کد خبر: 3489017
تاریخ انتشار : ۲۹ فروردين ۱۳۹۵ - ۰۸:۱۰

چگونه می‌توان ردپای شیطان را در زندگی خود مشاهده کرد؟

گروه اندیشه: انسان باید از وسوسه‌های شیطان غافل نشود اگر انسان راه راست را انتخاب و به خدا توکل کند، شیطان نمی‌تواند او را به انحراف بکشاند چراکه راه راست، راه خداست.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، درست است که ما شیطان و همکاران او را نمی‎بینیم، ولی به‌اصطلاح ردپای آن‌ها را می‌‎توانیم مشاهده کنیم، هرجا مجلس گناه است و در هر نقطه‌ای وسایل معصیت آماده است و در هر موقع پای زرق و برق دنیا و تجمل‌پرستی به میان می‌آید.
به هنگام طغیان غرایز و در موقع برافروخته شدن آتش خشم و غضب حضور شیطان قطعی است گویا در چنین مواردی، انسان صدای وسوسه او را با گوش دل می‎شنود و ردپای او را با چشم خود می‎بیند، در چنین مواردی، انسان باید سعی نماید فطرت خود را حفظ کند و تابع شیطان نباشد، شیطان برانسان مسلط نیست غیر از این‌که خودش پیرو آن باشد.
در آیه 42 سوره حجر می‌خوانیم: «إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ؛ در حقيقت تو را بر بندگان من تسلطى نيست مگر كسانى از گمراهان كه تو را پيروى كنند».   
در این زمینه حدیثی از امام باقر(ع) نقل شده که می‎فرماید: هنگامی‌که حضرت نوح(ع) قوم خود را نفرین کرد و هلاکت آن‌ها را از خدا خواست(و طوفان همه را درهم کوبید) ابلیس نزد او آمد و گفت: تو حقی بر گردن من داری که من می‌خواهم آن‌را تلافی کنم! نوح(ع) (در تعجب فرو رفت) گفت: بسیار بر من گران است که حقی بر تو داشته باشم، چه حقی؟! گفت: همان نفرینی که درباره‌ی قومت کردی و آن‌ها را غرق نمودی، و احدی باقی نماند که من او را گمراه سازم، بنابراین من تا مدتی راحتم، تا زمانی‌که نسل دیگری به‌پا خیزند و من به گمراه ساختن آن‌ها مشغول شوم.نوح(ع)(با این‌که حداکثر کوشش را برای هدایت قومش کرده بود، در عین حال ناراحت شد و) به ابلیس گفت: حالا چه جبرانی می‌خواهی بکنی؟ گفت: در سه موقع به یاد من باش! که من نزدیک‌ترین فاصله را به بندگان در این سه موقع دارم: هنگامی‌که خشم تو را فرا می‌گیرد به یاد من باشد، هنگامی‌که میان دو نفر قضاوت می‌کنی به یاد من باشد و هنگامی‌که با زن بیگانه‌ای تنها هستی و هیچ‌کس در آنجا نیست باز به یاد من باشد.
پس انسان باید از وسوسه‌های شیطان غافل نشود چراکه خداوند متعال می‎فرماید: او دشمن آشکار شما است.هدف از دشمنی او آن است که تا بتواند نمی‌گذارد از اولاد آدم کسی به قرب رب‌العالمین برسد، او از همان اول تا قیام قیامت سعی‌اش این است که بنی‌آدم را به انحراف بکشاند و در مخالفت با خدا قرار دهد.
پس باید انسان با وسوسه‌های شیطان گول نخورد و به حرف او گوش ندهد و با او مخالفت نماید.راه مخالفت با شیطان عبادت رحمان است چنان‌چه خداوند متعال فرموده است: «آیا من به شما عهد نکردم که مرا بپرستید و از من اطاعت کنید که راه مستقیم همین است» اگر انسان راه راست را انتخاب کند و به خدا توکل نماید، شیطان نمی‌تواند او را به انحراف بکشاند، چراکه راه راست راه خداست.
در آیه 99 سوره نحل در این رابطه می‌خوانیم: «إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ» بی‌تردید او بر کسانی‌که ایمان آورده‌اند و همواره بر پروردگارشان توکل می‌کنند، تسلطی ندارد، اما اگر خدای نکرده انسان از راه راست منحرف شود و راه پر پیچ و خم را انتخاب نماید که راه شیطان است، در این صورت از دوستان شیطان محسوب می‌شود و وقتی زیر چتر شیطان رفت، صددرصد شیطان بر او مسلط خواهد شد چنان‌که در آیه 100 سوره نحل در این رابطه آمده است: «إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ» تسلط شیطان فقط بر کسانی است که او را سرپرست و دوست خود گرفته‌اند و بر کسانی است که (به‌وسیله اغواگری او) برای خدا شریک قرار داده‌اند.
اگر انسان در خط ایمان باشد و توکل بر خدا کند، شیطان براو مسلط نمی‌شود یعنی نمی‌تواند مسلط بشود، ولی اگر از خط بندگی خدا دور باشد، گناه او را در دام شیطان می‌افکند.
این را باید دانست که هرچه مبغوض خداوند متعال و پیامبر اسلام(ص) است محبوب شیطان می‌باشد و هرچه محبوب خدا و پیامبر باشد، مبغوض شیطان است.شیطان از نماز، روزه، صدقه، تواضع و هرچه نیک و نیکی است بدش می‌آید شیطان راضی نیست میان دو نفر اصلاح شود به‌طور کلی شیطان از هر عمل خیری ناراحت می‌شود، هرچه حرام است شیطان به آن امر می‌کند و هرجا واجب است شیطان از آن نهی می‌کند.
خداوند متعال در آیه 91 سوره مائده در این رابطه فرموده است: «إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ؛ همانا شيطان می‌خواهد با شراب و قمار ميان شما دشمنى و كينه ايجاد كند و شما را از ياد خدا و از نماز باز دارد پس آيا شما دست برمی‌‏داريد».
باید گفت که انسان می‌تواند با شیطان مبارزه کند و او را از خود دور کند و بهترین اسلحه انسان جهت دور کردن و نبرد با شیطان اطاعت از دستورات خداوند است چنان‌که روایاتی از پیامبر اسلام نقل شده که حضرت فرمود: «روزه گرفتن، صورت شیطان را سیاه می‌کند و صدقه دادن کمرش را می‌شکند و دوستی در راه خدا و انجام دادن و کمک کردن بر عمل شایسته دنباله شیطان را می‌‎بُرد و او را منکوب می‌کند و استغفار یعنی طلب مغفرت از خداوند متعال، بند دل او را پاره می‌کند».
شیطان انسان را به‌سوی کارهای زشت و فحشا می‌کشاند و حرکت می‌دهد در حالی‌که انسان هیچ‌گونه تحرک و کوشش شیطان را برای گمراه ساختن خود احساس نمی‌کند چراکه تاثیر خفی و ناآگاهانه است که در بعضی از آیات از آن تعبیر به «وحی» و «ایحاء» شده است چنان‌که در آیه 121 سوره انعام در این باره آمده است: «وَلاَ تَأْكُلُواْ مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَآئِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ؛ و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده است مخوريد چراكه آن قطعاً نافرمانى است و در خفا ‏شيطان‌ها به دوستان خود وسوسه می‌كنند تا با شما ستيزه نمايند و اگر اطاعت‌شان كنيد قطعاً شما هم مشركيد».
بلی شیاطین به دوستان خود و کسانی‌که آماده پذیرفتن دستورات آن‌ها هستند وحی می‌کنند همان‌طوری که می‌دانیم وحی همان صدای مخفی و مرموز و احیاناً تاثیرهای ناآگاهانه است منتهی انسان به‌خوبی می‌تواند الهامات الهی را از وسوسه‌های شیطانی تشخیص دهد چراکه علامت روشن برای تشخیص آن وجود دارد و ان این است که: الهامات الهی چون با فطرت پاک انسان و ساختمان جسم و روح او آشنا هست هنگامی‌که در قلب پیدا می‌شود یک حالت انبساط و نشاط به او دست می‌دهد، درحالی‌که وسوسه‌های شیطان چون هماهنگ با فطرت و ساختمان او نیست به هنگام ایجاد در قلب، احساس یک نوع گرفتگی، ناراحتی و سنگینی در انسان به‌وجود می‌آید و اگر تمایلات او طوری تحریک گردد که در هنگام انجام کار بد این احساس برای او پیدا نشود بلافاصله بعد از انجام عمل برای او دست می‌دهد این است فرق بین الهامات شیطانی و الهامات الهی.
حجت‌الاسلام سیدابراهیم حسینی لیلابی، از مفسران قرآن‌کریم در گفت‌وگو با خبرنگار ایکنا در این رابطه به آیات 59 تا 61 سوره یس با این مضمون «وَامْتَازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ﴿59﴾ أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ﴿60﴾ وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ»اشاره کرد و گفت: در این آیات خداوند متعال به سرگذشت و نعمت‌هایی‌که خداوند به بهشتیان خواهد داد اشاره شده است.
وی افزود: در این آیات، قرآن به بخشی از سرنوشت جهنمیان اشاره کرده است و می‌فرماید: ای گنه‌کاران! امروز باید جدا شوید، قیامت، روز جدایی صف اهل حق و باطل است مجرمان در آن روز از صف مؤمنان جدا خواهند شد چراکه کفر، جرم است و کافران مجرمند، باید از صف مؤمنان خارج شوند و حق و باطل معدوم گردد.
این مفسر قرآن اضافه کرد: در دنیا  هیچ کس از باطن دیگری خبر نداشت و هرکس خود را حق می‌‎پنداشت، مشرکان، منافقان و ریاکاران همه خود را مؤمن می‌دانستند، ولی روز قیامت کشف حقایق می‎شود، روز کشف حقایق است.
حسینی در ادامه به آیه 9 سوره طارق با این مضمون که «يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ» اشاره کرد و گفت: هنگامی‌که خطاب «وَامْتَازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ» رسید اسرار فاش، حقایق روشن و گنه‌کاران مشخص شده و صف‌های آنان جدا می‌گردد که ظاهراً این آیه را می‌‎رساند که خطاب به مجرمان است، آن‌جا می‎فرماید: ای مجرمان! امروز صفوف خود را از صفوف مؤمنان جدا سازید و در چهره‌ی اصلی خود ظاهر شوید.
وی افزود: در رابطه با این آیه اقوال دیگری وجود دارد که مفسران نقل کرده‌اند و از جمله آن‌ها است که جدا شدن مجرمان از شفیعان و معبودان خود، جدا شدن صفوف آنان از یکدیگر، جدا شدن فردفرد آنان از یکدیگر، طوری که علاوه‌بر درد و رنج بزرگ جهنم، درد و رنج جدایی و فراق از هر کس و هر چیز بر آنان سایه سنگین و شوم افکنده است.
این مفسر قرآن اضافه کرد: خداوند متعال به همه‌ی فرزندان آدم، هشدار می‌‎دهد که مراقب فریب‌کاری شیطان باشند چراکه شیطان سابقه‌ی دشمنی خود را با پدر آنان نشان داده، همان‌طوری که لباس بهشتی را بر اثر وسوسه‌ها از اندام او بیرون کرد ممکن است لباس تقوا را از اندام ایشان بیرون نماید.چنان‌که در آیه 27 سوره اعراف در این رابطه آمده است: «يَا بَنِي آدَمَ لاَ يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لاَ تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاء لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ؛ اى فرزندان آدم زنهار تا شيطان شما را به فتنه نيندازد چنان‌كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون راند و لباس‌شان را از ايشان بركند تا عورت‌هايشان را بر آنان نمايان كند در حقيقت او و قبيله‏اش شما را از آنجا كه آنها را نمى‌‏بينيد مى‏‌بينند ما شياطين را دوستان كسانى قرار داديم كه ايمان نمى‌‏آورند». حجت‌الاسلام حسینی ادامه داد: آری، جای سرزنش است، چراکه تاریخ نشان می‌دهد که در اثر وسوسه‌های شیطان، چه سرنوشت بد و دردناکی دامن‌گیر بندگان خدا شده است، هنگامی‌که انسان دشمن را شناخت و فهمید که دشمن خطرناکی است باید از او غافل نباشد.
وی گفت: امام علی(ع) در خطبه قاصعه در این رابطه فرموده است: ای بندگان خدا! از دشمن خدا(شیطان) بترسید از این‌که شما را به درد خود(کبر و سرکشی) گرفتار کند(مانند خود متکبر و گردن‌کش نموده از رحمت خدا دور سازد) و از این‌که با ندا و دعوت خود شما را به حرکت درآورد و سواران و پیادگان لشکرش(پیروانش) را دور شما گرد آورد، پس تا سر حد توانایی کشیده و نزدیک‌ترین مکان شما را هدف قرار داده تا تیرش به خطا نرود(چنان‌چه در قرآن، خداوند از او حکایت می‎فرماید که)گفت: پروردگارا! از این روی که (سجده برای آدم را به من تکلیف کردی و من تمرد کردم) باعث گمراه گردیدن من شدی و بی‌تردید و به‌طور یقین، لذت‌های زمین را برای فرزندان آدم می‌‎آرایم و هر آینه و البته، همه آنان را گمراه می‎سازم.
وی افزود: بایستی انسان از دوستی چنین دشمن خطرناکی غافل نشده و دوری نماید.
captcha