کد خبر: 3472930
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار : ۱۶ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۰:۱۷
محمدعلی انصاری:

عشق به خدا و پاکی، نتیجه تقواست/ نیکی به پدر و مادر؛ اولین اثر تقوا

عشق به خدا و پاکی، نتیجه تقواست/ نیکی به پدر و مادر؛ اولین اثر تقوا گروه اندیشه: مؤلف تفسیر مشکات با اشاره به عبارت «وَ کانَ تَقیّاً، تقواپیشه بود» در پایان آیه 13 سوره مبارکه مریم، علت عنایت خداوند به حضرت یحیی(ع) و اعطای نعمت­‌هایی همچون اشتیاق به خداوند و پاکی را تقوای کامل این پیامبر دانست و گفت: معنای تقوا، شنیدن نهیب خطر از درون و بیرون وجود و جست­‌و­جو برای رهایی از آن است که در نهایت انسان به این نتیجه می­‌رسد که اطاعت از خداوند تنها راه نجات از این خطرات است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، محمدعلی انصاری، مؤلف تفسیر مشکات، شب گذشته، 15 بهمن‌ماه در ادامه سلسله مباحث تفسیر قرآن کریم که در مؤسسه بیان هدایت نور برگزار شد، به توضیح و تفسیر آیات 13 تا 15 سوره مبارکه مریم با موضوع ویژگی­‌های حضرت یحیی(ع) و اخلاق الهی پرداخت.

انصاری با اشاره به آیه «وَ حَناناً مِنْ لَدُنَّا وَ زَکاةً وَ کانَ تَقِيًّا، و [نیز] از جانب خود، مهربانی و پاکی [ به او دادیم ] و تقواپیشه بود».(مریم/13) به توضیح معنای واژه «حَنّان» در آیه پرداخت و گفت: «حنان» به معنای بی­‌قراری، اشتیاق و سوز و گداز انسان است مانند اشتیاق و سوز و گداز مادر نسبت به فرزند یا انسان نسبت به وطن و از همه این‌ها بالاتر، سوز و گدازی که خداوند در جان فرزندان آدم قرار داده است.

مؤلف تفسیر مشکات با بیان دعاهایی که اهل بیت(ع) در آن­‌ها افزایش عشق و سوز و گداز را از خداوند طلب کرده بودند، ادامه داد: سوز و گداز مقامی است که از طرف خدا عنایت می­‌شود، اما اینکه خداوند چرا به همه این عشق، شور و اشتیاق را نمی­‌دهد از بخل خداوند نیست بلکه به دلیل عدم قابلیت انسان‌هاست.

وی در ادامه، به کلمه «زکاة» در آیه مذکور اشاره کرد و در توضیح این واژه گفت: «زکات»، مصدر و معنای آن طهارت و رشد است که در این آیه، احتمال هردو معنا وجود دارد، چراکه اگر معنایش طهارت و پاکی باشد، قطعا رشد هم به دنبال آن خواهد آمد و اگر معنایش رشد باشد، رشد و کمال بدون طهارت و پاکیزگی امکان ندارد؛ بنابراین احتمال هردو معنا وجود دارد.

علت همه عنایات به حضرت یحیی(ع) تقوای ایشان بود

انصاری با اشاره به عبارت «وَ کانَ تَقیّاً، تقواپیشه بود» در پایان آیه 13 سوره مریم، علت عنایت خداوند به حضرت یحیی(ع) و اعطای نعمت­‌هایی همچون اشتیاق به خداوند و پاکی را تقوای کامل این پیامبر دانست و اضافه کرد: معنای تقوا، دیدن نهیب خطر، از درون و بیرون وجود و جست­‌و­جو برای رهایی از آن است که در نهایت انسان به این نتیجه می­‌رسد که اطاعت خداوند تنها راه نجات از این خطرات است؛ «تَقیّ» در این آیه نیز به معنای کسی است که به تمام معنا و به طور کامل با تقواست و علت همه این عنایاتی که به حضرت یحیی(ع) شد نیز همین تقوای کامل ایشان است.

وی در همین راستا با اشاره به آیات قرآن کریم درباره آثار تقوا توضیح داد: راه رسیدن به تمام موهبات الهی، برخورداری از نعمت‌های خداوند و راه هدایت شدن با قرآن، تقواست و نزول رزق معنوی، حفظ آبرو و دوری شیطان از انسان به برکت تقواست و اما در آخرت نیز، پاداش حضور در نزد خداوند و سرمستی آن دنیا از آنِ باتقوایان است همان­طور که خداوند می‌فرماید: «إِنَّ الْمُتَّقينَ في‏ جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ في‏ مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَليکٍ مُقْتَدِرٍ، در حقیقت، مردم پرهیزگار در میان باغ‌ها و نهرها، در قرارگاه صدق، نزد پادشاهی توانایند».(قمر/54 و 55)

این مفسر قرآن کریم در ادامه با بیان ویژگی‌­های حضرت یحیی(ع) بر اساس آیات قرآن کریم، به نیکوکار بودن این پیامبر و آیه «وَ بَرًّا بِوالِدَيْهِ وَ لَمْ يَکُنْ جَبَّاراً عَصِيًّا، و با پدر و مادر خود نیک رفتار بود و زورگویی نافرمان نبود».(مریم/14) اشاره کرد و در ابتدا به توضیح واژه «برّ» پرداخت و گفت: این واژه از ماده «برر»به معنای گستردگی است؛ به لطف‌های وسیع «بِرّ» می­‌گویند و در این آیه به معنای احسان و نیکوکاری در همه ابعاد مادی، غیر مادی، روحی، جسمی و ... است و عاقبت این نیکوکاران را خداوند این­طور در قرآن بیان کرده است که «إِنَّ الْأَبْرارَ لَفي‏ نَعيمٍ، براستی نیکوکاران در نعیم [ الهی ] خواهند بود». (مطففین/22)؛ همچنین، معنای واقعی نیکوکاری در آیه 177 سوره بقره بیان شده است که شامل ایمان، رسیدگی به خویشاوندان، یتیمان، وفای به عهد و ... می‌شود.

انصاری پیش از توضیح این بخش از آیه 14 سوره مریم در رابطه با ویژگی­‌های حضرت یحیی(ع)، بیان کرد: صفاتی که تا این آیه برای حضرت یحیی(ع) مطرح شد مربوط به رابطه ایشان با خداست اما، ویژگی­‌هایی که پس از این بیان می­‌شود مربوط به رابطه ایشان با خلق خداست؛ این جامعیت اخلاق الهی است که بندگان برگزیده او در عین اتصال به خدا بیشترین وابستگی را به خلق دارند و در عین چاکری برای خداوند، نهایت تواضع را نسبت به خلق دارند، بدیهی است که پدر و مادر اولین کسانی هستند که با انسان ارتباط پیدا می­‌کنند و بیشترین حقوق را دارند بنابراین، اگر بناست نیکوکاری نسبت به خلق مطرح باشد، پدر و مادر مقدم هستند و اولویت با آ­ن‌­هاست.

نیکی به پدر و مادر؛ اولین نشانه تقواست

مولف تفسیر مشکات با بیان اینکه اولین نشانه تقوا نه نماز، روزه و طواف خانه کعبه بلکه ارتباط شایسته با خلق است به آیه «يَسْئَلُونَکَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبينَ وَ الْيَتامي‏ وَ الْمَساکينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَليمٌ، از تو می‌پرسند چه چیزی انفاق کنند[و به چه کسی بدهند ]؟ بگو هر مالی انفاق کنید، به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مسکینان و به در راه مانده تعلّق دارد ، و هر گونه نیکی کنید البتّه خدا به آن داناست».(بقره/215) اشاره کرد و ادامه داد: بعضی افراد سوال داشتند که چه چیزی انفاق کنیم اما، خداوند با پاسخی که می­‌دهد می­‌فرماید اینکه چه انفاق کنید مهم نیست بلکه، اینکه این انفاق را در چه زمینه‌ای صرف کنید مهم است که پدر و مادر در اولویت هستند و پس از آن‌ها نوبت یه مراتب بعدی می‌رسد.

وی در همین راستا اضافه کرد: تعامل نیکو با دیگران نیازی به دلیل شرعی ندارد، هر عاقل فرهیخته‌ای آن را درک می‌کند و اینکه خداوند فرموده است «هَلْ جَزَاء الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ، مگر پاداش احسان جز احسان است؟»(رحمان/60) و توصیه به نیکوکری کرده است، یادآوری عقلی است و نه حکم شرعی، بنابراین، نیکوکاری نسبت به کسی که بیشترین محبت را به ما کرده‌اند یعنی پدر و مادر، ضرورت عقلی دارد که شریعت به این ضرورت عقلی پشتوانه شرعی می­‌دهد و می‌­فرماید «وَ قَضي‏ رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً ...، و پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر [ خود ] احسان کنید».(اسراء/23)

انصاری در ادامه سخنان خود در رابطه با نیکوکاری نسبت به پدر و مادر، به احادیثی از معصومان(ع) در کتاب سنن ابن ماجه اشاره کرد و گفت: این کتاب یکی از شش کتاب اصلی اهل سنت است و مشابه احادیث آن در منابع شیعی نیز وجود دارد.

تعیین بهشت یا جهنم رفتن انسان از طریق رفتار با پدر و مادر، عمل به نیازهای پدر و مادر قبل از مطرح شدنش توسط آن­ها، هم طراز بودن نیکی به پدر و مادر با نماز اول وقت در محبوبیت نزد خداوند، لزوم دوری از ناراحت کردن پدر و مادر، لزوم نیکی به پدر و مادر مشرک و یا معتقد به مذهبی غیر از شیعه و در عین حال، عدم اطاعت از آنان در اعتقادات، لزوم پرداخت دیون پدر و مادر، استغفار برای آنان، صله رحم با ارحام پدر و مادر و احترام به دوستان آن­‌ها پس از مرگشان، از جمله مضامین احادیثی بود که انصاری در موضوع لزوم نیکی به پدر و مادر به آن­‌ها اشاره کرد.

عتاب امام صادق(ع) به کسی که با مادرش با تندی برخورد کرده بود

وی در حدیثی دیگر درباره ماجرایی از پیامبر(ص) و توصیه ایشان به جوان چوپانی درباره مادرش اضافه کرد: وقتی که عمر بن‌خطاب جوان چوپانی را می‌بیند و به پیامبر(ص) می‌گوید «چقدر خوب بود این جوان در خدمت شما بود و در راه خدا مبارزه می‌کرد»، پیامبر(ص) می‌فرماید «آن جوان در راه خداست و تو نمی‌دانی» و به آن جوان که مادرش را از راه چوپانی اداره می‌کرد فرمودند «همین کارَت را ادامه بده، چراکه بهشت زیر پای مادر توست» و یا امام صادق(ع) وقتی متوجه می‌شوند یکی از یارانشان با مادرش تند صحبت کرده بود پس از یادآوری تک تک زحمات مادر از پیش از تولد تا رشد انسان به وی می‌فرمایند «دیگر نبینم و نشنوم که با مادرت تندی کنی»؛ نکته مهم این است که بین پدر و مادر همیشه مادر مقدم بر پدر است.

انصاری در ادامه با اشاره بخش دوم آیه 14 سوره مریم، به توضیح واژه «جبار» پرداخت و گفت: «جبار» به معنای فرد خشن است اما در اصطلاح به معنای کسی است که حقوق دیگران را پست و کوچک می­‌شمارد و برای هیچ کس حقی قائل نیست؛ انسان مومن حقوق دیگران و تکالیف خود را می‌­داند؛ بدون ریا و هر عنوان دیگری عرض می­‌کنم که بارها با افتخار برای رفتگری که صدای خش خش جاروی او به گوشم می­‌رسد دعا می­‌کنم و می­‌دانم به گردن من حق دارد که من الان محمد علی انصاری هستم، معلم کلاس اول دبستانم در دبستان هروی خیابان خواجه ربیع که دامغانی نیز بود، پزشکی که در دوران کودکی معالجه من را به عهده داشت، همه و همه بر من حق دارند که من اینجا نشسته‌ام.

وی در همین راستا اضافه کرد: حال که ما اینجا و در حال گفت‌وگو درباره قرآن هستیم، عده‌ای در مرزهای کشور مراقب هستند که امنیت ما برقرار باشد، کسانی در شیفت‌های کاری هستند، بر ما که الان جلسه برگزار می­‌کنیم حق دارند، آیا می­شود حقوق این افراد را نپذیرفت و یا در جامعه نسبت به حقوق مردم بی توجه بود؟.

این مفسر قرآن کریم در توضیح واژه «عصیّ» درادامه بخش دوم آیه 14 سوره مریم، بیان کرد: «عصیّ» به معنای گستاخی، سرپیچی، و طغیانگری است که آیه می­‌فرماید حضرت یحیی(ع) این طور نبود بلکه، در چهار چوب حقوق و حدود گام بر می­‌داشت.

انصاری با اشاره به ویژگی­‌های بیان شده در آیات پیشین سوره مریم درباره حضرت یحیی(ع) همچون پاکی، رشد، نیکوکاری، جبار و طغیانگر نبودن توضیح داد: چنین کسی با این ویژگی­‌ها مشمول سلام خداوند قرار می­‌گیرد و خداوند امنیت بخش، سلامش را در سه مقطع خاص زندگی انسان، یعنی زمان ورود به دنیا و متولد شدن، زمان مرگ و ورود به عالم مرموز و پیچیده برزخ و زمان ورود به قیامت ارزانی چنین انسانی می­‌کند: ««وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا، و درود بر او، روزی که زاده شد و روزی که می‌میرد و روزی که زنده برانگیخته می‌شود»(مریم/15).

حیات حضرت یحیی(ع) درقیامت، حیات شهداست

وی با اشاره به ماجرای شهادت حضرت یحیی(ع) توسط هرودیس، پادشاه آن زمان و بریدن سر این پیامبر خدا برای سر گرفتن ازدواجی نامشروع میان هرودیث و برادرزاده و یا دختر همسرش بیان کرد: همه انسان­‌ها در زمان ورود به قیامت حیات دارند اما اینکه در پایان آیه سلام بر حضرت یحیی(ع) در هنگام ورود به قیامت واژه «حیّاً» آمده است، این نکته را می­‌رساند که حیات ایشان به دلیل شهید بودن ویژه و از جنس حیاتی است که در این آیه به آن اشاره شده است «وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ، هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده‌‏اند، مرده مپندار، بلكه زنده‌‏اند كه نزد پروردگارشان روزى داده مى‏‌شوند».(آل عمران/169)

علی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۷:۱۲ - ۱۳۹۴/۱۱/۱۷
0
0
مطالب بسیار زیبایی بود.استفاده کردم
خدا خبرتان دهد
captcha