
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از فارس، تمام روزهای دوران 8 ساله دفاع مقدس، مملو از رشادتها، دلاورمردیها و پیروزمندیهای رزمندگانی بود که به دعوت ولی فقیه زمان خود لبیک گفته و در جبهههای نبرد حق علیه باطل حضور یافتند.
آری! به حق میتوان گفت تک تک آن روزها در جبههها حتی اگر همراه با موفقیت در عملیاتهای مختلف نبود، اما باز هم رزمندگان ما پیروز بودند زیرا در راه اسلام و قرآن کریم پا به عرصه نبرد گذاشته بودند و طبق فرمایشات قرآن کریم «...وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ؛ ... و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداختهاند نزد خدا مقامى هر چه والاتر دارند و اینان همان رستگارانند» (آیه 30 سوره توبه) کسانی که در راه او جهاد کنند، به سعادت حقیقی دست یافتهاند.

اما حلاوت و شیرینی این پیروزیها زمانی به اوج خود میرسید که رزمندگان اسلام در عملیاتهای مختلف موفق به آزاد کردن بخشی از خاک میهن اسلامی خویش میشدند که بحمد الهی از این نوع پیروزیها در طول تاریخ دفاع مقدس بسیار رخ داد و بارها رزمندگان و مردم ولایتمدار کشورمان حلاوت این پیروزیها را چشیدند تا اینکه موفق شدند به طور کامل دشمنان را از خاک کشورمان بیرون رانده و او را در جای خود بنشانند.
عملیات ثامنالائمه در تاریخ 5 مهرماه سال 1360 یکی از این عملیاتهایی بود که رزمندگان ما موفق شدند حصر یکی از مهمترین شهرستان استان خوزستان را بشکنند و این منطقه از وجود دژخیمان آزاد کنند.
امروز، 5 مهرماه سال 1394 مصادف با سی و چهارمین سالگرد انجام آن عملیات موفقآمیز است؛ در این راستان و بدین مناسبت، مصاحبهای با یکی از سرداران دوران 8 ساله دفاع مقدس را در ادامه این گزارش میخوانیم.
شرحی از عملیات ثامنالائمه از زبان یک یادگار دوران دفاع مقدس
سردار مجتبی میناییفرد، رئیس کنگره سرداران و 15 هزار شهید استان فارس که در دوران دفاع مقدس، مسئولیت اطلاعات عملیات لشکر 19 فجر را به عهده داشت، در گفتوگو با خبرنگار ایکنا گفت: «آن روز دشمن بعثی تا بن دندان مسلح به خیال خام خویش عزم دیار دلیران کرد و غافل از این بود که در میان تمام معادلات نظامی عامل ایمان و نعمت رهبری را لحاظ نکردهاند. کشوری که در تمام جنگها و معاهدات بینالمللی کیلومترها خاک خود را از دست داده بود؛ امروز به یمن رهبری حکیمانه خمینی کبیر و توسل به قدرت لایزال الهی مقاومت مردانه و شجاعانهای را برای عبرت همه تاریخ به اجرا گذاشتند.

دنیا با عروسکی بهنام صدام هجوم ناجوانمردانهاش را شروع کرد و از همه نوع جنایت دریغ نکرد و خرمشهر را خونین شهر کرد و تا نزدیکی اهواز تاختند و به جهت جدا کردن خوزستان از دارخوین به طرف آبادان و قطع جاده اهواز آبادان و به دنبال آن قطع جاده ماهشهر آبادان مستانه میرفتند که مقاومت مردمی رخ نمود و این رویا به خیالی خام تبدیل شد.
در همان سال اول عراق در تمام نقاط زمینگیر شد ایادی داخلی دشمن که در راس آن بنی صدر ملعون با خفت و افتضاح از کشور گریخت و امام ره بار دیگر خردمندانه فرماندهی جنگ را شخصاً بعهده گرفت نهال نوپای مردمی بسج و سپاه در کنار سایر نیروهای مسلح دست به دست هم داده و عملیاتهای کوچک شروع شد.
نهایتاً زمان آن رسیده بود تا بهطور جدی پنجه در پنجه دشمن انداخته و زورآزمایی کرد. روزها و شبهای طاقت فرسا با وجود تمام کمبودها طی شد و شناساییهای لازم صورت گرفت. سرانجام در تاریخ 5 مهر 1360 در عین ناباوری نعره الله اکبر رزمندگان اسلام خواب آنها را گرفت و این شهر پس از 340 روز حصر و اسارت از دست دشمن آزاد شد».

این یادگار دوران دفاع به نقش رزمندگان استان فارس در این عملیات اشاره کرد و گفت: «بدون شک نقش رزمندگان فارس با حضور چند گردان و تشکیل محورهای عملیاتی جزو خاطرات ماندگار در جنگ شده و گردانهایی از ارتش و سپاه فارس یا ترکیب و ادغام با یگانهای ارتش جانانه بر دشمن از سه محور تاختند.
خط پدافندی دشمن در جاده اهواز ـ آبادان و جاده ماهشهر ـ آبادان توسط رزمندگان فارس شکسته شد و پل مارد در عقبه دشمن شاهد رشادتهای بچههای فارس از جمله سردار عبدالله رودکی شد.
شهیدان فرزاد شاهین و غلامرضابنائیان با شعار «الله اکبر» بر روی جاده آزاد شده رفتند و در محور آبادان ـ ماهشهر گردان شهید شاهچراغی با تقدیم شهدایی مثل شکوهی و سید عبدالرضا حسینی و سیدحجت حسینی خط را شکسته و با سایر نیروها الحاق کردند».

میناییفرد در بخش پایانی سخنان خود با تأکید بر اینکه تاریخ را باید گواه رشادت و رزم و بچههای فارس گرفت، گفت: آنگاه که بچههای تیپ 30 زرهی و تیپ هوابرد جانانه جلو دشمن را سد کردند و جهاد فارس که چه زیبا از همان روزهای اول نه تنها پشتیبانی از رزمندگان را به عهده گرفت، بلکه در خطوط عملیاتی نیز قهرمانانه وارد شد، از جمله رشادتهایی بود که هیچگاه فراموش نخواهند شد».