به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، غسل در لغت به معنای شستن است و در اصطلاح به مجموعهای از اراده قلبی و اجرای عملی در خصوص شستن گفته میشود.
عیب: نقص شی از مرتبه صحت، هر فزونی و کاستی از اصل خلقت.
امتحان: سنجیدن چیزی یا کسی برای شناخت بیشتر؛ در مورد خداوند یعنی تمرین دادن و عادت دادنِ فردِ مورد امتحان از طریق ابتلا و دادن اختیار. امتحن از ماده امتحان و در اصل به معنای ذوب کردن طلا و گرفتن ناخالصی آن است و گاه به معنای گستردن چرم نیز آمده است.
مقیل: از اقاله آمده است در وقتی که جنس خریداری شده را به فروشنده باز میگردانند و او آن را میپذیرد و پس میگیرد.
شرح:
1.ذنب گناهی است که خود و نتایجش در دنبال انسان میماند، مانند دم حیوانات! از همان ریشه دَنب هم آمده به معنی دُم، تعبیر تمسخرآمیزی از گناهکار مذنب است،گویی چهره مذنب را با دمی در پشت تجسم میکند!!
2. در این دعا نگفته است دستم یا پایم یا چشم و گوشام و... را از گناه شستشو کن، بلکه گفته است مرا، همه مرا از گناه شست وشو کن (اغسلنی). یعنی ذنوب همه وجود ما را درگیر و گرفتار میکنند و ذنب در یک جا باقی نمیماند. وجود ما یک کل یک پارچه است و به هم مرتبط،گناه در یکجا باقی نمیماند، منتشر شده همه وجودمان را درگیر میکند.
3.تعبیر غسل و شست وشو از گناهان هم تعبیر ظریفی است، پس از شست وشو نه تنها آلودگیها بر طرف میشوند بلکه نشاط و تازگی و طراوتی هم به دنبال خواهد آمد.گویی احساس سرزندگی و حیات تازهای پیدا میشود. چیزی اضافهتر ازصِرف پاک کردن گناهان در خود دارد.
4. سپس طهارت و پاکی ار عیبها درخواست شده است. در تعریف عیب، نقص از مرتبه صحت و هرگونه فزونی یا کاستنی از اصلِ خلقت آورده شده و آن را نتیجه تاثیر امور خارج از ماهیت شی بر آن دانستهاند. ملاک عیب را هم خروج از حقیقت اولیه جسم برشمردهاند. بنابر آن چه گفته شد در این فراز از خداوند میخواهیم تا ما را از عیبهایی که در ماست و از بیرون عارضمان شده و ما را از طبیعت اولیه و فطرت صحیح خود خارج کرده است، پاک کند.
5.در قران طهارت و امتحان از شئون قلب به شمار آمده و به آن نسبت داده شده است. و از سوی خداوند به معنای آماده کردن و تمرین دادن دلها برای پذیرش تقواست«إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ» ﴿۳حجرات) یعنی خداوند با امتحان قلب در واقع به صدفِ دلهای ما سنگ ریزه محنت و مشقت میدهد تا آنها را پذیرای مروارید تقوا کند. و از طرفی با ذوب سنگ طلای قلبهای خاممان آنها را خالص کند و یا چون پارهای چرم، سفره دلهایمان را گسترده و وسیع کند و به دباغی، پیش خود پهن کند!
نکته آخر این که اینها همه را از او که پس گیرنده و (مقیل=اقاله کننده) لغزشهای مذنبین است درخواست میکنیم. تا عذر ما برلغزشهای منجر به آن ذنوب از ما قبول و پس گرفته نشود، آن ذنبها و دنبالهها هم تکرار خواهند شد و شست وشوها و طهارتها هم بیثمر خواهند ماند و خبری از آن قلبهای گسترده و دریایی نخواهد شد.
یادداشت از داریوش اسماعیلی/ معاون فرهنگی جهاد دانشگاهی واحد اصفهان