مقدس صفری، حافظ روشندل قرآن از روستای حسامآباد شهرستان بهار در گفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از همدان، اظهار کرد: از سال 88 شروع به حفظ قرآن کریم کردم تا حدود 4 سال اخیر با وجود سختیها و مشکلات موجود در مسیر موفق به حفظ 10 جزء قرآن شدم.
وی افزود: علت اصلی قدم در مسیر قرآن و حفظ آیات سراسر نور این کتاب الهی، علاقه بسیار زیادی من به قرآن بود، در سال 84 که قوای بیناییم در حال تضعیف بود، در ذهن من اولین جرقههای حفظ قرآن زده میشد، در سال 87 موفق به حفظ جزء 30 به عنوان اولین محفوظاتم شدم و از آن پس از نوار کاست و وسیلههای آموزشی دیگر جهت حفظ 9 جزء دیگر بهره گرفتم.
صفری با بیان اینکه حفظ قرآن را با رادیو قرآن آغاز کردم، عنوان کرد: در خانه رادیو را روشن کرده و بروی موج شبکه قرآن آن را تنظیم میکردم، با علاقه زیادی در وجودم نسبت به قرآن و با عشق تلاوت بسیار زیبای اساتید و قاریان برجسته ایران و جهان از رادیو را گوش میدادم و آنچه که مبلغان دین از این کتاب سراسر رحمت و نعمات و برکات آن میگفتند، مرا هر لحظه نسبت به فکری که در ذهن میپروردم مشتاقتر میکرد.
شرکت من در مسابقات قرآن به واسطه پدر جانبازم بوداین حافظ روشندل ده جزء قرآن کریم عنوان کرد: شرکت من در مسابقات قرآن به واسطه پدرم بود، ایشان جانباز هستند و در اوایل دوره حفظم با بنیاد شهید تماس گرفته و متوجه برگزاری مسابقاتی برای حافظان شدم که من هم به بهانه تخمین محفوظات خود و آشنایی با افراد بیشتر و آگاهی از انواع روشهای حفظ قرآن در مسابقات شرکت کردم، در مسابقات استانی سه سال پیاپی در سالهای 90 تا 92 رتبه دوم و سوم را کسب کردم.
وی بیان کرد: افرادی که از قدرت بینایی برخوردارند با دیدن حروف و کلمات به راحتی میتوانند قرآن را از رو خوانده و به حفظ آن بپردازند، در حالیکه بسیاری از انسانهای هم نوع من و روشندل با حس لامسه، به امر حفظ قرآن میپردازند، اما حفظ و قرائت من به واسطه «شنیدن» بود از این جهت در ابتدای حفظ، هنگام تلاوت توسط قاری برخی از حروف شبیه به هم مانند «ص، ث، س» نمیتوانستم تشخیص دهم کدام حرف خوانده میشود و تمام تلاش من در ابتدای حفظ، این بود که متوجه شوم کدام حرف در کلمه مورد نظر در آیه ذکر شده است و در حدود 1 تا 2 سال ابتدای دوره حفظ، تلاش من جهت تلفظ درست این کلمات بود.
وی ابراز کرد: به دلیل کم بیناییام نمیتوانستم به راحتی در بین مردم جامعه باشم و مانند بسیاری از آنها از کلاسهای آموزش قرآن که در مرکز شهرستان و یا استان بودند جهت حفظ بهره ببرم، همچنین حساسیت خانواده و دور بودن مسافت از حضور در برنامههای و کلاسهای حفظ قرآن دورم کرد، اما با عنایت و لطف پروردگار و برنامهریزیهای دقیق جهت شنیدن آیات قرآن توسط رادیو قرآن در سر ساعت معین، و پس از آن نیز استفاده از نوار و cdهای آموزشی قرآن موفق به حفظ 10 جزء قرآن کریم شدم.
نبود کمک وسایل آموزشی مشکل حفظ قرآن برای افراد کمبیناصفری یادآور شد: اکثر افراد روشندل در موسسات و مدارس به طور مقدماتی آموزشها و مهارتهای لازم جهت حضور در جامعه و ارتباط با افراد و محیط اطراف خود را فرا میگیرند همچنین با یادگیری مهارتها و فنون مختلف، از جمله آموزش خط بریل میتوانند به طور تقریبی مانند انسانهای عادی به تحصیل مشغول شوند اما این افراد از آنجا که باید همه چیز را لمس کنند بنابراین تقویت حس لامسه ضرورت مییابد و مشکلات رفت و آمد برای آموزشهای بیشتر و نبود وسایل رفاهی و آموزشی برای این نوع انسانها از مهمترین مشکلات روشندلان است.
این حافظ قرآن با بیان اینکه روشندلان مانند سایر انسانهای دیگر حق نفس کشیدن و زندگی کردن دارند، اظهار کرد: بسیاری از افراد کم بینا و نابینا به دلیل نقصشان ترجیح میدهند در جامعه دیده نشوند در حالی که من این عمل را به کلی رد کرده و معتقدم این افراد باید با جامعه و افراد جامعه در ارتباط باشند و نیازها و خواستههای خود را ابراز کنند.
وی ادامه داد: باید این مسئله در جامعه ما به خوبی جا بیفتد که این افراد میتوانند زندگی کنند و خود را بالا بکشند و هرچند که این افراد تمام تلاش خود را میکنند تا مانند سایرین باشند و کمترین زحمتی برای خانواده نداشته باشند و به عنوان عضوی کوچک در جامعه نقشی هرچند کم و مختصر داشته باشند.
این حافظ روشندل ده جزء قرآن کریم عنوان کرد: قرآن یک کتاب راهنماست و خدا در قرآن به کرات فرموده: «هر که را بخواهم به سمت این نور هدایت میکنم اگر رضای من را در نظر بگیرند» ولی اکثر افراد روشندل در قلب خود یک کشش و جذبهای به سمت قرآن حس میکنند، همانگونه که هنگام اذان، روح و جسم انسان متلاطم شده و قلبها متوجه خدا میشود، آموزش قرآن نیز در جامعه باید مد نظر گرفته شود.
وی افزود: دستگاه و سیستم آموزشی کشور ما مشکل دارد زیرا باید آموزش قرآن از پایه شروع شود و خانوادهها نیز فرزندان خود را از کودکی با قرآن آشنا کنند در جامعهای که اسلامی و قرآنی است عدم توانایی یک دانشجو و بسیاری از افراد قشر تحصیل کرده در تلاوت و روخوانی قرآن، یک معظل بزرگ و نشانه بیگانگی جوانان با قرآن است.
مادرم در بستر بیماری مرا به حفظ قرآن تشویق میکردصفری اذعان کرد: مادرم که به رحمت خدا رفته است، به عنوان یکی از تأثیرگزارترین افراد زندگیم مرا در ابتدای راه حفظ بسیار یاری کردند، حتی هنگامی که بیمار شدند و قبل از فوتشان، در بیمارستان همچنان در کنارم بودند و مرا به حفظ بیشتر قرآن تشویق میکردند.
وی اضافه کرد: چند ماه قبل از فوت مادرم، زمانی که در مسابقات قرآنی استانی موفق به کسب رتبه دوم و سفر به کربلای معلی شدم و این خبر خوش را به مادرم دادم بینهایت خوشحال شد و اشک از چشمانشان جاری شد چرا که مادرم خود آرزوی سفر به کربلای معلی را داشت، حال سفر من به کربلا تیری بود با دو نشان که هم بنده سراپا تقصیری چون من سعادت این سفر را پیدا کرده بود و هم به عنوان نایب الزیاره مادرم نیز باشم و او را به آرزوی دیرینهاش برسانم.
این حافظ روشندل عنوان کرد: به برکت قرآن، به یک آرامش خاصی رسیدهام و هنگامی که در جمع دوستان و خانواده هستم احساس میکنم این آرامش را به آنها هم منتقل میکنم و شاید این همان نور است که «قرآن نور علی نور» است و احساس میکنم هنگامی که قرآن را تلاوت میکنم این نور به همه جا پخش میشود.
وی مهمترین انتظارات خود را از مسئولین تلاش برای رواج فرهنگ قرآنی عنوان کرد و افزود: باید مسئولین به قرآن بهای بسیاری دهند، در حال حاضر اکثر هزینه فعالیتهای قرآنی توسط کمکهای مردمی تأمین میشود در صورتی که جامعه ما یک جامعه اسلامی است اما متأسفانه بودجه کمی به فعالیتهای قرآنی اختصاص داده میشود، باید قرآن جای ماهوارهها و حتی گوشیهای همراه که دیگر جزیی از افراد جامعه شده است را در خانهها بگیرد، شادی و نشاطی که قرآن به انسان میدهد در هیچ چیز دیگر یافت نمیشود.
حرفی که از دل بر آید لاجرم بر دل نشیند