سيد علی صافی، مدرس دانشکده اصول دین دزفول در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، پیرامون راهكارهای ایجاد احساس نیاز به قرآن کریم در ميان مردم، گفت: برخی از این راهها به حوزه نظر برمیگردد؛ یعنی ضرورت دارد افراد جامعه را نسبت به قرآن و کارکرد قرآن در زندگی آگاه کنیم.
وي با تصريح به نحوه تعامل مردم با قرآن كريم خاطرنشان كرد: این نحوه تعامل شیوههای نگرشی را شکل داده که شاید برای جوان سؤال این باشد که آیا حقیقت و جایگاه قرآن همین است که تلاوت شود و احترام صوری و ظاهری نسبت به قرآن صورت گیرد و در مناسک و مراسم از آن بهرهگیری شود یا اینکه قرآن به عنوان یک کتاب زندگیساز و تصمیمساز مخصوصاً در شرایط بحران مطرح است؟
صافي ادامه داد: شکلی که در آن به قرآن به عنوان کتابي خارج از حیطه زندگی و تصمیمگیری نگاه میشود؛ يعنی تصور میشود ما زندگی میکنیم و با قرآن ارتباطی هم برقرار میکنیم، یک نگاه آسیبزا است. در گذشته به گونهاي و امروز به گونهاي ديگر. امروزه که تفکر پلورالیسم و جدایی دین از سیاست، از فرهنگ و تربیت و اقتصاد و اجتماع در حال تبلیغ است، این امر به شکل نويي در جامعه زمینه پیدا کرده است که ما آموزههای قرآنی را در متن زندگی خود به کار نمیگیریم.
اين مدرس دانشگاه ادامه داد:
وقتی به کسانی که مسلمان یا مستبصر شدهاند مراجعه میکنیم میبینیم در مواجهه با
قرآن به شکل عجیبی متحول شدند. یعنی اين افراد در مواجهه با قر آن فرهنگ ریشهداری که غرب با توان بالای
اقناعی که داشته توانسته در انسانها ایجاد کند، كنار
گذاشتند و فرهنگ اسلامی را انتخاب کردند. وقتی از آنان میشنوید که قرآن منبع
انرژی و هدایت است، خود به خود این سؤال پیش میآید که چرا این اتفاق برای ما نمیافتد؟
معلوم میشود نوع نگاه ما به قرآن و کارکرد آن باید تصحیح شود.
قرآن یک دستورالعمل
است که محدود را به نامحدود متصل ميکند
وي تأكيد كرد: ما باید قرآن را به عنوان یک نسخه الهی و یک دستورالعمل برای زندگی، برای ازدواج، تربیت، سیاست، اقتصاد و برای ارتباط با جامعه، با طبیعت و خدا معرفی میکنیم. قرآن یک دستورالعمل است که محدود را به نامحدود متصل ميکند و قطره را به دریا پیوند ميدهد به تعبیر مولوی:
قطره دریاست اگر با دریاست
ورنه او قطره و دریا، دریاست
این اتصال محدود به نامحدود باید ایجاد شود. تا زمانی که این حالت در ما شکل نگرفته که به قرآن به عنوان یک نسخه برای عمل نگاه بکنیم مشکل همچنان ادامه دارد.
صافي گفت: همچنان که انسان با مراجعه با پزشک نسخه درمانی را طبق دستورالعمل او رعایت میکند چون میداند درمان او از این طریق حاصل ميشود؛ اگر درصدی از باور به درمانگری نسخه الهی در وجود ما باشد باید به طور طبیعی همین تعامل را با قرآن داشته باشیم.
مدرس دانشكده اصول دين دزفول عنوان كرد: آیاتی با مضاميني همچون «رزق شما مقدر است» یا «اگر نیکی کنید به خود نیکی کردهاید و اگر بدی کنید، به خود بدی کردهاید. یا اینکه «شیطان دشمن شماست از او دوری کنید و راه حیات طیبه و رسیدن به فضایل انسانی این است» بايد به عنوان يك نسخه مورد نظر ما باشد و بر اساس آن کارمان را پیش ببریم.
صافي تصريح كرد: میتوان گفت یک مقدار نوع نگاه عمیق نیست و جاذبههای مادی زندگی؛ اعم از صوری، سمعی و بصری زندگی اجتماعی، مقدار زیادی ما را از این فضا فاصله داده است: قرآن در اين رابطه ميفرمايد: «إَنَّ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا وَرَضُواْ بِالْحَياةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّواْ بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ؛ كسانى كه اميد به ديدار ما ندارند و به زندگى دنيا دل خوش كرده و بدان اطمينان يافتهاند و كسانى كه از آيات ما غافلند»(يونس،7).
وي ادامه داد: اگر این فضا را در جامعه ايجاد کنیم که هر یک از ما به دنبال این باشد که زندگی را عمیق متوجه شود، بداند از کجا آمده؟ الان کجاست؟ و به کجا ميرود؟ و بدانیم همه ما چنین خواستهای داریم و برای ما مطلوب است، آن هنگام متوجه میشویم که راه وصول به این خواسته و حیات ارزشمند این نیست که به ظاهر دنیا راضی شویم و به این عمر گذرا دل ببندیم بلکه باید پاسخ اين پرسشها را از قرآن بگیریم.
اين مدرس دانشگاه بيان كرد: ما این نگاه و دریافت ذهنی را پذیرفتهایم؛ میدانیم قرآن راه نجات است؛ اما چرا آن گونه که باید تأثیرگذار نیست که زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی ما را تغییر دهد؟ اين موضوع ناظر به ضعف اعتقادی و ایمانی ما است. آیهای که میفرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ آمِنُواْ»(نساء، 136) بيانگر آن است كه ایمان و اعتقادتان را عمق ببخشید به جهت اینکه ما در یک لایهای میتوانیم با قرآن ارتباط برقرار کنیم که نسبت به آن تأثیرپذیر باشیم که این لایه صرفاً لایه ظاهری نیست.
صافي ادامه داد: از این جهت است که دو نکته را باید مورد توجه قرار دهیم؛ اول اینکه ما به عنوان انسان و جامعه انسانی نمیتوانیم بدون کمک از وحی برنامه سالم، صالح و مؤثری را برای زندگی خود ترسیم کنیم. یعنی آنچه سکولاریسم از عقل بسندگی بدنبال آن است؛(يعني اينکه آنچه میفهمیم برای ما ملاک است)، نوعی تفرعن علمی است که وجود انسان را مخصوصاً در غرب دربرگرفته است که ما مستغنی از آموزههای وحیانی هستیم. اين نگاه یکی از موانع جدی است که بر سر راه ما نیز وجود دارد؛ یعنی ما باید به این دریافت برسیم که بدون آن برنامه وحیانی در همین زندگی دنیا و ظواهر آن دست و پا میزنیم و عمق این حیات را متوجه نمیشویم، راه پیش رویمان نیز کجراههای است که ما را به مقصد نمیرساند.
مدرس دانشكده اصول دين دزفول گفت: نکته دوم این است که مخصوصاً جوان ما به این باور برسد که قرآن کریم در قیاس با کتب آسمانی دیگر که دچار تغییر و انحراف شدهاند و دیگر دستورالعملهایی که از طرف دانشمندان مادی مطرح و به مکتب تبدیل میشود، برتر و در عمل از آموزههاي آن بهرهگيري كنند. به طور مثال زوجهای جوان برای اینکه بدانند چگونه زندگی خوبی داشته باشند، چطور اختلافات خود را رفع سازند یا فرزند خود را تربیت کنند ميتوانند از اين آموزهها استفاده كنند. بخشی از زوجها به سمت معارف مکتب روی میآورند و عده دیگری به سمت دستورالعملهایی که بر اساس تفکر اومانیسم شکل گرفته که کمترین نسبت را با دین دارد، ميروند. لذا این دریافت مهم که عبارت است از این که قرآن، راه را هم در این دنیا و ریز مسائل زندگی به ما نشان میدهد وهم نسخه بالادستی است و بالاتر از آن وجود ندارد؛ بسيار مهم است.
وي در ادامه با بيان اينكه چگونگی ایجاد احساس نیاز به قرآن به مسأله شناخت برمیگردد، توضيح داد: مقدم بر هر تصمیم و برنامهای این شناخت را لازم داریم. مولوی نیز میگوید:
تا نگرید ابر کی خندد چمن
تا نگرید طفل کی جوشد لبن
این نیاز باید از درون انسان بجوشد:
طفل یک روزه همی داند طریق
که بگریم تا رسد دایه شفیق
وقتی این نیاز جوشش گرفت، فرد در اثر این احساس نیاز و جوشش درونی و شناخت اینکه قرآن کریم این پاسخها را به او خواهد داد، به طور طبیعی به دنبال آن خواهد رفت. لذا قرآن به عنوان یگانه پیام الهی برای این حیات انسانی است که احساس نیاز به آن شرط لازم برای استفاده از قرآن است. اگر نوع نگاه ما به قرآن چنین باشد که نامه پروردگار برای سعادت من در همه ابعاد است و هیچ بعدی از ابعاد نیست که فروگذار شده باشد، از هر آیه آن پیام و توشهای برمیگیرد.
اين مدرس دانشگاه اظهار كرد: اگر با این نگاه که قرآن بخوانم و ثوابی کسب کنم، به قرآن روي آوريم گرچه این ثواب را دریافت میکنيم اما درس زندگی را از جای دیگری خواهيم گرفت. ایجاد احساس نیاز به قرآن و برانگيختن اين احساس در وجود افراد یک هنر است؛ باز به تعبیر مولوی:
آب کم جوی تشنگی آور بدست
تا بجوشد آبت از بالا و پست
وقتی جوشش درونی در انسان ایجاد شود، چون قرآن بر مبنای فطرت الهی انسان است، با یکدیگر انطباق دارند(یعنی فطرت با قرآن کریم منطبق هستند) از اين رو همدیگر را در لایههای درونی و عمیق وجود انسان پیدا میکنند.
بهرهگيري از آيات قرآن به
تناسب گروههای سنی
مختلف
صافي با تأكيد بر بهرهگيري از آيات قرآن به تناسب مخاطب گفت: با این نگاه به سمت قرآن برويم که نیازهای ملموس جوان، جامعه، خانواده در بخشهای مختلف چیست و نسخه قرآن برای رفع این نیازها کدام است و آنها را به صورت کاربردی برای افراد در سنین مختلف بیان كنيم؛ به گونهاي كه مخاطب متوجه بشود که برای رفع مشکلات روحی، اقتصادی و ... این راهحل و درمان وجود دارد.
اين مدرس دانشگاه با بيان مثالي در توضيح مطلب فوق خاطرنشان كرد: ميتوان گزیدهای از آیات را برای کودکان در نظر گرفت. به این معنا که بر اساس یافتههای روانشناسی چه سؤالاتی برای آنها مطرح میشود؛ چه نیازها و مشکلاتی دارند و قرآن برای پاسخ به این نیازها چه مطالبی را فرموده است. این آموزهها به زبان هنر و در قالب جلوه هنری، سمعی، بصری در جهت پاسخ به نیاز واقعي آنها بیان شود. ما میدانیم که دیگران نیازهای کاذب برای بچهها ایجاد میکنند و آن را با یک پاسخ کاذب تکمیل میکنند و بچهها درگیر مسائلی میشوند که غیرحقیقی و مجازی است.
وي گفت: قرآن با توجه به نیازهای حقیقی براي انسان برنامهریزی کرده است. لذا اینکه آیات منتخبی برای گروههای سنی مختلف اعم از دختر و پسر داشته باشیم و تفسیر ساده و کاربردی برای این گروه سنی داشته باشیم، در اين زمينه مؤثر است. ما نیاز ویژه به مفسر قرآن ویژه کودک داریم چنانکه پزشک برای کودکان داریم و کتاب بر اساس سن و مقتضیات سنی آنها داریم، به مفسر قرآن ويژه كودك نيز نيازمنديم. كسي كه بداند قرآن کریم در رابطه با نسل جدید و نوخاسته چه مطالبی را بیان کرده است و بتواند با استفاده از ابزار هنر و توانمندی هنرمندانه اين مطالب را به صورت غیرمستقیم و یا مستقیم به کودکان منتقل كند.
نشان دادن همراهي قرآن با لایهها و عرصههای مختلف زندگی فردی و اجتماعی انسانها
صافي ادامه داد: راهکار دیگر در ايجاد زمينههاي نيازمندي به قرآن، نشان دادن همراهي دین و قرآن با جنبههاي مختلف زندگي انسان؛ با علم، اقتصاد، ازدواج، تحصیل، جهاد، ورزش و ديگر لایهها و عرصههای مختلف زندگی فردی و اجتماعی است. به طور مثال وقتی قرآن بر توانمندی جسم تأکید میکند نشانگر آن است كه بر اين مبنا ورزش از دیدگاه قرآن اهمیت دارد. این همراهی قرآن با عرصههای مختلف کمک میکند نسل جدید متوجه شود قرآن کتابی نیست که متعلق به 1400 سال قبل باشد؛ بلکه یک کتاب همراه تا زمان برپایی قیامت است.
موانع گرايش به دين
مدرس دانشكده اصول دين دزفول در ادامه با بيان اينكه موانعي در برابر گرايش به آموزههاي قرآن نيز وجود دارد، تصريح كرد: با توجه به اینکه بیش از یک سوم آیات قرآن ناظر به مسائل روزمره انسانها است؛ چه بخواهیم و چه نخواهیم افرادی در جامعه زندگی ميكنند که چه بسا چهره دینی داشته باشند که این چهره دینی همراه با نقیصه و ضعف باشد. کسانی که به این جامعه دینی نگاه میکنند اگر عمیق نباشند، نقص در فرد یا افراد دیندار را ممکن است به خود دین تسری دهند. به طور مثال اگر در یک جامعه دینی بینظمی رواج داشت، او چنین تصور میکند که گويي اعتقادات دینی نتوانسته نظم را در جامعه ایجاد کند در حالیکه اسلام این را نمیپذیرد ولی بطور عینی این مسأله در او تأثیر میگذارد.
وي ادامه داد: یا اينكه افراد خنثی و منفعل در جامعه وجود دارند؛ مثلاً فردی نمازخوان و اهل روزه است اما در عرصههای خطر و دفاع از ارزشها حضوری ندارد؛ این نوع اسلام هم موجب میشود افرادی بگویند این چه دینی است که در مواقع نیاز به یاری نمیشتابد و این نگاه را هم به دین تسری دهد. باید روشن شود همه دینداران در سلوک فکری و عملی ـ اجتماعی خود کاملاً دینمحور و قرآنمحور نیستند؛ ضعف دارند. هر چه فاصله سلوک فکری و عملی در زندگی فردی- اجتماعی افراد با آنچه قرآن فرموده کمتر شود، دینپذیری و نیاز به دین در جمع ناظر آسانتر میشود.
اين مدرس دانشگاه گفت: ايجاد اين فرهنگ انحصاراً کار یک نهاد خاصی نیست؛ بلکه یک فرهنگ عمومی قرآنی باید شکل بگیرد و مخصوصاً ما از تب انتقال معلومات صرف عمیقتر شویم و بچهها به جای اینکه با قرآن و نهجالبلاغه و معارف دین به صورت معما و سؤال و جوابهای این چنینی مواجه شوند، نگاهشان عمیقتر و کاربردیتر و بر اساس یک نیاز باشد.
صافي در پايان گفت: اگر درباره کسانی که اسلام را پذیرفتهاند يك بررسی انجام شود؛ خواهيم ديد، بخش اعظم آنها کسانی هستند که از طریق آشنایی با قرآن یا نهجالبلاغه، به اسلام روي آوردهاند؛ اگر شيوه اسلام آوردن چنين افرادي استخراج شود کمک میکند قدر داشتههایمان را بیشتر بدانیم.