اعظم خزاعی، برگزیده مرحله استانی هجدهمین دوره جشنواره بینالمللی قصهگویی در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی با اشاره به آئین قصهگویی در شب یلدا، عنوان کرد: از گذشته برای یلدا، قصههایی به خصوص از شاهنامه بازگو میشده است و همچنین افسانههای پهلوانی تعریف میکردهاند ولی میتوان داستانهایی از زندگی امام علی(ع) را بازگو کرد که پهلوان پهلوانان هستند.
خزاعی با بیان اینکه در هر زمانی میتوان قصه مذهبی را بازگو کرد ولی بستگی به این دارد که چگونه آن را تعریف کنیم، گفت: مثلا قصه زندگی حضرت علی(ع) را برای خود، بهگونهای جذاب تعریف کرده باشیم که برای مخاطب نیز جذاب و شیرین باشد یا میتوان به راحتی، زندگینامه ایشان را از روی کتاب تعریف کنیم. به طور مسلم، شیوه اول، تأثیر بیشتری دارد و مخاطب نیز آن را پیگیری میکند.
با اشاره به اینکه همیشه پیام قصهها، غیر مستقیم است و خود بچهها، پیام آن را دریافت میکنند، اظهار کرد: از آنجا که بیان نکات مذهبی برای بچهها، مقداری سنگین است، آنها را در قالب پیامهای اخلاقی در قصهها بیان میکنیم بهخصوص بیان مطلب مستقیم برای نوجوان، جواب معکوس میدهد و برای کودک نیز باید با گفتاری سهلتر و لطیفتر بیان شود.
برگزیده نخست مرحله استانی شانزدهمین دوره جشنواره بینالمللی قصهگویی سال 91 با بیان اینکه در قصهگویی، نکات مذهبی را در قالب پیامهای اخلاقی منتقل میکنیم، ابراز کرد: مثلا مفهوم خوب بودن نماز را به طور مستقیم بیان نمیکنیم بلکه قصهای را تعریف میکنیم که شخصیت اصلی آن، با نماز خواندن به چیز خوبی دست یافته است.
انتخاب قصه، متناسب با مخاطب/ تغییر در مخاطب قصه، از گذشته تا کنون
وی، با بیان اینکه قصهگو باید جنس مخاطب خود را بشناسد و ابتدا خود، در فضای قصه قرار گیرد، گفت: فن بیان و توانایی جسمی در انتخاب قصه برای موفقیت یک قصهگو اهمیت دارد ولی مهمتر آن است که متناسب با مخاطب، قصه را انتخاب کرده باشد و خود، قصه را دوست داشته باشد تا قصه را از آن خود کند.
خزاعی با اشاره به اینکه پیام قصهها، شاید جزو مهمترین تغییرات قصهگویی است که از گذشته تا کنون ایجاد شده است، ابراز کرد: مخاطب نیز در این تغییر تأثیرگذار است، مخاطبی که پیش از این، شبهایی از هفته را دور کرسی مینشسته تا یک قصه را بشنود، تفاوت دارد با مخاطبی که هر دقیقه، به تلویزین، اینترنت، موبایل، رایانه و... دسترسی دارد و به قصه تمایل چندانی ندارد.
مربی مسئول مرکز فرهنگی شماره دو گناباد افزود: در گذشته، هنگامی که مادربزرگ، اوسونه یا قصه را تعریف میکرده است، همه مشتاق شنیدن بودند ولی اکنون، قصه باید آنقدر جذاب باشد که بتواند بچه را سر جایش، میخکوب کند و گرنه مانند گذشته نمیتوان حق قصه را ادا کرد و ممکن است که بچهها در میانه شنیدن قصه، آن را رها کنند.