سعید زاهد زاهدانی، عضو شورای تحول در علوم اجتماعی کشور در گفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از فارس، در تشریح راهکارهای ترویج گفتمان اقتصاد مقاومتی گفت: فرهنگ مجموعهای است که جامعه در آن تنفس میکند بنابراین وقتی که میخواهیم فرهنگ اقتصاد مقاومتی را تبیین کنیم تا گفتمان آن را ایجاد و نشر دهیم، لازم است که اطلاعی از وضعیت موجود فرهنگ اقتصادی جامعه هم داشته باشیم.
تعریف سه دهه اقتصادی، فرهنگی و سیاسی در ایران وی با بیان اینکه فرهنگ اقتصادی که اکنون حاکم بر جامعه ماست از دهه 1320 برنامهریزی شده است، افزود: در سال 1325 برنامهریزان آمریکایی برای ما برنامه توسعه تعریف میکنند و از سال 1327 این برنامه توسعه به عنوان برنامه اول شروع به فعالیت میکند و نوع برنامهریزی بر این اساس است که امکانات موجود در کشور ما را شناسایی کنند و بعد بینند که روی این امکانات چگونه خودشان میتوانند سرمایهگذاری کنند و طبیعتاً سرمایهگذاری که انجام میدهند برای منافع خودشان است، یعنی نیازهای ملی و محلی ما مورد نظر نیست بلکه نیاز بازار خودشان مورد توجه شان است.
زاهد زاهدانی ادامه داد: از کودتای 28 مرداد آمریکاییها دیگر منازعهای در صحن ایران برای اعمال این نوع برنامهریزیها نداشتند بنابراین سه دهه را در ایران تعریف میکنند نام دهه اول از 32 تا 42 را توسعه اقتصادی، دهه دوم از 42 تا 52 توسعه فرهنگی و از 52 به بعد به توسعه سیاسی نامگذاری میکنند.
مدیر پژوهشکده تحول و ارتقای علوم انسانی دانشگاه شیراز با تصریح اینکه آمریکاییها در آن دوران معتقد بودند که بعد از آنکه ساختارهای اقتصادی و فرهنگی عوض شد، باید در بحث توسعه سیاسی، لیبرال دموکرات را در جامعه ما حاکم کنند، گفت: لیبرال دموکراسی کارش این است که هر کس هر عقیدهای دارد میتواند تشکل سیاسی راهاندازی کند لذا در این نوع حکومت مردم را فرقه فرقه و گروه گروه میکنند و اینها را در مقابل هم قرار میدهند و هر کدام که قدرتمند شد آن یکی را تقویت میکنند تا قدرت حزب مقابل را تعدیل کند بنابراین نوع مدیریت حکومت لیبرال دموکراسی حفظ منافع حاکمی است.
وی با یادآوری اینکه شاه در سال 52 با این نوع توسعه سیاسی مخالفت کرد چون میدانست که دیکتاتوری او به خطر میافتد، گفت: شاه تا سال 55 مقاومت کرد اما در این سال مهمترین دشمن خود را اسلامگرایان دانست لذا این توسعه را قبول کرد و همین مسئله باعث شد که جرقه انقلاب اسلامی آغاز شود لذا آن توسعه سیاسی در کشور ما استقرار پیدا نکرد و مردم سالاری دینی در جامعه شکل گرفت.
اقتصاد ما بعد از دوران جنگ همچنان با محوریت سرمایهگذاری خارجی بود زاهد زاهدانی ادامه داد: اما متأسفانه دو برنامه توسعه اقتصادی و فرهنگی که در دهه 30 و 40 آمریکاییها برای ما طراحی کرده بودند بعد از انقلاب منحل نشد یعنی اقتصاد ما به خصوص بعد از جنگ و در دوران بازسازی همچنان وابسته به سرمایهگذاری خارجی یعنی محوریت سرمایهگذاری خارجی بود.
رئیس کمیسیون جامعهشناسی کنگره بینالمللی علوم انسانی ـ اسلامی با تأکید بر اینکه ما مخالف سرمایهگذاری خارجی نیستیم، گفت: از همان دوران تاکنون محور اقتصاد سرمایهگذاری خارجی است یعنی از همان زمان مردم به سبک زندگی غربی و مصرف کالاهای خارجی روی آوردند بنابراین ما اکنون وارث چنین فضای فرهنگی و اقتصادی هستیم که محوریت اقتصاد ما اکنون وابسته به سرمایهگذاری خارجی است و فرهنگ ما را هم به دنبال خودش که یک نوع فرهنگ مصرفی میکشاند.
اقتصاد مقاومتی مخالف با سرمایهگذاری خارجی نیستوی با بیان اینکه اقتصاد مقاومتی میخواهد آن نگاه خارج را تبدیل به نگاه داخل کند، گفت: اقتصاد مقاومتی مخالف با سرمایهگذاری خارجی نیست بلکه میگوید سرمایهگذاری خارجی نباید محوریت باشد و محوریت باید امکانات داخلی باشد تا تولید داخلی و استقلال اقتصادی رخ دهد بنابراین اگر این روح حاکم بر اقتصاد مقاومتی را در شرایط موجود متوجه شویم میتوانیم برای آن خوب گفتمانسازی کنیم.
زاهد زاهدانی ادامه داد: باید محوریت این وابستگی اقتصادی را از سرمایهگذاریهای خارجی به تولیدات داخلی، استعدادها و دانش و سرمایههای درونی منتقل کنیم و در کنار آن اگر سرمایههای خارجی هم میخواهد بیاید کمکی کند مشکلی نیست چرا که حیات و تداوم انقلاب اسلامی منوط به موفقیت برنامه اقتصاد مقاومتی است بنابراین هرچه که توان داریم باید در این راه به کار ببریم.