
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، دلش گرفته است مثل تمام اهالی خانه، محسن را همانند ابراهیم، پسرش میداند و هرگاه از او حرفی به زبان میآورد سعی میکند با استقامت جلوی اشکهایش را بگیرد، از تمام چیزهایی که به زیبایی گزارش کمک کند، میگوید به قول خودش میخواد دینش را نه تنها به او بلکه به جامعه قاریان ادا کند، تا شاید حرفهایش الگویی برای نسل امروز قرار گیرد.
مادر ابراهیم یکی از شاگردان زندهیاد محسن حاجیحسنیکارگر در سیزدهمین روز فراق این نخبه قرآنی آن قدر شیوا و دلنواز از ویژگیهای شخصیتی او برایمان میگوید که نمیخواهد از او جدا شویم.

مادر ابراهیم خواندن نماز غفیله برای رسیدن به حاجت را یکی از توصیههای محسن به شاگردانش میداند و ادامه میدهد: به غیر از قرآن در آموزش اخلاق به دیگران برتر بود اصلا به صورت نامحرمان نگاه نمیکرد، همه امکانات روز را داشت جزو شبکههای اجتماعی بود اما از آنها به درستی استفاده میکرد.
بلوتوث محسن تلاوت و گفتار ائمه(ع) بود، زمانی که به شهادت رسید همه بچهها سیاه پوش شدند. در یک مقطعی همه به تقلید از محسن همانند او پیراهن و شلوار میپوشیدند و حتی عینکی که محسن میگذاشت، را خریداری کردند؛ یک زمان یقه دیپلمات لباس مورد علاقه محسن بود که لباس مورد علاقه تمام شاگردانش شد.
وی با بیان اینکه محسن حاجیحسنیکارگر در زمینه قرآن عاشقانه و با خلوص کار میکرد، میافزاید: لبخندی که به لب داشت منجر میشد که روز به روز در سطح سن پایینتری به کلاسهای او مراجعه کنند و شلوغتر از گذشته شود؛ ضمن اینکه بالندگی جلسات او زبانزد بود.

بعد از جلسات با شاگردانش کشتی میگرفت و فوتبال بازی میکرد
مادر ابراهیم با بیان اینکه بعد از جلسات در محیط آموزشی با شاگردانش کشتی میگرفت و فوتبال بازی میکرد، گفت: برای محسن حاجیحسنیکارگر شدن باید در زندگی افراد گزینههایی تیک بخورد همانند لقمه حلال پدر، شیر پاک مادر، پدر و مادری که تمام عمر خود را وقف فرزند کنند.
وی ادامه میدهد: در اتاق بالای خانهشان، جایی که جلسات قرآن آنها در آنجا برگزار میشد، بساط چای و سماور همیشه به راه بود؛ محسن حاجیحسنیکارگر به دلیل هم پا بودن خانوادهاش به این درجه رسید، آنها میهمانی و خوشی دنیا را از خود دریغ کردند تا پسری قرآنی به جامعه تحویل دهند.

محسن زمانی که از مسابقات قرآن برگشت در فرودگاه ساک مربوط به جایزهاش که ارزش بسیاری داشت، توسط شاگردانشان دست به دست میشد که این امر نشان دهنده بیعلاقگی محسن به مادیات بود اهل غیبت و بدگویی، زبان و خودستایی نبود. از شاگردان خود میخواست قبل از اینکه به هر تلاوتی بروند دوش بگیرند و غسل کنند؛ هدیهای که به او داده میشد برای مؤسسات خرج میکرد.
این مادر که داغ از دست دادن محسن، را همانند داغ از دست دادن فرزند خود میداند، میگوید: این شال را یکی از دوستانش در تهران به او هدیه داد و محسن او را بسیار دوست میداشت، شخصیت شهدایی داشت شال انداختن روی گردنش را میپسندید که وجاهت خاصی به او میداد.
قرآن را معنامحور قرائت میکرد
چند روز آخر قبل از مرگش از ابراهیم شاگردش خواست که قرآن را حفظ کند تا تلاوتش بهتر شود او معنامحور میخواند و همین یکی از دلایل موفقیت او در مسابقات قرآن بود.

معصومه رستگارمقدم از وابستگان حاجیحسنیکارگر در ادامه صحبتها عنوان میکند: زمانی که محسن به شهادت رسید، خیلی از افرادی که او را نمیشناختند حتی کسانی که اعتقاد چندانی نداشتند با من تماس گرفتند و به شدت از مرگ او متأثر شدند و برایش طلب آمرزش کردند، اخلاق خوب محسن دلیل جذب بسیاری از افراد بود. شبی که پسرم متوجه عروج محسن شد، بسیار بیتابی میکرد.
وی با بیان اینکه دنیا لیاقت محسن حاجیحسنیکارگر را نداشت، میگوید: کسی که قدرش را در زمان حیاتش ندانستند حالا چه فایده که محسن از دنیا رفته است، دیگر شاید مثل محسن حاجیحسنیکارگر در دنیا پیدا نشود؛ لذا اگر قاری همانند او رشد کرد، قبل از اینکه اتفاقی برایش رخ دهد، او را بشناسیم و موفقیتهایش را ارج نهیم.
آنقدر متواضع بود که در اوج خستگی هم به مادربزرگش سر میزد اگر تمام افراد ذرهای از اخلاق او را داشته باشند دنیا بهشت میشود، یادم میآید زمانی که مقام اول را آورد از شبکه قرآن پخش میشد سریع به مادرش زنگ زدم و به او خبر خوشحال کننده را دادم؛ محسن علاقهای به این دنیا و زندگی دنیایی نداشت، او میدانست که جایش در زمین نیست.

زحمات پدر و شیر پاک مادر از او قاری بینالمللی ساخت
حسین حاجیحسنیکارگر، عموی مهاجر الی الله نیز میگوید: گل بود و گلتر شد مگر میشود، کسی با قران مأنوس شود تمام ویژگیهای قرآنی در او نهفته نشود، بدون تعارف مصداقی که درباره محسن بیان میشود درست است و نمیتوان کسی را الکی بالا برد و الگو کرد مثلا کسی که تا به حال جلسه امام حسین(ع) را ندیده است، نمیتوان آن را حسینی نامید.
وی با بیان اینکه آبروی اهل دل از خاک پای مادر است، عنوان میکند: محسن هرچی که داشت از زحمات خوب پدرش و شیر پاک مادرش بوده است.
زری ابو