به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، غلامعلی پیوندزاده، در اول فروردین ماه سال 1334 و در خانواده ای مذهبی در مشهد متولد شد. خواندن قرآن و قرائت نماز را پیش از ورود به دبستان در محیط خانواده فراگرفت و تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان اسلامی عسگریه آغاز کرد. از همان زمان با اخلاق نیکوی خود توانست توجه مسئولان مدرسه را به خود جلب کند و در کنار اینکه خوب درس میخواند، آنان را با اخلاق و کردار اسلامیاش تحت تاثیر قرار دهد به گونهای که نمونه عینی یک شاگرد ممتاز شده بود و رفتارش زبانزد همگان بود، همچنان که در بین فامیل هم به خاطر اخلاق و رفتار خوبش فردی نمونه بود.
پس از پایان دبستان، در دبیرستان علوی ثبت نام میکند و پس از شش سال تحصیل تصمیم به ازدواج میگیرد، بعد از فارغالتحصیلی در بازار قماش مشغول کار میشود. غلامعلی به دلیل عشق فراوان به خاندان عصمت و طهارت به کلاسهای قرآن و جلسات مذهبی روی میآورد، از مداحان اهل بیت(ع) میشود (که طبق نوشتههای سال 68، نوارهای ضبط شدهاش موجود بوده است) و برای تحصیل علوم عربی در مهدیه و در مدرسه مرحوم عابدزاده ثبتنام میکند و کتاب جامع المقدمات را در آنجا به پایان میرساند.
پدرغلامعلی او را در سن 17 سالگی به زیارت خانه خدا میبرد که در این سفر با صدای گرمش همه را متوجه خداوند و اهل بیت(ع) میکرد. وی سه بار به سفر حج و یکبار به کربلا مشرف شده بود. غلامعلی اوقات فراغتش را هم با مداحی در مجالس روضهخوانی و تهیه اشعار انقلابی و مذهبی پر میکرد.
غلامعلی پیوندزاده، جلسه «جوانان مهدوی» را تشکیل میدهد و در زمانی که مردم با راهپیماییها و فعالیت ایشان به مبارزه میپرداختند، دست از کار میکشد و به عنوان یک انسان معتقد به اسلام و امام در میدان مبارزه قدم مینهد، با خواندن اشعار انقلابی، شور و حماسهای در روح مبارزاتی به وجود میآورد، اعلامیههای امام خمینی(ره) را منتشر کرده و گاهی در مسجد تربتیها این کار را در سجده انجام میداد؛ دیگران را نیز تشویق به شرکت در راهپیماییها میکرد و آن را واجب میدانست.
حقالناس را مانع شهادت میدیدغلامعلی عاشق شهادت بود اما حق الناس را مانع شهادت میدید از همین رو حسابهایی که با مشتریانش داشت او را در دستیابی به این افتخار رنج میداد که سرانجام، وصیتنامهای تهیه میکند و وارد میدان میشود. در خاطراتی که از این شهید به جا مانده، آمده است: در زمانی که امام خمینی(ره) فرمان داده بودند که جوانها موهایشان را بزنند تا سربازها از بقیه مشخص نشوند، غلامعلی بلافاصله موهایش را زد تا با این کار بتواند به انقلاب کمیکرده باشد.
همچنین نوشتهاند، وقتی در دوران انقلاب اعلام شده بود که مردم شبها الله اکبر بگویند، شهید پیوندزاده زودتر از همه اعضای خانواده روی پشت بام میرفتند و تکبیر میگفته است.
سرانجام تلاشهای غلامعلی پاینده و تحقق آرزویشغلامعلی و دوستانش صبح نهم دی ماه در تظاهرات شرکت میکنند و در کنار یکدیگر و دست در دست هم زنجیری امن برای صف خواهران تشکیل میدهند تا خواهران انقلابی بتوانند رسالت زینبی خود را به انجام برسانند. در همین زمان که ملت مانند سیلی خروشان پیش میرفت، مزدوران رژیم به سوی مردم بی پناه شلیک میکردند، فریادها تبدیل به خون میشدند، فریاد تکبیر با صدای گلولهها در هم میپیچید، تانکها همچنان پیش میرفتند و همه چیز را به آتش میکشیدند، زنان همچنان میدان را حفظ کرده بودند که تانکها برای شکستن این مقاومت به صف خواهران یورش بردند.
در این بین، شهید پیوندزاده که برای نجات خواهران مسلمانش تلاش میکرد، پس از هجوم دژخیمان به صفوف خواهران، با اصابت ترکش به صورت، مجروح شد، با سینه روی زمین افتاد و در راه انتقال به بیمارستان به آرزوی همیشگیاش یعنی شهادت رسید و پیکر مطهرش در گلزار شهدای آرامگاه خواجه ربیع به خاک سپرده شد.
با شهادت این فدایی اسلام و انقلاب، نگرش عده ای در مورد انقلاب تغییر کرد و باعث شد تا آنها نیز به انقلاب پیوندند.
در خاطرات آمده است، پس از شهادت غلامعلی همسر وی وضع حمل میکند و اعضای خانواده تصمیم داشتند که نامش را غلامعلی بگذارند اما یکی از همسایهها شهیدغلامعلی را در خواب میبیند که میگوید اسم فرزندم را محمد بگذارید، سه بار این کلمه را تکرار میکند و به این ترتیب، خانواده، اسم فرزند شهید پیوندزاده را محمد میگذارند.
آمده است که شهید علاقه داشت فرزند کوچکش نیز مانند خودش مداح شود که این خواسته شهید اتفاق میافتد و فرزندش با استفاده از نوارهایی که از پدرش به جا مانده بود به مداحی میپرداخته است.
پیام شهید ادامه راه انقلاب و شهدا و حفظ حجاب بود پیام شهید مانند همه شهدای انقلاب ادامه دادن انقلاب بود و آرزویش این بود که پیروزی انقلاب را ببیند. در پیامهایی که از خانواده شهید و فرزندانش به جا مانده، آمده است: «مردم نگذارند خونهای شهدا پایمال شود، وظیفه ما حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامیاست».