گروه اجتماعی: پلی آجری از جمله ابنیه تاریخی شهرستان رشتخوار است که در ۲۰ کیلومتری جاده تربت حیدریه به رشتخوار واقع شده و از یادگارهای معماری دوره قاجار به شمار میرود، واقف این پل شرط کرده بود سنگ بنای احداث توسط فردی نهاده شود که نماز صبحش اصلا قضا نشده باشد.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، پل آجری از دوره قاجار که از ابنیه تاریخی رشتخوار به شمار میرود، حکایتی را با خود به همراه دارد که نسل به نسل در بین اهالی این شهر نقل شده است.
این پل روایتی شیرین را در اذهان زنده میکند، روایتی از تلاش یک واقف برای ساخت یک پل با ویژگی خاص که برای احداث پل شرطی را میگذارد اما هیچ کس جز قادر به انجام آن نیست، جز خود او. داستان این شرط و حکایت این پل تاریخی که در 20 کیلومتری جاده تربتحیدریه به رشتخوار واقع
شده است را از زبان مجید خطایی، عضو شورای اسلامی شهر رشتخوار میشنویم.

مجید خطایی، عضو شورای اسلامی شهر رشتخوار در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی در وصف احداث این پل تاریخی به نقل از بزرگان رشتخوار توسط این واقف گفت: همه چیز از روزها قبل آماده شده بود تا کار ساخت پل روی کال(رودخانه) سالار توسط شروع شود، آن سالها به دلیل بارندگیهای زیاد و سیلابهای قوی عبور و مرور برای مردم از این رودخانه مشکل بود و مثل این روزها وسایل ارتباطی پیشرفت نکرده بود، گاهی پیش آمده بود که ماهی یک یا بیشتر مردم در این سوی رودخانه مانده بودند و نمیتوانستند با شهرهای تربت حیدریه و مشهد و دیگر نقاطی که میباید از طریق این مسیر بروند، ارتباط داشته باشند.
وی با اشاره به اینکه علاوه بر ساخت این پل توسط حاجی خان یاور، موقوفات بسیار دیگری نیز از این خیر در شهر رشتخوار و روستاهای اطراف این شهرستان به یادگار مانده است، گفت: حاجی خان یاور این پیرمرد نیکاندیش که از ثروت و مکنتی برخوردار بود، نیت کرده بود تا برای کمک به رفع این مشکل مردم با هزینه خود پلی را بسازد و پس از ماهها تلاش و با صرف وقت و هزینه بسیار ابزار و مصالح کار آماده شده بود.خطایی در این خصوص ادامه داد: کارگران و بناها آماده شروع کار بودند و نگاهها به دهان پیرمرد دوخته شده بود تا اجازه شروع کار داده شود، پیرمرد با نگاهی سرشار از مهربانی به جمع کارگران نگاه کرد و بعد از مکثی کوتاه خطاب به کارگران گفت: میخواهم خشت اول کار را یکی از شما بگذارد مشروط به آن که تاکنون اصلا نماز صبحش قضا نشده باشد.

وی گفت: در این همگام نگاه
کارگران به هم دوخته شد، نفسها در سینه حبس شد همه منتظر بودند تا ببینند
چه کسی داوطلب این کار میشود اما هیچکس بلند نشد، پیرمرد دوباره سخنش را
تکرار کرد اما داوطلبی با این شرایط پیدا نشد، تکرار سخن به مرتبه سوم کشید
اما باز هم تنها وزش نسیم صبحگاهی بود که سکوت را میشکست، سرانجام حاجی
خان یاور خود گام پیش نهاد و با گفتن بسمالله کار را اغاز کرد.
عضو
شورای اسلامی شهر رشتخوار ادامه داد: این واقف در حالی که این حدیث ارجمند از پیامبر گرامی
اسلام(ص) که فرمودهاند: «پروردگارم، مرا امر نموده که قبل از طلوع خورشید و
قبل از آنکه کافر برای آفتاب سجده کند، نماز صبح بخوانم تا آنکه امتم برای
خداوند، سجده نمایند. و زود به جای آوردن آن، در پیشگاه خداوند محبوبتر
است. این نمازی است که ملائکه شب و روز شاهد آن میباشند» را زیر لب زمزمه
مینمود، خشت اول را بر کار نهاد.
وی با تأکید بر وقف اموال با نگاه خیرخواهی اظهار کرد: این پل تاریخی که خشت اول آن با تقید به نماز صبح بر کار نهاده شده است، بعد از سالها استفاده توسط نسل های گوناگون همچنان سربلند و مقاوم در قامت یک اثر تاریخی ـ ملی بر تارک آثار تاریخی شهرستان رشتخوار میدرخشد و همچنان هرگاه از کنار آن میگذرید، گویا تجسمی از نماز اول وقت در سحرگاه است چرا که به قول حضرت حافظ «از رهگذر خاک سر کوی شما بود هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد»
خطایی به موقوفات دیگر حاجی خان یاور در این شهرستان به آب انبار و مسجد جامع شهر رشتخوار که هنوز قابل استفاده مردم است ،اشاره کرد و با بیان اینکه خانه حاجی خان یاور که در آن زمان حاکم رشتخوار هم بوده است، در داخل شهر و در خیابان امام خمینی شمالی قرار دارد، گفت: این سکونتگاه با وسعت 2200 مترمربع با توجه به کتیبه آن، در دوره قاجار و به سال 1344 هـ.ق ساخته شده و مشتمل بر ایوانی با شش ستون، تزئینات کاشیکاری و آجرکاری منقوش به آیاتی از قرآن است که از جلوهای خاص برخوردارند.

وی با ذکر اینکه هر ساله از گردشگران داخلی و خارجی از این آثار بازدید میکنند، عنوان کرد: خانه حاجی خان یاور دارای دو قسمت تابستانه و زمستانه با اتاقهایی با شومینههای زیبای گچی، مطبخ، انباری و ... است که اکنون به عنوان اداره میراث فرهنگی و نمایشگاه آثار تاریخی رشتخوار نگهداری میشود.
یادآور میشود، شهرستان رشتخوار با گستردگی 4360 کیلومتر مربع وسعت و مرکزیت شهری به همین نام با دو بخش مرکزی و جنگل از شمال و شمال شرقی و غربی به تربت حیدریه و از جنوب غربی و جنوب به گناباد و از شرق و جنوب شرقی به خواف محدود میشود.