را از چشم ضد انقلاب ربود

به دنبال عملیات سرنوشت‌ساز نیروهای سپاهی در محورهای مختلف کردستان و همزمان با تشکیل تیپ ویژه شهدا به فرماندهی شهید ناصر کاظمی، محمود کاوه به عنوان فرمانده عملیات این تیپ انتخاب شد. پس از گذشت مدت کوتاهی از فعالیت او در این مسئولیت که با آزادسازی بسیاری از مناطق همراه بود، آوازه تیپ ویژه شهدا، آنچنان ضدانقلاب‌ها را متحیر ساخت که روحیه خود را به کلی از دست دادند و در مقابل هر یوریش رزمندگان اسلام، فرار را بر قرار ترجیح می‌دادند زیرا می‌دانستند که مقاومت در مقابل چنین یگانی، جز خسارت و نابودی، ثمری نخواهد داشت.

تعداد عملیات‌هایی که توسط شهید کاوه علیه ضد انقلاب فرماندهی شد، آن‌قدر بسیار است که ذکر همه  آنها میسر نیست ولی از آن میان می‌توان به آزاد سازی سد بوکان وجاده ۴۷ کیلومتری آن و آزاد سازی محور استراتژیک پیرانشهر به سردشت که نقطه ثقل ضد انقلاب محسوب می‌شد، اشاره کرد.

کاوه در خرداد ۱۳۶۲ و پس از شهادت سرداران رشید اسلام ، شهید ناصر کاظمی ، شهید محسن گنجی زاده وشهید محمد بروجردی، رسما به فرماندهی تیپ شهدا منصوب شد، در عین حال، برای آموزش،سازماندهی وآماده سازی نیروها از هیچ کوششی دریغ نمی‌ورزید.

ویژگیهای اخلاقی:

تفسیر عملی آیات جهاد

او با الهام از سخن خداوند که در وصف مؤمنان بیان شده است: «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّار رُحَماء بَینَهم»، در قلب مردم و نیروها جای گرفته بود و هیچ انگیزه‌ای جز خدمت به انقلاب و احیای ارزش‌های الهی نداشت.

شهید کاوه در عین حال که تمام اوقاتش را برای مبارزه به کار می‌بست، از پرداختن به تکالیف دینی و انجام مستحبات نیز غافل نبود. او از مروجین قرآن کریم بود و با عشق خالصانه به اسلام و مکتب، آیات جهاد را تلاوت می‌کرد و در صحنه نبرد با دشمنان، آن را در عمل تفسیر می‌نمود.

ترکیب محبت و قاطعیت

روحیه اطاعت‌پذیری و ولایت‌مداری، هوش سرشار و چابکی در عملیات، مسلح بودن به سلاح تقوا و اخلاق حسنه، شجاعت و بی‌باکی، ساده زیستی و صمیمیت با نیروها از جمله ویژگی‌های شخصیتی آن شهید والامقام است.

شهید کاوه، با وجودی که در مقابل ضدانقلاب سازش‌ناپذیر، جسور و با شهامت بود، اما با نیروهای تحت امر خود در تیپ شهدا، برخوردی بسیار متواضعانه و باصفا و صمیمی داشت و همین تواضع او سبب شده بود که محبوبیت خاصی در بین نیروها داشته باشد. وی در قلب نیروهای بسیجی و سپاهی جای داشت. او مصداق بارز ترکیب محبت و قاطعیت در امر فرماندهی نظامی بود.

در بعد آمادگی جسمانی، هیچ‌گاه از ورزش غفلت نکرد و با تشویق نیروها و حضور در مسابقات ورزشی، آمادگی رزمی نیروها را بالا می‌برد. همواره برای ترغیب نیروهایش به ورزش، می‌گفت: موفقیت من در کوه‌های بلند کردستان، مدیون ورزش است.

با اینکه بارها در صحنه‌های عملیاتی مجروح شده بود، ولی همیشه قبل از بهبودی، به منطقه باز می‌گشت و در برخی از مواقع نیز نیروها او را با سر و بدن باندپیچی شده می‌دیدند که در میانشان حاضر می‌شد و آماده پذیرش مأموریت و اجرای عملیات بود.

سرلوحه زندگی؛ کار خالصانه و بی‌ریا

وی، انجام کار خالصانه و بی‌ریا را سرلوحه زندگی خود قرار داده بود. کم سخن می‌گفت و بیشتر عمل می‌کرد و همواره سعی داشت تا وحدت ارتش و سپاه حفظ شود. این‌ها روحیات فرماندهی بود که تیپ شهدا را به جایی رساند که رهبر معظم انقلاب، درباره این یگان و شهید کاوه فرمودند:«تیپ ویژه شهدا که ایشان فرماندهی‌اش را برعهده داشتند یکی از واحدهای کارآمد ما محسوب می‌شد…اودرعملیات گوناگون شرکت داشت وکارآزموده میدان جنگ شده بود. ازلحاظ نظم، اداره واحد، مدیریت قوی، دوستی ورفاقت با عناصر لشکر، از لحاظ معنوی، اخلاق، ادب، تربیت، توجه و ذکر، یک انسان جوان، اما برجسته بود.(شهیدکاوه) جزو عناصر کم‌نظیری بود که اورادرصدد خودسازی یافتم. حقیقتاًاهل خودسازی بود،هم خودسازی معنوی واخلاقی وتقوایی وهمخودسازی رزمی.»

پروازی عاشقانه از بلندی‌های کردستان

یازدهم شهریور ماه ۱۳۶۵، روزی بود که روح این سردار شجاع اسلام و سرباز راستین امام زمان(عج)، در عملیات کربلای ۲، از بلندای قله ۲۵۱۹ حاج عمران به پرواز درآمد. آن روز، کاوه مزد جهاد را که شهات بود، در سن 25 سالگی دریافت کرد در حالیکه بلندی‌های کردستان، یاد و خاطره رشادت‌های او را برای همیشه در خود ثبت کرد.

صفات ارزنده و ویژگی‌های ایمانی شهید کاوه، موجب شد که خود را وقف انقلاب کند و با اهمیتی که کردستان برای وی داشت، خود را فرزند کردستان معرفی می‌کرد. روحیه والا و انسان‌دوستی او به قدری در اطرافیان اثر می‌گذاشت که با وجود تبلیغات سوء دشمنان و ایجاد فضای مسموم علیه آن شهید و یگان تحت امرش، هنگامی که به درجه رفیع شهادت نایل شد، مردم مهاباد با پای برهنه زیر پیکر پاک سردار بزرگ خود، بر سر و سینه می‌زدند و اشک می‌ریختند و ضدانقلاب را نفرین می‌کردند.

آرام گرفتن در کنار بسیجی‌ها

اسدالله‌ احمدی‌، راوی‌ قرارگاه‌ حمزه(ع) به ‌ نقل‌ از باقر قالیباف، فرمانده‌ وقت لشکر ۵ نصر نوشته‌است‌: «در مراسم‌ تشییع‌ جنازه‌ شهید محمود کاوه‌، پدر وی‌ درخواست‌ حجت‌الاسلام‌ طبسی‌، تولیت‌ آستان‌ قدس ‌رضوی‌ را مبنی‌ بر اینکه‌ پیکر شهید محمود کاوه‌ در حرم‌ مطهر حضرت‌ رضا(ع) و یا در یکی‌ از حجره‌های ‌ مخصوص‌ حرم‌ دفن‌ شود، نپذیرفت‌ و گفت‌: پسرم ‌ از ابتدا با بسیجی‌ها بوده‌ و بهتر است‌ در کنار آنها دفن‌ شود.»

فرازی از وصیتنامه

دشمن باید بداند و این تجربه را کسب کرده باشد که هر توطئه‌ای را که علیه انقلاب طرح‌ریزی کند، امت بیدار و آگاه با پیروی از رهبر عزیز، آن را خنثی خواهد کرد. آینده جنگ هم کاملاً روشن است که پیروزی نصیب رزمندگان اسلام خواهد شد و هیچگاه ما نخواهیم گذاشت که خون شهیدانمان هدر رود.

سخنان برخی از بزرگان درباره شهید کاوه

آیت الله شیرازی: آرامش‌بخش مظلومان کردستان

شهید کاوه از نمونه مردانی بود که می‌تواند در تاریخ دفاع مقدس امت اسلامی ایران، به عنوان اسطوره پایمردی، شجاعت و از خود گذشتگی به حساب آید . جوان شیر‌دلی که دشمن از وحشت پیکار با او خواب آسوده نداشت و نام آمیخته با محبت وی، بی‌پناهان مظلوم را در خطه  کردستان، شادی و آرامش می‌بخشید. فرمانده صف شکنی که با پناه گرفتن در سنگر قلب استحکام یافته از ایمان خویش، بی نیاز از سنگر خاک و سنگ بود، اینک به سوی محبوب شتافته و قفس تن را به یادگار گذاشته است.

آیت الله معصومی: عزم و اراده‌اش به اندازه تمام لشکرش بود

بعضی مواقع که در جبهه‌ها، رزمندگان را از زیر قرآن عبور می دادیم، برادر کاوه صحبت از برگشت نمی‌کرد. ‌صحبتش، شهادت و از بین بردن دشمنان اسلام بود. می‌گفت: اگر بنا شد همه ما شهید بشویم و یک نفر زنده بماند، همان یک نفر باید دشمن را سرکوب کند. وقتی من به حرفهای او دقیق می‌شدم، می‌دیدم شبیه امیرالمؤمنین (ع) صحبت می‌کند. این جوان که عزم و اراده‌اش به اندازه تمام لشکرش بود، می‌گفت، اصل و اساس پیروزی، ایمان به خداست. ما وقتی ایمان به خدا داشته باشیم، چه زنده باشیم، چه نباشیم و چه به شهادت برسیم، پیروز هستیم. او این معنا را برای نیروهایش به خوبی مجسم کرده بود. کاوه در نترسیدن از دشمن سرآمد بود و همین طور در جلوداری و سرکوبی دشمن، چنان عمل کرده بود که خواب را از چشم‌هایشان گرفته بود و واقعاً دشمن را تسلیم خود کرده بود.

 سرلشکر رحیم صفوی: تجسم آیه «وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ»

شهید کاوه تجسم عینی آیه شریفه‌ای است که در وصف یاران پیامبر اسلام (ص) می فرماید:«وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ»
او در مقابل کفار، کومله و دموکرات رحم نمی کرد، آنها را با خشم و غضب خود و آتش تفنگ و رگبار گلوله‌ها به سزای جنایت‌کاری‌‎هایشان می‌رساند. کسی بود که محورهای باز نشدنی مثل محور پیرانشهر ـ سردشت را با ایمانی قوی و دلی مطمئن فتح می کرد.

آری، سرزمین خورشید خراسان، ستارگان بی‌شماری را در خود پرورانده است که فروغ آن‌ها، نه‌تنها بر خراسان، بلکه بر جای‌جای ایران و به وسعت تاریخ، جاویدان خواهد بود.

captcha