به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، ایسنا نوشت: دکتر شهربانو دلبری، یک استاد تاریخ به مناسبت سالروز درگذشت شاه اسماعیل صفوی ضمن بیان این مطلب اظهار کرد: دولت صفویه در تلاش بود که از طریق مذهب شیعه، در مقابل اهل تسنن از لحاظ دین و از طرف دیگر در مقابل دولتهای سنی دیگر که در اطراف ایران بودند؛ اعلام موجودیت کنند.
وی گفت: بیشترین بهرهای که میخواستند از این اعلام موجودیت ببرند به دلیل موجودیت شیعه در مقابل دولت سنیِ عثمانیِ ترکیه بود.
وی ادامه داد: اما اینکه تا چه حد تشیعی که صفویه به دنبال آن بودند در ایران موفق بوده و تا چه حد به انحرافات کشیده شده و تغییراتی در آثار و گرایشات ناب شیعی اتفاق افتاد را میتوان در کتابها و مقالات زیادی که در این باره به چاپ رسیده است، پیدا کرد.
دلبری در خصوص تاثیر دولت صفویه بر ایران، عنوان کرد: مهمترین تاثیری که صفویان بر ایران داشته است برپایی دولت شیعه و رسمی شدن آن است که تا آن زمان هنوز دولت رسمی مطرح نبوده، بلکه گرایشات آن به شدت از قرن هفتم به چشم میخورد.
دلبری ادامه داد: صفویان آسیای صغیر را به عنوان رهبریت جامعه تسنن در آن روزگار تلقی میکردند که مرکزیت حرمین شرفین نیز در اختیارشان بود.
این استاد تاریخ گفت: روند رشد تشیع در ایران بعد از دوره تیموریان تسریع میشود که در این روند نیز عوامل زیادی دخالت دارند که این عوامل همگی دست به دست هم داده و در اواخر قرن نهم و اوایل قرن 10 باعث شکل گیری دولت صفویه میشود.
وی خاطرنشان کرد: افرادی مثل شاه اسماعیل شاید در ابتدا رویکرد تند مذهبی شیعه گری داشتند اما بعدها خودشان دچار لغزشهایی شدند که این موضوع در مورد جانشینان شاه اسماعیل به شدت نمود دارد، همچنین لغزشهای زیادی در وضعیت زندگی و دربار وجود داشته که در نتیجه اکنون ما هیچ تناسبی بین آنها با شیعه و اهل بیت پیدا نمیکنیم و هنوز هم آثار آن در برخی از متون و معماری عصر صفویه قابل رؤیت است.
وی عنوان کرد: در منابع تاریخیمان دو نقل قول در باب اینکه خاندان صفوی در ابتدا رویکرد شیعی نداشته اند و بلکه اینان صوفیانی بودندکه با گرایشات سنیگری روی کار آمدند، وجو دارد و در ابتدا در ایران و بعد از مدتی در جد آنها (شیخ صفی الدین اردبیلی) این رویکرد شیعهگری ، بیشتر میشود.
دلبری در اینباره افزود: این روایتها متناقض است، در برخی از منابع بر شیعه بودن آنها و علاقه شان به اهل بیت تاکید دارند و دربرخی دیگر نیز تاکید ندارند و بر این باور هستند که اینان یک دسته صوفیانی بودند که از دوره تیموریان در ایران شکل گرفتهاند.
این استاد تاریخ ضمن بیان این مطلب اضافه کرد: این صوفیان به ویژه در قسمت هایی از ترکیه امروزی و نوار شمالی ایران تا خراسان و ماوراءالنهر که بعدها به سایر مناطق نیز گسترش پیدا میکنند حضور داشتند و بیشترین فعالیت شان نیز در نواحی نوار شمالی این عرصه بود.
وی افزود: آنها از ابتدای آسیای مرکزی و ترکیه امروزی و تا حوزه دریای سیاه و دریای مدیترانه فعالیت داشتند و از دل اینها دولتهایی به وجو آمدند که یکی از آنها دولت صفویه بوده است.
این استاد تاریخ در خصوص بعضی از روایاتی که از آن زمان باقی مانده است خاطرنشان کرد: از دوره تیموریان مطالبی موچود است که به طور کلی خرافات دراویش و متصوفه که است که متاسفانه وارد ایران و مفاهیم اجتماعی مردم آن دوره نیز شد.
وی ادامه: این روایات که جالب هم نبودند متاسفانه براساس خرافات بوده و دروغ نیز درآن به وضوح دیده میشود.
دلبری عنوان کرد: بنابراین از دوره تیموریان به بعد این جریانات در ایران در بسیاری از منابع ادبی و تاریخی و هم چنین اسنادی که در اختیار داریم و وجود دارد که بسیاری از آنها اشتباه و دروغ است و هیچ واقعیتی ندارد.
این استاد تاریخ ادامه داد: بعضی از علما سعی کردهاند که این جریانات را اصلاح کنند و بعضی دیگر نیز متاسفانه در طول تاریخ همین گونه ماندند و دیگر اصلاح نشدند و دهان به دهان در بین مردم گشت و رواج یافت.
وی خاطرنشان کرد: دوره صفویه دوره تناقضها و تضادها است و این دوره باعث شد که بعضی از علما از پادشاهان و سلاطین نفرت داشته باشند و کمکم از دربار صفوی نیز دور شوند زیرا که دربار صفوی مرکز بسیاری از جریانات فکری و انحرافی میشود که این موضوع برای علما قابل درک نبوده است.
وی افزود: این جریانات فکری با اصول اسلام گاهی اوقات منافات داشتند.
استاد تاریخ عنوان کرد: این عوامل همگی نشان میدهد که دربار صفوی، درباری منسجم ویک پارچه نبوده و با اصول و مبانی شیعی نیز هم خوانی نداشته است .
وی خاطرنشان کرد: دوره صفویه دوره مسائل فرهنگی، دینی و مباحثات است و این دوره را نباید بستر طلائی شیعه دانست زیرا که این بستر برای آنها آماده بوده و آنها نیز از این بستر نهایت استفاده را بردند.
ثالثا این استاد تاریخ معلوم است ادم کوته فکری هست.