گروه اندیشه: قیام عظیم امام حسین(ع) ازجمله وقایع مهم تاریخ بشریت است که با گذشت بیش از ۱۳۰۰ سال همچنان در ذهن، ضمیر و اندیشه مسلمانان و آزادیخواهان و عدالتطلبان جهان زنده مانده و خواهد ماند.

به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) از اصفهان، در باب قیام عاشورا تفسیرها و تحلیلهای مختلفی از سوی صاحب نظران ارائه شده است، ولی آنچه که این واقعه بزرگ تاریخی را از دیگر رخدادهای تاریخ بشریت متمایز میکند، دفاع از دین و کرامت انسانی و وجود عناصر و ارزشهایی نظیر معنویت، عشق، عرفان، آگاهی، آزادی و آزادیخواهی، عدالت و عدالتطلبی و ظلمستیزی است که ریشه در اندیشههای بلند دینی دارد.
حجتالاسلام جعفر شاهنظری، معاون فرهنگی دانشگاه اصفهان و استادیار فلسفه و کلام این دانشگاه در گفت و گو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، به گوشهای از جنبههای مختلف این قیام تاریخی پرداخته است که متن این مصاحبه به این شرح است.
ایکنا: محققان و پژوهشگران در باب فلسفه عاشورا و اهداف قیام امام حسین(ع) اظهار نظرهای متفاوتی داشته اند، به طوری که برخی نظیر مرحوم صالحی نجف آبادی معتقدند هدف امام حسین(ع) از این قیام، تشکیل حکومت اسلامی بود و برخی نظیر مرحوم مطهری، اجرای امر به معروف و نهی ازمنکر را مهم ترین هدف این قیام بزرگ دانسته اند و برخی دیگر نیز دیدگاه های متفاوتی در این خصوص ابراز کرده اند، به نظر شما در یک جمع بندی کلی، مهم ترین اهداف قیام امام حسین(ع) چه بود ؟
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اباعبدالله وَعَلَى الاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکُمْ مِنّى جَمیعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْن وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ». قیام عاشورا و نهضت امام حسین (ع) را از دو جانب می توان مورد بررسی قرار داد. اول به لحاظ اینکه محوریتش بر شخصیت امام معصوم شکل گرفته و دوم براساس نوع حادثه که نماد برترین مظلومیت است که توانسته موجی به بلندای تاریخ ایجاد کند.
اصولاً وقایع از دو جهت مورد بررسی قرار میگیرد، یکی به علل ایجادی حادثه و گاه به علل غایی و یعنی اینکه چه هدفی را دنبال میکرده است، پرداخته میشود. در زمینه قیام امام حسین(ع) تاکنون درطول تاریخ از زوایای مختلف تاریخی، ادبی، حماسی، کلامی، فلسفی و غیره به این قیام پرداخته شده است ودانشمندان، اهل قلم، شعرا و ادبا، مداحان و حماسه سرایان به اندازه توان خود پیرامون این موضوع قلم زده اند و بحث کرده اند.
بسیاری از آثار در قبال قیام عاشورا به علل ایجادی آن پرداخته اند که در برگیرنده احیای تمام قوانین فردی و اجتماعی جامعه می باشد که امام براساس وظیفه خویش یعنی امر به معروف در مقابل بزرگترین منکر عصر خویش و برای بازگرداندن جامعه اسلامی به خط صحیح پیامبر(ص) و امام علی (ع)، حرکتی را با یک سبک و فرم خاص مبتنی بر رسالت دینی از مدینه آغاز و به کربلا ختم می کند.
ولی آنچه نظر خود بنده است، این است که ما باید درعلل غایی و هدف این حادثه تأمل کنیم، هرچند امام معصوم خودش مفسر شریعت، وحی و قرآن است و به عنوان یک انسان کامل موظف است ازاین حریم وحی و از رسالت خود و جدش دفاع کند و این یک امر بدیهی و روشن است. در اینجا و در کنار همه این مسائل اینکه چه هدفی دنبال میشود باید تبیین و تحلیل شود.
در زمان حیات پیامبر(ص)، اسلام در مدینه یک حالت اجتماع مدنی به خود گرفته بود و به عبارتی ملت عرب حجاز که به صورت فامیلی و قبیله ای وگروه گروه تحت لوای اسلام وقوانین مشترک بودند، تبدیل به یک جامعه بزرگ شدند و با شکل گیری قوانین، یک جامعه و مدنیت با ساختار نوین ایجاد شد. اینجا حاکمیت دینی را باید درآن ساختار جدید تبیین کنیم، لذا در مقام ترسیم اصول حاکمیت دینی زمان پیامبر(ص) با استناد به (قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى کَلَمَةٍ سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ...) پیامبر(ص) نظرشان این بود که مسیحیان، یهودیان و مسلمانانی که در مدینه هستند ابتدا همه با هم روی یکسری اصول مشترک وفاق کنند و یک جمعی شکل شود تا آرام آرام درگام های بعدی به سمت تعالی پیش برود و یک ساختاری را برای یک جمع بزرگ شهری و مدنی شکل گیرد.
نماد این ساختار و یکی از شاخصه هایش در حاکمیت دینی شکل گرفت. حاکمیتی که برمبنای قوای دین ترسیم می شود، تا جایی که خود پیامبر(ص) این را در قضیه غدیرخم تصریح کرد که بحث جانشینی خلافت و مدیریت عامه بود. این موضوع در داستان خلافت در فرهنگ مسلمانان جا افتاد به گونه ای که خلیفةالرسول واجب الاطاعه شد، چون خلافت در ساختار حاکمیت دینی شناخته شد و ذهن عامه مردم آن مدنیت اجتماعی در چهره خلافت شکل گرفت.
خلیفه اول و دوم خیلی ساختارشکنی قوانین را انجام ندادند و از امیرالمؤمنین بهره جستند. خلیفه دوم گفت که اگر امیرالمؤمنین نبود ما در خیلی جاها مشکلات زیادی پیدا می کردیم. ساختارشکنی در دوران عثمان شکل گرفت و بی عدالتی، تبعیض وغیره تشدید شد که نهایتا افراد آمدند نزد امیرالمومنین(ع) و خواهان این بودند که امیرالمؤمنین(ع) حاکم شود، چون ایشان را مظهر عدالت میدانستند.
درسیر تاریخی در زمان معاویه شاهد این هستیم که ساختار شکنی دینی قوی شد و آرام آرام آن حکومت دینی تبدیل شد به حکومت دوران جاهلی و قبیله ای و فرهنگ قبیله ای به جای فرهنگ دینی حاکم شد. در اینجا بزرگ ترین رسالتی که امام حسین(ع) انجام داد این بود که باید ارزش های دینی را از ساختار غلط جدا کند و بفهماند که لزوما این طور نیست که حاکمیت دینی ولو یزید، معاویه وغیره این چون حکومت الله است و اطاعتش واجب است. لذا با حرکتش در تاریخ، داستان را از این قالب درآورد و به آن محتوا بخشید، چون که تا قبل از آن معاویه بخشنامه صادرکرده بود که اطاعت سلطان واجب است و هر حکمی هم که داد حکم الله است. همچنین، در این راستا معاویه اندیشه قضا و قدر الهی را مطرح کرد و گفت « اگر شما به قدر الهی اعتقاد دارید، پس مقدر الهی بوده است که من حاکم شما باشم». درآن دوران امام حسین(ع) با قیام خود این آموزه را شکست و یک پیام جاودانه به تفکر شیعه بخشید که درآن روح اسلام، اصول حقیقی، عدالت و آزادی اسلامی را مبنا قرار داد .
مشابه آن را در زمان امیرالمؤمنین داریم که ایشان فرمودند: «اعرف الحق تعرف اهله» یعنی بررسی کنید که سخن حق چیست و نگویید چون صرفا حاکم گفته است باید بپذیریم. به همین دلیل امام حسین(ع) فرمودند «انَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الاصلاحِ فی اُمَّهِ جَدِّی » یعنی خواهان این هستم که حق و باطلی که دارد در هم مخلوط میشود را ازهم تفکیک کنم. این رخداد زمانی اتفاق افتاد که تا قبل از آن معنا نداشت کسی درمقابل حکومت بایستد و حالت تدافعی به خودش بگیرد، زیرا حکومت یک حالت قداست الهی و مشروعیت الهی گرفته بود.
بزرگترین پیامی که حادثه عظیم عاشورا داشت، احیای ارزش های اصیل دین بود که دچار یک نوع انحراف شده بود و آنها را از پوسته و از قالب قداستی که در مدیریت مدنی شکل گرفته بود درآورد و افراد را به مغز داستان معطوف کرد.
ایکنا: با توجه به دو سخن امام حسین(ع) که فرمودند «اگر دین ندارید و به آخرت اعتقاد ندارید ، در دنیا آزاده باشید»، بفرمائید نسبت دین و دین داری با آزادی چیست؟
دین در بحث اخلاق، قوانین اجتماعی، فقه و حقوق به عنوان دین خاتم، برترین است. ما در بحث مدیریت جمعی و زندگی مدنی، یک سلسله اصول مشترک داریم که خود پیامبر بر آنها تأکید داشتند که این اصول مبتنی برکرامت، آزادی و حقوق انسانی است. امیرالمؤمنین(ع) در برابر خوارج و افراد مختلف به این مسائل خیلی توجه میکند و میفرماید «اگر بخواهم از فریبهای عمروعاص و معاویه استفاده کنم بهتر از آنها میتوانم انجام دهم، اما صداقت و راستی نباید پایمال و لگدمال شود».
یزید صراحتا میگفت که «وحی نازل نشده و خبری نیست و تمام اینها بازی است و براین باور بود که قبیله بنیهاشم برای قدرت و حکومت موضوع وحی و دین را به راه انداختهاند»، ولی در اینجا بود که امام حسین(ع) میفرماید که اگر شما قاعده ارزشهای دینی را قبول ندارید، پس به اصول ارزشی و مشترک انسانها در یک زندگی جمعی پایبند باشید و اگر بخواهید اینها را انکار کنید، این مساوی است با انکار کرامت و اخلاق انسانی. در این فرموده مهم به حفظ کرامت انسانی تأکید شده است و اینکه اگر با دین مشکل دارید، نباید اصل انسانیت را کنار بگذارید.
ایکنا: اکنون تفسیرهایی که از عاشورا و قیام امام حسین(ع) ارائه می شود چقدر مطابق با واقعیت است و اکنون چه تفسیرها و برداشتهای نادرستی بهعنوان بدعت در این حادثه وارد شده است؟
تفسیرهای غلطی که از حادثه عاشورا موجود است، آرام آرام به یک فرهنگ، نگرش و بینش تبدیل می شود که این موضوع طبیعتا لوازم خاص خود را پیدا می کند. بعضاً سودجویی هایی نیز از این حادثه صورت میگیرد و به قولی برخی از این حادثه نان میخورند. فلسفه عزاداریها توجه به آرمانها و اهداف قیام امام (ع) است، ولی متأسفانه اکنون برخی برای آنکه کمتر به آن آرمانهای اصلی توجه شود و مجالس عزاداری کمتر به تحلیل فلسفی این رخداد بپردازند، معمولا در مجالس عزاداریها به یک حالت قشری مسلک و ظاهری توجه می شود. در حال حاضر نیز به تفسیرهای مرحوم مطهری و دکتر شریعتی از این واقعه کم تر توجه می شود و به جای آن تفاسیر، این واقعه با احساس و عواطف گره می خورد و اینجا است که خرافات، قوه خیال، احساسات و عواطف مطرح می شود و این ها ناخواسته به فرهنگ بدل می شوند.
واژه شهید و شهادت قداست خاصی دارد و احیاگر آن حماسه و روح ایثار و ازخودگذشتگی است. اگر کم کم این محتوا کم رنگ شود و فقط به مراسم شهید وشهادت اکتفا کنیم و این ها ابزاری شوندکه برخی زیر چتر آنها استفادههای کاسبکارانه برای مقاصد سیاسی و غیر سیاسی خود کنند، این ها می تواند یک حادثه عظیم را دچار آفت کند.
اکنون نخبگان، عالمان، صدا سیما، مراکز خلاق فرهنگی، دانشگاهها نباید دردام قشری گری، احساسات و عواطف بیفتند، بلکه باید آن بار معرفتی و شناخت حقیقی را تقویت کنند که متاسفانه صدا سیما در این دام افتاده است .
گفتو گو از سهیلا زینلی ، خبرنگار ایکنا در اصفهان