کد خبر: 3462833
تاریخ انتشار : ۰۶ دی ۱۳۹۴ - ۰۸:۲۹
شعری برای پیامبر رحمت؛

تو راز شکفته حیاتی، تضمین بقا پس از مماتی...

گروه هنر: کمال الدین غراب، یکی از هنرمندان مشهدی، شعری را به مناسبت میلاد حضرت محمد(ص) تقدیم ساحت این بزرگوار کرده و در اختیار ایکنای خراسان رضوی قرار داده است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، کمال‌الدین غراب، یکی از نویسندگان، هنرمندان، مفسران و محققان برجسته کشور از مشهد، به مناسبت هفته وحدت و میلاد پیامبر اکرم(ص) شعری را تقدیم ساحت این بزرگوار کرده و متن آن را در اختیار ایکنای خراسان رضوی قرار داده است.

این شعر که برای نخستین بار منتشر می‌شود، به شرح زیر است:

ای نور بلند آسمانی

ای بر شب گمرهان شبانی

ای در دل عشق جایگاهت

ای بر سر سدره پایگاهت

چون پای بدین جهان نهادی

ابلیس ز پای درفتادی

شب تا به سپیده نعره می‌زد

سر بر سر سنگ و صخره می‌زد

از کنگره شهان عالم

افتاد شکوه و فرّ و پرچم

آتشکده هم فروغ بگذاشت

آدم صنم دروغ بگذاشت

هر کاخ که بر نشست بشکست

هر کوخ نشست بر فرادست

جبریل نهاد طشت زرین

در جمع فرشتگان سیمین

از چشمه کوثر الهی

رطلی دو- سه ریخت در صراحی

کامت ز شراب عشق برداشت

نافت ببرید و در ختن کاشت

آهوبچگان دشت و صحرا

زان مست شدند و ناشکیبا

باز آن تن نازنین به بر داشت

در چشمه قدس تا به سر داشت

گرد از سفر دراز می‌شست

از مُهر نبی نشانه می‌جست

از عهد الست پشت تا پشت

می‌شست غبار با سرانگشت

تا بنگرد این سلاله پاک

طرحی چه درافکند در این خاک

هم رحمت هر دو عالم استی

بر دفتر عشق خاتم استی

معراج تو آسمان فروزد

جایی که فرشته پر بسوزد

ای آرزوی حیات هستی

آیینه پاک ذات هستی

در خاک و نبات و حی و حیوان

گردیدی و آمدی به انسان

در انس میان ساجدان باز

گشتی و نگشت راز تو باز

تا عاقبت آن شکل عرب‌وار

شد جامه دلپسند آن یار

ورنه عرب و عجم بهانه است

زیرا که بشر نه بی‌کرانه است

تو راز شکفته حیاتی

تضمین بقا پس از مماتی

تو روح درخت آرزویی

مقصود فلک ز جستجویی

تو مژده رحمت خدایی

هرچند کنون ز ما جدایی

تو خود عَلَم قیامت استی

بر جامه عدل قامت استی

آن روز شفیع اذن‌ داری

زنهار و امان به کار داری

دستی به شفاعتم برون آر

ما را ز تبار عشق بشمار

در زمره عاشقان خود بین

ای نقش‌زن فلاح و آیین

کمال‌الدین غراب

94/10/1

captcha