به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، به طور کلی مدیریت به عنوان فرایند برنامهریزی، سازماندهی، هدایت و فرماندهی، هماهنگی و کنترل امور سازمان و بسیج امکانات و منابع سازمانی جهت بهرهوری سازمان و دستیابی به اهداف آن تعریف میگردد. در واقع مدیریت به عنوان هنر انجام دادن کارها به وسیله دیگران، تصمیمگیری صحیح و اتخاذ راهحل ایجاد هماهنگی و برقراری نظم در سازمان برشمرده میشود.
مدیریت اسلامی
اگر بخواهیم تعریفی از مدیریت اسلامی داشته باشیم، میتوانیم بگوییم «شیوه به کارگیری منابع انسانی و امکانات مادی، برگرفته از آموزههای اسلامی برای نیل به اهداف متأثر از نظام ارزشی اسلام است». پیامبر اسلام که خود الگوی تمام مسلمانان در همه زمینهها میباشند. در حدیث ثقلین به معرفی الگوهای پس از خود برای مسلمین میپردازند«همانا در بین شما مسلمان دو چیز گرانبها گذاشتم. کتاب خدا، قرآن و اهل بیتم. پس همانا این دو جدا نمیشوند تا اینکه بر حوض وارد شوند».
میتوان گفت که در تمام مراحل تصمیمگیری و اجرای تصمیمات باید اصول اعتقادی اسلام را در نظر گرفت و از تعالیم اسلامی از قبیل قرآن کریم به عنوان یک کتاب آسمانی انسانساز و همچنین احادیث و روایت موجود از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) و ائمه اطهار (ع) استفاده نمود و مضامین آنها را به عنوان پاسخهایی مطرح شده در علم مدیریت تلقی نماییم و ضمناً سیره امامان معصوم (ع) را نیز به عنوان سنت عملی مورد توجه قرار دهیم و بدین ترتیب، مطالب به دست آمده به عنوان راه حلهای ارایه شده از طریق دین برای مسائل مدیریت، تنظیم و تدوین گردد و به عنوان مدیریت اسلامی عرضه شود (علیمردانی، 139؛ 85 و 86).
ضرورت مدیریت از دیدگاه اسلام
ضرورت مدیریت از دیدگاه اسلام در آیات قرآن مطرح گردیده است از آن جمله در سوره اعراف آیه 142 می¬خوانیم«وَ وَعَدْنَا مُوسى ثَلَثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْنَهَا بِعَشرٍ فَتَمَّ مِیقَت رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةًوَ قَالَ مُوسى لأَخِیهِ هَرُونَ اخْلُفْنى فى قَوْمِى وَ أَصلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سبِیلَ الْمُفْسِدِینَ؛ و با موسی 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب دیگر تمام کردیم تا آنکه وقت معین پروردگارش در 40 شب به سرآمد و موسی (هنگام رفتن به کوه) به برادرش هارون گفت: در میان قوم من جانشینم باش و اصلاح کن و راه فساد را پیروی مکن» (ناطقی¬پور،1391؛15 و 16).
اهمیت مدیریت در قرآن کریم
«يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُنَاس ٍ بِاِمَامِهِم فَمَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بيمينهِ فَأُولَئِكَ يَقْرَؤنَ كتابَهُم وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتيلا»؛ ترجمه این آیه چنین است«روزی که هر گروهی از مردم را با رهبران و پیشوایانشان فرا میخوانیم، پس هرکس نامه عملش به دست راستش داده شود، آنان نامه خود را (با شادی و سرور) میخوانند و سر سوزنی بر آنان ظلم نخواهد شد».
هر انساني در امور فکری و اجتماعی، رهبری را انتخاب کرده، او را سرمشق خود قرار ميدهد و در امور زندگي از او پيروي ميكند . قرآن در این آیه میفرماید«در قیامت نیز افراد با همان پیشوایان محشور میشوند، زیرا آخرت تجسم همین زندگی دنیاست. اگر رهبر فکری او، امام نور و هدایت باشد، او نیز اهل نجات و بهشت است و اگر رهبر او، فردي فاسد و گمراه باشد، او نیز در قیامت اهل دوزخ خواهد بود». ادامه آیه میفرماید«البته در دادگاه قیامت براساس عدل الهی، داوری میشود و هیچ کس به اندازه سر سوزنی مورد ظلم قرار نمیگیرد». (www.dari.irib.ir).
اهداف مدیریت
1.تحقق اهداف سازمان
2.تسهیل، تسریع و بهبود جریان سازمان
3.افزایش کارایی سازمان؛ یعنی انجام دادن صحیح کار به منظور افزایش بازده و بالا رفتن نسبت ستاده واقعی به ستاره مورد انتظار
4.افزایش اثربخشی سازمان؛ یعنی انجام دادن صحیح کار به منظور افزایش بازده و بالا رفتن نسبت ستاده واقعی به ستاده مورد انتظار.
5.افزایش رشد سازمانی؛ یعنی افزایش درصدی و کمی سالیانه، خدمات و تولید.
6.توسعه و توسعه پایدار سازمان؛ یعنی شکوفایی کمی، کیفی، مداوم و پیوسته و استفاده مطلوب و متعادل از تمام امکانات و منابع سازمان.
7.افزایش بهره¬وری سازمانی؛ یعنی استفاده مطلوب از عوامل تولید جهت افزایش بازدهی، تولید و محصول.
8. استفاده صحیح از عوامل تولید؛ یعنی سرمایه، نیروی انسانس، منابع طبیعی، مدیریت و آموزش.
9. ایجاد وحدت و هماهنگی در فعالیت¬ها و هدف¬ها.
10. به وجود آوردن احساس مسئولیت مشترک در افراد سازمان(بهارستان، 1383؛ص 20)
مهمترین اهداف مدیریت اسلامی عبارتند از:
11. برقراری عدالت اجتماعی و اقامه قسط و عدل در سازمان (عدالت خواهی)
12.احقاق حق افراد سازمان (حق جویی)
13.تعلیم و آگاهی بخشیدن به افراد سازمان و تربیت معنوی و احیای ارزش های اخلاقی
14. ایجاد فرصت و فراهم ساختن زمینه رشد، تعالی، کمال شایسته و توفیق قرب الهی در افراد سازمان
15. فراهم ساختن فرصت و امکان به فعل درآمدن تواناییهای بالقوه افراد و بروز قوه خلاقیت، سازندگی و ابتکار در افراد سازمان
16. هدایت، حمایت، تقویت، یاری و مساعدت به افراد سازمان به جای تفتیش، بازرسی و انتقاد جویی
17.فراهم ساختن زمینه های شور، تبادل نظر، هم اندیشی، تعاطی افکار و تعامل میان افراد سازمان
18. برقراری روحیه برادری و برابری در افراد سازمان و برقراری روابط انسانی
19.حلّ مشکلات فردی، سازمانی و اجتماعی
20. تأمین مصالح مادی و معنوی افراد و سازمان(بهارستان، 1383؛ص 20-21)
اصول و ارکان مدیریت
-برنامهریزی: عبارت است از تعیین اهداف و تدارک فعالیتها، امکانات و وسایل برای تحقق اهداف. مدیر در صورتی می-تواند کاری را درست انجام دهد که قبل از انجام آن بداند که میخواهد به چه چیزی دست یابد.
-سازماندهی: فراگرد سازماندهی یعنی جریان نظم و ترتیب دادن به کار و فعالیت، تقسیم و تکلیف آن به افراد به منظور انجام دادن کار و تحقق هدفهای معین.
هدایت و رهبری: وظیفه هدایت و رهبری ایجاب می کند که مدیران همواره با کارکنان خود در کنش و واکنش متقابل قرار گیرند. رهبری در مدیریت فراگرد اثرگذاری و نفوذ در رفتار اعضای سازمان برای یاری و هدایت آن¬ها در ایفای وظایفشان است.
نظارت و کنترل: نظارت و کنترل مرحلهای از مدیریت است که در آن باید معلوم شود که آیا هدفهای سازمانی تحقق پیدا کرده¬اند یا نه، به عبارت دیگر، نظارت و کنترل، فراگرد ارزشیابی عملکرد فردی و سازمانی است.
هماهنگی و ارتباطات: هر مدیری باید بداند که با ارتباط به چه چیزی میخواهد دست یابد. پیام را بدون هیچ ابهام و پیچیدگی در قالب علائم و نشانههای قابل تشخیص و درک ارسال نماید و قابلیت پذیرش پیام از سوی مخاطبان را بررسی کند. (بهرنگی، 1371 )
اصول و ارکان مدیریت از دیدگاه اسلام
برنامهریزی: ضرورت برنامه ریزی یا استراتژی در اسلام تا حدی است که حتی در زمینه های جزئی و کوچک هم بدان سفارش شده است و در قرآن و متون اسلامی نمونه های فراوانی از این برنامه ریزی را می توان مشاهده کرد. امام علی (علیه السّلام) می فرایند:
« اَعقَلُ ؟ اَنظَرُ فی العواقب؛ داناترین مرد کسی است که آینده را بهتر ببیند» (www.modiryar.com).
سازماندهی: اهمیت سازماندهی تا اندازهای است که امام علی (علیه السّلام)آن را یکی از نشانههای خردمندی میدانند. ایشان در پاسخ به این سوال که درخواست کردند فرد خردمند را برایشان وصف کنند فرمودند «هو الذی وضع الشی مواضعه فکان ترک صفته صفته له، اذا کان باختلاف وصق العاقل» یعنی نادان برخلاف خردمند هر چیزی را در جای خودش قرار نمیدهد.
این بحث امروزه تحت عنوان ارتباط و تعامل سازمانها با یکدیگر مطرح میشود.
وقتی مدیریت فعالیتها را سازماندهی میکند امور هماهنگ میشوند. سازماندهی سبب: شفاف سازی، تقسیم بندی، آماده سازی، ایجاد تشکیلات، توسعه، مرتبط سازی و استقرار اختیار میگردد. حضرت علی (علیه السلام) فرمودند«کارهای منظم را کارهای نامنظم و نامرتبط نابود میکند»، با دقت در فرمایش حضرت مشخص میشود که نه تنها تشکیلات لازم و ضروری است بلکه نبود آن مضر نیز میباشد. هماهنگی را به عنوان نخستین اصل سازماندهی شناخته و سایر اصول سازماندهی را زیر شاخهای از هماهنگی تلقی مینمایند (همان منبع)
هدایت و رهبری: آنچه امروزه تحت عنوان رهبری مطرح است، جایگاه ویژهای را فراتر از کاربرد سیاسی آن در امور دولتی، بازرگانی، صنعتی و از همه مهمتر مدیریت علمی به خود اختصاص داده است. در زمینه مدیریت، رهبری، اصلی تفکیک ناپذیر از مدیریت است؛ زیرا اگر بپذیریم که رسالت مدیر اسلامی بر اساس تعالی و تولید است، تعالی انسانها جز با برخورداری از صفات رهبری میسر نیست. به عبارت دیگر، افزایش تولید و تکامل کمی و کیفی آن جز با حضور یک مدیر رهبر امکان پذیر نیست (www.hawzah.net).
ميتوان در اهميت هدايتگري و رهبري به اين جمله امام علي (ع) اشاره كرد كه حضرت علی(ع) در خطبه 4 به کمیل می¬فرمایند«موقعی که در تاریکی گمراهی و نادانی بودید به سبب ما هدایت شدید و به راه راست قدم نهادید و بر کوهان بلندی سوار شدید و به واسطه ما از تیرگی شب¬های آخر ماه داخل روشنایی صبح گردیدید».
نظارت و کنترل: يك مدير اسلامي همواره بايد در جريان كارهاي انجام شده قرار گيرد تا چنانچه اشكال يا انحرافي پيش آمد قبل از اينكه عمليات خاتمه يابد يا زياني متوجه سازمان گردد جلوي آن را بگيرد. مدير دقيقاَ بايد بداند كداميك از كاركنان كارش را درست و كداميك ضعيف انجام ميدهد تا بتواند افراد فعال را تشويق و افراد كم كار را تنبيه كند. امام علي (علیه السّلام) به مالك ميفرمايند« به جزئيات كارهاي عمال رسيدگي كن، بازرسان مخفي راستگو و وفادار بر آنها بگمار كه بازرسي محرمانه آنها را به امانت و درستي و ارفاق با رعيت وادار كند و از (شر) دستياران مصون دارد» (www.daneshju.ir).
هماهنگی و ارتباطات: يك مدير براي موفقيت خود و سازماني كه در آن مديريت ميكند بايد جريان ارتباطات را همانند جريان خون در بدن، در سازمان خود به كار اندازد و نبايد ارتباط خود را با مردم قطع كند. امام علي (علیه السّلام) به فرماندار خويش در مكه مي نويسد«از ارباب حاجت كه خواستار ارتباط با تو است خويشتن را پنهان مكن كه هر آينه اگر در نخستين بار كه مراجعه ميكند از درگاهت رانده شود چنانچه بعد از آن هم نيازش را برآورده سازي ستوده نخواهي بود» (همان منبع).
صفات مدیران لایق از نظر اسلام
خداوند در سوره احزاب می¬فرماید «اقتدا به رسول خدا (ص) اسوه الگوی شایستهای است برای کسی که به ثواب خداوند در روز قیامت امیدوار باشد و یاد خدا را بسیار کند». در قاموس و چارچوب چنین مدیریتی انتظار میرود که مدیران لایق از صفات ذیل برخوردار باشند:
• داشتن ایمان و ارتباط با خداوند
• داشتن مهر و عطوفت نسبت به مردم
• داشتن سعه صدر
• داشتن صبر و شکیبایی در برخورد نسبت به مردم
• داشتن شایستگی و لیاقت در انجام امور
• ریاست طلب و خودکامه نبودن
• اطاعت نمودن کارگزاران از مدیر در جایگاه حق سنت الهی این گونه است که هر اندازه رابطه میان انسان و خدا اصلاح شود به همان اندازه رابطه انسان با عالم اصلاح شود.
• تفویض اختیار و مسئولیت خواهی، کنترل و نظارت
• شور و مشورت با افراد صالح و شایسته
• وفای به عهد
• عدم احتجاب و احتراز از فاصله گرفتن از مردم
• عدم سوء استفاده مدیر و وابستگان از امکانات
• داشتن روحیه انتقادپذیری
• برقراری عدالت
قضاوت و داوری (جوادی آملی، 1366).
منابع
•www.dari.irib.ir
•بهارستان، جلیل (1383). "مطالعه تطبیقی مدیریت اسلامی و مدیریت رایج".فصلنامه مدرس علوم انسانی. ص ص 1-38
•بهرنگی، محمدرضا (1371). "مدیریت آموزشی و آموزشگاهی". تهران. انتشارات گلچین.
•تئوری مدیریت از دیدگاه امام علی (ع)، سایت www.hawzah.net
•جوادی آملی، عبدالله (1366). "اخلاق کارگزاران در حکومت اسلامی". تهران. نشر فرهنگی رجا. چاپ اول.
•علیمردانی، اکرم (1390). "مدیریت اسلامی و ارتباط آن با تعلیم و تربیت". فصلنامه توسعه. سال ششم. شماره 22. ص ص 83-10
•فلاحی صفدرآبادی، رقیه. "بررسی تطبیقی مدیریت اسلامی با مدیریت غربی". سایت www.modiryar.com
•ناطقی¬پور، بهارک (1391)، "مدیریت در قرآن کریم". فصلنامه علمی-پژوهشی تحقیقات مدیریت آموزشی. سال سوم، شماره سوم/ پیاپی 11؛ ص ص 15-22.
•نهج البلاغه،(1388) ترجمه محمود دشتي، چاپ دهم، انتشارات پيام عدالت.
•وظايف خاص مديريت اسلامي از ديدگاه امام علي (علیه السّلام) ، سایت www.daneshju.ir
یادداشت از فرزانه ضرابخانه/ کارشناس مدیریت بازرگانی