گروه اجتماعی: عضو شورای تحول در علوم اجتماعی كشور با اشاره به بیانات رهبر معظم انقلاب درباره ولنگاری فرهنگی به تشریح سیر تاریخی این مسئله در ایران پرداخت و گفت: متأسفانه در جامعه ما بیحیایی چه در پوشش و چه در رفتار و گفتار ترویج یافته و این مسئله مخل نظم و انضباط اجتماع و قدرت تحول و سلامت اجتماعی است.
سعید زاهد زاهدانی،
عضو شورای تحول در علوم اجتماعی کشور در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایكنا)
از فارس، در تشریح سیر تاریخی وقوع ولنگاری فرهنگی در كشور گفت: فرهنگ یک پدیده زماندار
است كه از زمانهای گذشته نشأت گرفته و خود را نشان میدهد؛ بنابراین فرهنگی که امروز
در جامعه از آن برخوردار هستیم محصول تعاملات فکری و شناختی گذشته تاریخی ماست؛ لذا لازم است که یک مرور کلی تاریخی داشته باشیم تا
بتوانیم وضعیت موجود فرهنگی خودمان را ملاحظه کنیم.
وی با بیان اینكه
ما از یک فرهنگ بومی ملی برخوردار هستیم که پیشینه آن قبل از ظهور اسلام است، افزود:
ارزشهای متعالی در آن زمان وجود داشته که معمولاً منتسب به دین زرتشت میشود و بعد
از اسلام همان ارزشها البته ارزشهایی كه دینی بود و نه خرافی، تثبیت شد و با توجه
به رونق مكتب اسلام، متعالیتر شد.
1400 سال فرهنگ ما با فرهنگ اسلامی خو گرفت
زاهد زاهدانی ادامه داد: حدود 1400 سال جامعه ما با فرهنگ اسلامی خو گرفت و زندگی کرد و در فراز و نشیبهای تاریخی که کم هم نبود این فرهنگ را با چنگ و دندان حفظ کرد تا به دوران قاجار رسیدیم. در دوره قاجار و از زمان پادشاهی فتحعلی شاه، توجه به نوآوریهای فرهنگی افزایش پیدا کرد و تعاملات فرهنگی با اروپا هم شروع شد و در این تعاملات متأسفانه نوعی خودباختگی در مقابل فرهنگ غرب توسط گروهی از متخصصان و اندیشمندان اجتماعی صورت گرفت.
مدیر پژوهشكده تحول و ارتقای علوم انسانی دانشگاه شیراز با بیان اینكه این خودشیفتگی و یا به عبارتی وادادگی فرهنگی متأسفانه در بخشی از جامعه مشاهده شد و ما تجلی این را در جریان انقلاب مشروطه مشاهده میکنیم، تصریح کرد: در جریان انقلاب مشروطه دو خط مشروطهخواهی و مشروعهخواهی شکل گرفت. مشروعهخواهان به دنبال احیای ارزشهای اسلامی و به روز کردن آن بودند و مشروطهخواهان تلاش داشتند که گذارههای فرهنگ غرب را در جامعه ما بازسای کنند؛ بنابراین با پیروزی مشروطهخواهان جامعه ما به سمت فراگیری تا حدی بیچون و چرای فرهنگ غرب پیش رفت و دیکتاتوری رضاخان این را تشدید کرد و در دوران محمدرضا بهصورت بسیار حساب شدهای فرهنگ غرب در جامعه ما نهادینه شد و استقرار پیدا کرد.
اشاره به سیر تحولات اقتصادی و فرهنگی جامعه در دوران محمدرضا پهلوی
وی به بررسی و بازخوانی جریان برنامهریزیهای توسعه محمدرضا پهلوی پرداخت و گفت: سالهای 1332 تا 1342 را توسعه اقتصادی و دهه 1342 تا 1352 را در آن زمان به توسعه فرهنگی قلمداد میكردند و هدفشان بر توسعه سیاسی بود؛ لذا از سال 1352 به بعد لیبرال دموکراسی را در جامعه ما حاکم كردند.
زاهد زاهدانی با یادآوری اینكه سیاست اصلی در لیبرال دموکراسی کنترل گروههای اجتماعی در كنار یكدیگر است، افزود: این مفهوم بدان معناست كه به همه عقاید اجازه ابراز وجود میدهند و همین را هم نقطه قوت خود قرار میدهند که ما هیچکس را به خاطر عقیدهاش محدود نمیکنیم، اما در ذیل این صورت آراسته و زیبا در واقع تلاش برای كنترل گروههای با عقاید مختلف صورت میگیرد؛ مثلاً در جامعهای گفته میشود هرکسی عقاید کمونیستی و سوسیالیستی و یا دینی دارد آزاد است، اما در جریان مدیریت اجتماعی هرگاه کمونیستها و سوسیالستها خواستند قدرت به دست آورند، معتقدان به عقاید دینی را تقویت میكنند كه مقابل آنها بایستند و برعكس، به این وسیله گروهها همدیگر را کنترل کنند و نهایتاً کنترل اصلی در دست کسانی باشد که بر جامعه مسلط هستند.
بحث لیبرال دموکراسی آزادی در واقع فریبی بیش نیست
عضو شورای فرهنگ عمومی فارس با تأكید بر اینكه بحث لیبرال دموکراسی آزادی در واقع فریبی بیش نیست و ابزاری برای کنترل افکار عمومی جامعه به نفع کسانی است که زمام امور را به دست دارند، تشریح کرد: در آن زمان فشارهایی به پهلوی دوم برای اجرای این طرح آوردند، در حالی كه وی میدانست طراحی این مسئله در ایران با توجه به زمینه مذهبی مردم، شكل نخواهد گرفت؛ لذا مقداری در برابر آن مقاومت كرد، اما از سال 1345 به این مسئله تن داد و نهایتاً نتیجه این مسئله همان شد كه گمان میكرد و گروههای اسلامی حاكم شدند و انقلاب اسلامی شكل گرفت و مردم سالاری دینی استقرار یافت.
وی با تصریح بر اینكه متأسفانه به توسعه اقتصادی و فرهنگی شكل گرفته در آن دوران، بعد از انقلاب اسلامی بهصورت زیربنایی پرداخته نشد، گفت: در زمان بازسازی خرابیهای جنگ، الگوی اقتصادی گذشته احیا شد و به همراه آن الگوی فرهنگی هم استقرار یافت آن هم بدون توجه مسئولان و بدون برنامهریزی.
الگوهای فرهنگی ارائه شده قبل از انقلاب بدون توجه برنامهریزان ادامه پیدا كرد
زاهد زاهدانی ادامه داد: آن گذارهها و الگوهای فرهنگی که در دهه 40 عمدتاً توسط آمریکا در جامعه ما شکل گرفته بود تا سبک زندگی ما را به سمت سبک زندگی غربی پیش ببرد و سبک زندگی اسلامی را حل کند و از بین ببرد بدون برنامهریزی و مدیریت صحیح، با ولنگاری ادامه پیدا کرد و محصولش را ما امروز مشاهده میکنیم؛ یعنی همان که رهبر معظم انقلاب مطرح كردند.
وی افزود: این مسئله بدان مفهوم است كه متأسفانه آن الگوهای فاسد قبل از انقلاب را كه میخواستند با استفاده از آنها زندگی مدرن را در جامعه ما جایگزین سبک زندگی اسلامی کنند و ما را مبتلا به مصرفگرایی کالای غربی کنند، بدون توجه مدیران فرهنگی ادامه و نهایتا استقرار پیدا كرد آن هم با ولنگاری و بدون كنترل در حال تاخت و تاز به ارزشهای فرهنگی ماست.
ترویج بیحیایی؛ از مصادیق ولنگاری فرهنگی
عضو شورای تحول در علوم اجتماعی كشور یكی از مصادیق این ولنگاری را ترویج عنصر بیحیایی در جامعه دانست و گفت: متأسفانه امروز مشاهده میكنیم كه در جامعه ما با وجودی که جامعه بسیار با حیا و با سابقه قوی در این زمینه است بیحیایی چه در پوشش ظاهری و چه در رفتار و گفتار ترویج یافته است که بسیار مخل نظم و انضباط اجتماع و قدرت تحول و سلامت اجتماعی است.
وی با بیان اینكه هر جامعهای نیازمند به یک متانت اجتماعی و بزرگواری است، افزود: این بیحیایی متأسفانه متانت اجتماعی و بزرگواری بین افراد را هدف قرار داده و در حال لگدكوب كردن بسیاری از ارزشها است؛ بنابراین مسئولان فرهنگی باید به خود بیایند و بدانند که در شرایطی قرار گرفتهاند که بحث تهاجم فرهنگی در جامعه ما در حال عملیاتی شدن است؛ به عبارت دیگر باید همانطوری که در تعبیرات رهبر معظم انقلاب نیز مطرح شد، خود را برای جنگ فرهنگی آماده كنیم.
زاهد زاهدانی اظهار كرد: آن الگوی فرهنگی غرب که در دوران محمدرضا پهلوی استقرار یافته بود پایگاهی برای حمله برنامهریزان فرهنگی غرب به خصوص آمریکا در جامعه ما برای انحلال ارزشهای اجتماعی و پوک کردن امتداد فرهنگی ما که پشتیبان اقتدار سیاسی است، شده است.
رئیس کمیسیون جامعهشناسی کنگره بینالمللی علوم انسانی ـ اسلامی بیان كرد: طبیعتاً در مقابل چنین جنگ بیامانی که در خانههای ما لانه کرده است و به خصوص از طریق دستگاههای تلویزیونی و ماهوارهای و رسانههای مجازی به شدت در حال تخریب افكار ما هستند، باید یک آرایش منظم رزم فرهنگی طراحی شود و در مقابل تمامی عناصر فرهنگی که در حال تهاجم به ماست بهصورت حساب شده آرایش دفاعی چید تا بتوانیم از ارزشهای ملی و فرهنگی خودمان که دوام جامعه ما به آنهاست، دفاع كنیم.