به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از فارس، این روزها هیاهویی در دیار ما برپاست. اخباری میشنویم، صداهایی به گوش میرسد، تصاویری به نمایش گذاشته میشود و همه و همه مژده آمدن گمنامان جاده عشق را میدهند. همانها که به واسطه عشق رفتند، امروز نیز همراه با کولهباری از عشق به وطن خود باز گشتند.
جاذبه خاک به ماندن میخواند و آن عهد باطنی به رفتن، عقل به ماندن میخواند و عشق به رفتن و این هر دو را خداوند آفرید تا وجود انسان در آوارگی و حیرت میان عشق و عقل معنا شود. به راستی چه زیبا گفتی ای گمنام و چه عاشقانه عقل را نفی کردی و به راستی که سالهاست به بهانه عقل درگیر جاذبه این خاکیم.
تو گفتی آن زمان عشق در عـروج معنا خواهد شد که دست از عادات سخیف خاکسترنشینی برداری و دل به دریا بزنی و به راستی خود به خوبی دل به دریا زدی و رفتی. آنقدر رفتی که بازگشتت قریب 3 دهه به طول انجامید. اما مگر زمان به این راحتی میگذرد برای آنکه چشمانتظار است تا محبوبش، عزیزش، دردانهاش، فرزندش، همسرش و پدرش بازگردد و یا حتی نشانهای از او پیدا شود.
مگر میشود چشمان مشتاق و مهربان پدر آن دلداده گمنام راه عشق و بندگی را فراموش کنم که زمانی از او پرسیدم: «پدر جان! با گذشت 30 سال هنوز هم چشمانتظار بازگشت فرزندت هستی؟» پاسخ داد: «نه انسان وقتی چیزی را با خدا معامله میکند که پس نمیگیرد، من پسرم را با خدا معامله کردم».
اما آه از آن آه جانسوز مادر که تمام وجودم را آتش زد و خاکستر کرد. شانههایم به لرزه افتاد. قدمهایم سنگین و آهسته شد و از حق نگذریم چادرم هم کمی بر روی سرم سنگینی میکرد. من خود یک زنم با تمام عواطف مادرانه و نیک میدانم این آه چگونه تمام وجود یک زن را میسوزاند، زمانی که حتی زبان هم از بیان عمق اندوه و انتظار، قاصر میشود.
امروز یوسفهای گمگشته این مادران و پدران در راهند. میآیند تا شاید ذرهای از درد جانسوز انتظارشان را بکاهند اما کسی چه میداند که این یوسفها متعلق به کدام خانواده هستند، تنها میدانند که اینان همانند عزیزشان گمنامان راه عشق و بندگی هستند.
آری! روزگاری جنگی درگرفت و دلاورانی از نسل ایثار و شهادت به جاده عشق زدند. جادهای که راه بازگشت آن به سوی آسمان بود. رفتند تا ما بمانیم، استقامت کنیم و نام این دیار و مکتب را قویتر و محکمتر از قبل به دنیا گوشزد کنیم و اینگونه ایران اسلامی همیشه سربلند خواهد بود.
امروز این دلاوران بیادعا، این مجاهدان گمنام عرصه عشق و دلدادگی و این رهروان طریقت حق و حقیقت به سوی ما بازگشتهاند. پیکر مطهر 94 تن از آنان قریب 10 روز است که در دیار ما به سر میبرند و هر روز و هر ساعت میهمان نقطهای از این دیار میشوند.
اما وعده دیدار ما، مردم سومین حرم اهل بیت(ع) در ایران اسلامی با این کاروان عشق، فرداست. فردا همه میآییم نه به خاطر آنان بلکه به خاطر خودمان که امروز بیش از هر چیز به وجود آنان نیازمندیم. چراکه اینان امامزادگان عشق و محل تسکین آلام دنیوی امروز ما هستند. همین که لحظهای چشمان ما به تابوتهای این سرافرازان بخورد و اشکی از گوشه چشم ما جاری شود و در دل خود بتوانیم نجواها و راز و نیاز داشته باشیم، برای ما کفایت میکند.
ما میآییم تا ثابت کنیم که شهید هیچگاه فراموش نمیشود، بلکه در کل هستی جاری است و شهید یعنی مغناطیس دلها که موجب میشود همه دلهای پیر و جوان، زن و مرد، کودک و نوجوان و جوان به سمت آنها جذب شود و اصولاً شهید را باید فهمید و حس کرد.