به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، معنای این دعا این است«خدايا كوششم را در اين ماه مورد سپاس، و گناهم را آمرزيده، و عملم را پذيرفته، و عيبم را پوشيده قرار ده، اى شنواترين شنوايان».
سعی: نهایت کار و تلاش انسان است که نتیجهاش به ملکیت حقیقی هر انسانی در میآید و برایش باقی میماند بقیه مانند پست و ثروت و مقام و ... ملک واقعی او نیستند و همراه انسان نخواهند ماند«لیس للانسان الا ما سعی»( نجم/39) همین معنا را افاده مینماید.
غفران: از ریشه غَفَر، در لغت پوشیدن چیزی که انسان را از زشتی حفظ کند.
یکی از مهمترین مشکلات در ارتباط ما بندگان خداوند با او این است که گاهی به دلیل برآورده نشدن حاجات و نیازمندیها و باقی ماندن مشکلات و رفع نشدن آنها علیرغم دعاهای بسیار و ... فکر میکنیم خداوند دعای ما را نمیشنود یا توجهی به ما نمیکند. نوعی عدم رضایت در ما نسبت به او شکل میگیرد، دلخوری و رنجیدگی! اما وقتی او را شنواترین شنوندگان مینامیم و خطاب کرده میخوانیم، معلوم میشود قبول کردهایم که او میشنود و جواب میدهد و به ما توجه دارد که «اسمع السامعین، الرحم الراحمین» هم است و «جواد السائلین» هم. به این ترتیب سدهای درد دل کردن با او فرو میریزند و موانع صمیمیت بر طرف میشوند و همه آن دلخوریها و سوء ظنها برداشته میشوند.
آن قدر که از او بخواهیم از تلاشمان تشکر شود. اما ضمیر این تشکر به چه کسی بر میگردد؟ آیا به غیر او؟ خدایا سعی و تلاش من را در این روز مورد تشکر قرار بده. قدردانی شدن در مقابل تلاشها خواسته هر انسانی است. همه ما از قدر ناشناسی رنج میبریم. سعی مشکور از جانب خداوند یعنی درستی تمام تلاشهایی که به مالکیت وجود ما درآمدهاند و به آن شکل دادهاند و همراهمان شدهاند.
و ذنب مغفور یعنی گناهانی که پوشانده شده و به فراموشی سپرده شدهاند که غفران بالاتر از صفح و صفح بالاتر از عفو است.
در سوره تغابن آیه 14 به این سلسله مراتب گذشته اشاره شده «..... وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ» (14 تغابن).
عفو ، صرف نظر کردن از مجازات است و صفح، مرتبهای بالاتر است یعنی ترک هرگونه سرزنش اما غفران پوشاندن گناه و به فراموشی سپردن آن است و ما از او این را میخواهیم. که بهدنبال هر تلاش و سعی چه در عرصه فردی یا جمعی اشتباهات و لغزشها و گناهانی هم ممکن است رخ دهند. اینها ذنوبی هستند که بهدنبال آن سعی و تلاشها یا در راه آنها مرتکب شدهایم و از خدا طلب پاک شدن و فراموشی آنها را داریم.
و عملی را درخواست میکنیم که مورد قبول او باشد. برای پذیرش اعمال اولا باید نسبت به آن عنایت داشت که: «کونوا علی قبول العمل اشد عنایه منکم علی العمل» به قبول عمل بیش از اصل عمل توجه داشته باشید {امام علی (ع)-بحار ج71-ص173}.
ثانیا شرایط پذیرش عمل را باید به جای آورد و از جمله تقوی« .... اِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقينَ. خدا تنها از متقین میپذیرد که تقوی مقدمه عمل و شرط پذیرش آن است».
عیب همانطور که پیشتر گفته شد نقص شی از مرتبه صحت است بنابراین پس از عملهای مقبول از خداوند میخواهیم نقص و عیبهای آن را بپوشاند.
نکته جالب در همه این درخواستها مفرد بودن درخواستهاست! چرا ذنبی و نه ذنوبی؟یا چرا عملی به جای اعمالی؟و یا عیبی به جای عیوبی؟آیا معنیاش نمیتواند این باشد که همه ذنبهای ما در نهایت یک ذنب بیشتر نیست و همه عیوبمان در آخر به یک عیب باز میگردند؟ از سوی دیگر آیا نمیشود این احتمال را داد که همه سعی و تلاشهایمان هم در انتها و در واقع یک سعی و تلاش بیشتر نمیباشد؟
آن یک سعی و عمل که باید پذیرفته و از آن تشکر شود چیست؟ و آن یک ذنب و عیب چه؟
شاید رمزش در جمله آخر باشد! این که تنها سعی و تلاشات این باشد که فقط صدایت را به او برسانی و نه به غیر او و تمنای تشکر و قبول را فقط از او داشته باشی نه از غیر او . شاید این همان تنها سعی و عمل تو باشد که باعث میشود سایر تلاشهایت هم به ثمر نشینند و به تملک واقعی وجودت در آیند والا فلا!
و اما تنها ذنب لا یغفر و بخشیده نشدنی و تنها عیب نامستور و ناپوشیدنی ما شاید این باشد که از او دلگیر باشیم و او را محرم گفتوگوی خود ندانیم یا شنوای دردها و مناجاتهای خود نشماریم و به دیگران روی آوریم. این عیب و ذنب چون پای دیگران را باز کردهایم بزودی بر بام خواهد افتاد و دیگر پوشش و ستری نخواهیم یافت. اوست که میشنود و مخفی میدارد و قبول میکند و تشکرش واقعی است. دیگران نه چنیناند.
یادداشت از داریوش اسماعیلی/ معاون فرهنگی جهاددانشگاهی واحد اصفهان