کد خبر: 3460172
تاریخ انتشار : ۱۹ آذر ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۱
گام به گام با زائران پیاده رضوی؛

کبوترانی خسته در جاده‌ای سپید/ ثانیه‌هایی که به افق قبله‌گاه هشتم غروب می‌کند

گروه اجتماعی: تا چشم کار می‌کند سفیدی جاده است و جمعیت زائرانی که با وجود سختی راه تلاش می‌کنند که خود را به مقتدای خود، امام مهربانی‌ها برسانند، زائرانی که همچون کبوتران سپیدبال قدم در مسیر جاده عشق گذاشته‌اند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، چشمانمان به مسیر جاده‌ای است که تماما مملو از زائران و دلدادگان پیاده حریم رضوی است آن‌ها که نیت‌هایشان تنها زیارت امام رئوف(ع) و دست‌گیری ایشان در روز جزاست.

تا چشم کار می‌کند سفیدی است که در اطراف جاده خودنمایی می‌کند، جاده‌ای که هوایش سرمای برف روزهای گذشته را با خود به همراه دارد، اما گویی گرم‌تر از هر زمان دیگری است، در این مسیر نه خستگی را حس می‌کنیم و نه طولانی بودن آن را.

تا به خود آمدیم ساعتی گذشته بود ولی تنها دقایقی را سپری کردیم، سفیدی برف چشم‌ها را خیره می‌کند برفی که همه بی تفاوت از کنار آن می‌گذرند. دیروز با بارش برف در مشهد غوغایی بود، اما امروز این کبوتران عاشق بی‌تفاوت از برف زیبایی که بر کنار جاده نشسته می‌گذرند. آنها دل در گروی یاری بستند که عشق به او سبب شده تا تنها از کنار زیبایی‌های مسیر عبور کنند و چه زیبا دلدادگیشان به امام رئوف(ع) را در مسیر قبلگاه هشتم شرح می‌دهند.

زائری پیاده که خود میزبان زائران است

در محور نیشابور ـ مشهد با پیرمردی مواجه می‌شویم که گویا زودتر از همه همراهانش مسیر سفید جاده را در پیش گرفته و گام به گام به سوی امام مهربانی‌ها در حرکت است. وقتی از حسین امینی اسدآباد جلگه رخ، هدف از حرکت پیاده در مسیر مشهد را پرسیدیم در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده و بغض در گلویش بود، این گونه پاسخمان را داد: می‎روم تا سلامی به امام رئوف(ع) داده و زیارت او را به جا آورم خواسته‎های دنیوی ندارم و تنها می‎خواهم اگر قسمت شد راهی سفر کربلا شوم.

او که حدود پنج سال است از زائران پیاده امام رضا(ع) پذیرایی می‎کند، ادامه داد: هر سال بعد از پذیرایی از زائران پیاده حرم رضوی در روستای دولت‎آباد، خود نیز راهی این سفر می‎شوم؛ او که به گفته خودش در طول مسیر و پس از رسیدن به مشهد به ماساژ و درمان پاهای آسیب دیده زائران مشغول است در ادامه بیان می‌کند: خیلی‌ها از من می‌خواهند که پا در این سفر بگذارم زیرا می گویند علاوه بر پیاده‌روی در مسیر به زائران هم خدمت‌رسانی می‌‌کنی.

وقتی از سختی مسیر و سرمای هوا از او می‌پرسیم و اینکه چرا این مسیر را با سن بالا و سردی هوا ادامه می‌دهد، او چنین پاسخ داد: همراهانم در این سردی هوا و شرایط سختی که به دلیل بارش برف در جاده ایجاد شده بود وسایلی برای انتقال زائران فراهم کرده بودند، اما من نپذیرفتم و دوست دارم در این سختی راه قدم بگذارم.

در جاده‌ای که مسیر تردد زائران پیاده است ایستگاه‌های صلواتی پذیرایی بسیاری برپاست خودروهایی نیز در این مسیر با حمل غذا و سایر مایحتاج زائران پیاده به ارائه خدمت می‌پردازند تا هر چند کوچک، سهمی داشته باشند برای خدمت به زائران هشتمین خورشید.

نذری و ارادت به امام رئوف(ع)

مرضیه نیک رفتار، بانویی است که در حال توزیع نذری میان زائران پیاده است وی با بیان اینکه امسال اولین سالی است که خدمت به این شکل را انجام می‎دهد و با فرزندانش در این مسیر حضور یافته است، ابراز کرد: سال‎های قبل توفیق خدمت در موکب‎های پذیرایی آستان قدس رضوی را داشتم.

وی ادامه داد: از سه شنبه، 17 آذرماه خدمت به این صورت را در مسیر جاده‎های منتهی به مشهد به صورت خانوادگی آغاز کردیم و این خدمت در مقابل سختی که این زائران پیاده به جان می‎خرند و از راه‎های دور و نزدیک راهی زیارت امام رضا(ع) می‎شوند چیزی نیست؛ ان شاء الله که امام هشتم(ع) این خدمت و نوکری را از ما قبول کنند، در واقع این خدمت را وظیفه خود و خانواده‌ام می‌دانم.

وی خواسته خود از علی ابن موسی الرضا(ع) را این گونه عنوان کرد که آقا همانطور که نظر ویژه به زائران خود دارند اگر گوشه چشمی هم به ما خادمان زائرانشان و جوانان این مرز و بوم داشته باشند برایمان کافی است.

همراه این خانواده پسری 10 ساله است که او نیز خدمت به زائران را در تعطیلی مدارس مشهد به دلیل بارش برف انتخاب کرده است. محمد حسین که از همان ابتدای صحبت خنده از لبانش محو نمی‌شد، می‌گوید: از دیروز به همراه مادر، برادر و خواهرم برای پذیرایی از زائران امام رضا(ع) در این مسیر حضور دارم و دلم می‌خواهد که من نیز زائر پیاده امام هشتم(ع) شوم.

داستان دو کبوتر در قفس...

دو کبوتر در قفس، دل را به یاد کبوتران حرم شمس‌الشموس می‌اندازد. لابد این کبوترها هم داستانی دارند که پای در سفر عشق گذاشته و راهی زیارت شده‌اند، به دنبال صاحب کبوترها می‎گردیم، بالاخره او را یافته و داستان این دو کبوتر را می‎پرسیم، برایمان چنین شرح می‌دهد: دهه کرامت امسال با حضور خادمان حریم رضوی همراه با پرچم متبرک این آستان ملکوتی در شهر سبزوار، زمزمه ارادت در همه جا موج می‌زد، بسیار منقلب شدم.

وی بیان می‌کند: همان موقع تصمیم گرفتم به نیت آزادی زندانی دربندی که داریم دو کبوتر را در حریم قدسی علی ابن موسی الرضا(ع) آزاد کنم. این بود که امسال هم همچون چهار سال گذشته بار سفر بستم و با این دو کبوتر قدم در مسیر زیارت ثامن‌الحجج(ع) گذاشتم.

او که می‌گفت چند سالی می‌شود که به نیت آزادی زندانی مورد نظر که به دلیل دیه در حبس به سر می برد، به صورت پیاده راهی حرم امام رضا(ع) می‎شوم، ادامه می‌دهد: درست است که تاکنون این زندانی آزاد نشده است و به قولی به حاجتم نرسیده‌ام ولی دلیل نمی‌شود که به زیارت مولایم نروم، من وظیفه دارم که باید به آن عمل کنم و آن چیزی جزء دیدار هشتمین نور نیست.

وی در پاسخ به اینکه وقتی چشمت به گنبد و بارگاه حرم رضوی افتاد چه خواسته‌ای از مولای خود داری، اظهار کرد: می‌خواهم زیارت امام حسین(ع) و حضور در کربلا نصیبم شود، آرزویی که تاکنون به آن نرسیده‌ام و از مقتدایم ثامن الحجج(ع) می‌خواهم که تذکره کربلای مرا امضاء کند.

خوشا به حال این دو کبوتر که به ضمانت امام مهربانی‌ها و به بهانه‌ای راهی حریمش شده‌اند تا بالاخره در صحن و سرای حضرت به پرواز درآیند، صحن و سرایی که آرزویی هر مشتاقی است...

مگر ما خدمتی انجام می‌دهیم که مزدی دریافت کنیم/ خدمت ما منتی است جانب امام رضا(ع)

یکی دیگر از خادمان که در این مسیر افتخار خدمت رسانی به زائران حرم رضوی را کسب کرده است، این گونه حضورش را با ترکیدن بغض و جاری شدن اشک بر صورتش توصیف می‌کند: عشق به امام رضا(ع) باعث شده که هر ساله برای خدمت بیایم.

وقتی از او می پرسم که حضور چند روزه در این مسیر شما را از کار و زندگی شخصی و سایر امورات نمی‌اندازد، عنوان کرد: نه این گونه نیست، اتفاقا خانواده‌ام مشوق من برای حضور در چنین فضایی بوده و حتی خودشان نیز از خدمتگذاران زائران آقا هستند.

محمد علی که حدود 60 سال سن دارد و با سابقه‌ای چهار ساله به زائران پیاده رضوی خدمت می‌کند، در مورد خواسته خود از امام رضا(ع) در جبران خدمتی که انجام می‌دهد، اظهار کرد: مگر ما خدمتی انجام می‌دهیم که مزدی را دریافت کنیم؟! حتی آنچه که انجام می‌دهیم لطفی است که از جانب امام رئوف(ع) به ما شده و منتی است که بر سر خدمتگذاران خود می‌گذارد.

او ادامه می‌دهد: تنها یک درخواست ملتمسانه از آقایم دارم که همچون آن مرد نیشابوری که وقتی سر و صورت حضرت را در مسیر عزیمت به توس اصلاح کرد و با یک نگاه حضرت وسایلش به طلا تبدیل شد، به آقا گفت که دنیا و مادیات برای من اهمیتی ندارد، تنها یک درخواست دارم و آن هم اینکه در شب اول قبر و جان دادن به فریادم برسی؛ من نیز چنین درخواستی دارم چون با عنایت الهی همه چیز به من داده شده و تنها نگاهشان را می‌خواهم در لحظه تنهایی...

این خادم که با وسیله شخصی درمسیر جاده عشق خدمتگذاران به زائران حضرت را جابه جا می‌کند، اضافه کرد: علاوه بر این حدود 14 سال است که یک ماه را هم برای خدمت به زائران شهدا در مناطق جنوب سپری می‌کنم. از مولایم می‌خواهم که هر ساله خوشان کارهایم را درست کنند تا با توجه به شغل مشاور املاکی که دارم بتوانم به خدمت بپردازم و این افتخار را روزیم کنند.  

دلی پاک برای دعا...

در ادامه با سید محسن جعفری نوجوان 14 ساله هم صحبت شدیم با وجود اینکه سال سومی است که پیاده به سمت حرم رضوی می‌رود نیت خود را سلامتی خانواده و به ویژه پدر بیمارش عنوان می‌کند و می‌گوید: با کاروانی 260 نفره از روز شنبه، 14 آذرماه راهی مشهد شده است.

وی اضافه کرد: در طول مسیر خادمان زائران و افرادی که حضور دارند از من می خواهند که وقتی به مشهد رسیدم برایشان دعا کنم و می‌گویند که تو دلت پاک است، من دعا می‌کنم ولی نمیدانم واقعا دلم پاک است یا نه...

وقتی می‌گوییم تو به سن تکلیف نرسیده اما آیا اهل نماز و ... هستی، پاسخ می‌دهد: چندسالی می‌شود که نماز می‌خوانم، همیشه نیز سعی کردم نمازم را به موقع بخوانم و البته مکبر نماز هم هستم.

زیارت، زیارت و تنها زیارت...

از او جدا می‌شویم و می‌خواهیم که با دل پاکش برای ما نیز دعا کند، در ادامه مسیر جوانی 21 ساله از روستای کوشش شهرستان کاشمر با ما هم کلام می‌شود و می گوید پنج روز است که در راه هستند تا خود را به مقتدای رئوفش برساند، او در مورد سختی‌های راه نیزچ چنین گفت: همه این دشواری‌ها را به خاطر آقا امام رضا(ع) و با نیت زیارت به جان خریدم.

احمدی در پاسخ به سوال چند باره ما در مورد حاجتش از پیاده رفتن به محضر امام هشتم(ع)، عنوان کرد: تنها برای زیارت می روم و حاجت دیگری ندارم. هر چه پرسیدیم چه حاجتی داری تنها گفت می‌روم تا امامم را زیارت کنم...

زیارتی به شکرانه گرفتن حاجت...

یکی از زائران نیز که دختر جوانی است به اصرار برگه‌ای از ما گرفت و این جمله را برایمان نوشت «دیری است که محتاج دیدار حرمم و به دیدار آقا آمده ام، با آرزوی سلامتی بیماران؛ حاجت گرفته ام و امسال نیز به شکرانه حاجتم قدم در مسیر عشق نهاده ام».

نماز صبح را که می‌خوانند قدم در مسیر عشق گذاشته و طی طریق می‌کنند تا هر چه زودتر به دیدار محبوب خویش نائل شوند و دیدگان خود را به نور شمش‌الشموس نورانی کنند.

نزدیکی‌های غروب که می‌شود آنانی که هنوز به منزلگاهی برای توقف و ماندن شب در آنجا نرسیده‌‌اند به نزدیک‌ترین محل‌های اسکان منتقل می‌شوند تا بعد از کمی استراحت با طلوع دوباره خورشید ادامه مسیر خود را ازهمان نقطه قبلی پی بگیرند.

اما چه زیبا بود زمزمه‌های ارادت به امام رئوف در جاده‌ای که همه‌اش برف بود و سپیدی و چه دلنشین بود لبیک‌هایی که به لب می‌آوردند، به همین سرعت یک روز گذشت بدون اینکه دریابیم به واقع در دل آن‌ها چه می‌گذشت که سختی چندین روزه راه را به جان خریدند و عازم سفری شدند از جنس عشق؛ سفری در مسیر قبله‌گاه هشتم...

گزارش از زهرا قندهاری/ معصومه امام وردی

captcha