کد خبر: 3497001
تاریخ انتشار : ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۱:۱۵

گذرگاه دلتنگی با یوسف ثانی زهرا(س)

گروه اجتماعی: چه زود اعیاد شعبان رسید، امشب زیر باران رحمت الهی چمدان دلتنگی‌ام را بر می‌دارم و در آستان حریم دوست، مشهدالرضا(ع) محرم می‌شوم.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، چه زود اعیاد شعبانیه رسید، امشب، زیر باران بهاری، همان باران‌های پودری، چمدان دلتنگی‌ام را این اواخر اردیبهشت برای دیدارت جمع می‌کنم و با تمام بی‌قراری‌هایم در حد بضاعت، ترجیع‌بند کلماتم را به تو هدیه می‌کنم، آقا... شاید که مقبول بیفتد...
در حال تکمیل
از کوچه پس کوچه‌های دلتنگی‌هایم که بگذریم، اشک‌ها از چشمانم روانه می‌شوند، در این مکان مقدس، مشهدالرضا(ع) جایی که به سادگی محرم می‌شوی و با نگاه به گلدسته‌های زرد رنگش دلت می‌لرزد، ملتمسانه، عاجزانه، از او درخواست مي‌كني كه اماممان ظهور كند
می‌بینی آن قدر حضور تو محترم است که نه تنها ماهی از تقویم را، بلکه ذهن و قلب مردم را به خودت اختصاص داده‌ای .... و با وجود بارانی که در صحن و سرای هشتمین خورشید، ضامن آهو(ع) می‌بارد، مشتاقانه به پیشوازت آمده‌اند تا با تمام وجود تو را طلب کنند.
در حال تکمیل
صدای گلبانگ اذان شنیده می‌شود، وقت نماز است... دور تا دور حیاط نمدار باران رحمت الهی است .... مردم مشتاقانه برای خواندن نماز از یکدیگر سبقت می‌گیرند تا پس از آن در بهترين‌ زمان‌ و بهترين مكان تو را بخوانند و گوشه چشمي به آن‌ها داشته باشي.
درست نزدیک ورودی صحن انقلاب، زوج جوانی چتر به دست روبه روی آستانت ایستاده‌اند و زیر لب زمزمه ارادت را سر می‌دهند. کمی آن طرف‌تر، کودکی بازیگوش که زیر شالاپ شلوپ‌های باران خیس و تر می‌شود و بی توجه به نگاه کسی می‌خندد، نظر همه را به خود جلب می‌کند، کودکی که نامش هم غلامی درگاه آستان دوست را می‌کند... غلامرضا...
در حال تکمیل
ریسه‌های صحن و سرای حرم، چراغانی‌های صحن عتیق، حال و هوای دگری دارد، اینجا هوایش، هوای ایوان طلا و اسماعیل طلاست...
به خدمه‌ای نگاه می‌کنم که جارو به دست، خیسی زمین را رفت و روب می‌کند، شکلاتی را از جیبش بیرون و به کودکی که لب حوض ایستاده تعارف می‌کند، دستش را می‌گیرد و هدایتش می‌کند به سمت مادری که به دنبالش می‌دود.
در حال تکمیل
موقع رفتن از ورودی باب‌الجواد(ع) گوش به سخنرانی می‌دهم که به خوبی حرف می‌زند، حرف‌هایش آن قدر دلنشین است که زیر باران همه حتی جانبازی که پا ندارد و به عصایش تکیه داده است را سرپا نگهداشته و ایستادگی می‌کند.
در حال تکمیل
اواخر ماه اردیبهشت شد و اعیاد شعبان بوی تو را از گذرگاه‌های دلتنگی به مشام‌مان رسانده است، ای یوسف ثانی زهرا(س) ... اینجا، زیر باران رحمت الهی مشهدالرضاست، مهد دل‌های عاشق، تو را مي‌خوانم به حق اين آستان مستجاب كن دعاهايمان را، اللهم عجل لوليك الفرج.
captcha