کد خبر: 3524231
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار : ۳۱ مرداد ۱۳۹۵ - ۰۹:۴۴

علامه مجلسی؛ عالم اخباری یا اصولی

گروه اندیشه: استاد تاریخ مراکز آموزش عالی استان اصفهان معتقد است در مورد علامه مجلسی باید نگاه آگاهانه‌ای داشته باشیم؛ یعنی هم باید زمان و هم مکانش را در نظر بگیریم تا بتوانیم به اندیشه علامه مجلسی به‌صورت بهتری نگاه کنیم.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، علامه محمدباقر پسر محمدتقی مجلسی معروف به علامه مجلسی یا مجلسی دوم از فقها و محدثان مشهور شیعه است که در سال 1037 قمری در اصفهان به دنیا آمد. وی در علوم مختلف اسلامی همچون تفسیر، حدیث، فقه و اصول تخصص داشت و آثاری را در این علوم پدید آورد. مشهورترین اثر وی مجموعه حدیثی بحارالانوار نام دارد. وی با تربیت شاگردان بسیار و نگارش آثار متعدد به زبان فارسی و برای استفاده عموم مردم بر دوره‌های بعد از خود تأثیر قابل توجهی گذاشته است. به‌مناسبت 30 مرداد، روز بزرگداشت علامه مجلسی، خبرنگار ایکنا گفت‌وگویی را با اخضری، استاد تاریخ مراکز آموزش عالی استان اصفهان انجام داده است که در ادامه می‌خوانید:
ایکنا: با توجه به آثاری که علامه مجلسی تألیف کرده است، جایگاه ایشان را به لحاظ علمی چگونه ارزیابی می‌کنید؟
علامه مجلسی به جهت کتاب‌هایی که تألیف کرده بسیار زیاد مشهور شده ولی شهرت اصلی‌‎اش در تألیفات به خاطر بحارالانوار است. کتابی که جنبه حدیثی دارد و حتی شقی را درست کرده که بعضی‌ها معتقد شوند مجلسی اخباری است و این مقوله احادیث و روایاتی که جمع‌آوری کرده در زمینه همان بحث اخباری‌گری است که مطرح کرده و وی را در این حوزه قرار می‌دهند؛ لذا آثارش مبنایی شد برای دوره‌های بعد که حتی اوایل قاجار خیلی از آن استفاده کردند و خیلی‌ها بر مبنای آن نوشتند و امروز هم حوزه علمیه وابستگی شدیدی به تألیفات علامه مجلسی دارد و تأثیر بسیار خوبی بر جامعه ما گذاشته است.
ایکنا: علامه مجلسی در دوره‌ای به سر می‌برد که جریان اخباری‌گری غلبه داشت و حکومت صفوی هم از این جریان حمایت می‌کرد. با توجه به این دوره زمانی، وی چقدر از این دوره تأثیر پذیرفته است؟
از دو بُعد باید به این قضیه نگاه کرد؛ یک بعد اخباری‌گری این است که وی وارد یکسری جریاناتی شد که کشمکش‌هایی هم حتی به سیاست کشاند، نه این را نمی‌بینیم، ولی اخباری‌گری از این بُعد که فقط مبنای فقهی داشته باشد که مبانی اندیشه‌های نوشتاری خودش را بر مبنای اخبار قرار دهد، یعنی ایشان روایات و احادیث را جمع‌آوری می‌کرد و معتقد بود که این‌ها می‌توانند فقه ما را جامع کنند. اگر به این مقوله اخباری‌گری بگوییم، در این موضوع که بعداً چیزهای زیادی هم در این زمینه پیدا کرد، خودش هم تأثیر گرفته از دوره‌های قبل بود. این اخباری‌گری بله، ولی اخباری‌گری که حتی در دوره‌های بعد در دوره زندیه و قاجاریه شدت گرفته بود، به آن صورت خیلی علامه مجلسی واردش نشده بود.
ایکنا: بعضی از متفکران معتقدند که علامه مجلسی بیش‌تر به عنوان یک عالم مسلمان که علاقه‌مند به جمع‌آوری احادیث و روایات ائمه(ع) بوده مطرح است و نمی‌توان وی را یک متفکر طراز اول شیعه دانست یا برخی معتقدند وی باعث شد باب تفکر و فلسفه بسته شود. نظر شما راجع به این اظهارات چیست؟
این حرف ها اصولا از طرف ادوارد براون مطرح شده که البته اگر به صورت جزء نگاه کنیم، علامه مجلسی یک جزء زمان صفویه است. ما نمی‌توانیم علامه مجلسی را یک محور کل قرار داده و بگوییم مثلا ایشان خیلی توجهی به فلسفه نداشته. می‌دانید که در دوره وی فلسفه خیلی روند و گرایش خوبی نداشته است.  حالا چون مخالف بوده یا دوست نداشته، پس باب فلسفه مثلا مسکوت مانده؛ نه. یا بر فرض مثال چون ایشان با حوزه صوفی‌گری و مسائل این چنینی مقابله می‌کرده، بگوییم این گرایش خاموش شده و ایشان عاملش بوده؛ نه. ایشان یک مورد است. ما همه تفکر زمان صفوی را نمی‌توانیم در علامه مجلسی خلاصه کنیم. لذا این‌ها بر مبنای این یک مصداق، مصداق کلی حساب می‌کنند. توجیه می‌کنند، می‌گویند مثلا چون ایشان با فرقه‌های مذهبی مثل هندوها مقابله می‌کرده، پس عامل خیلی از برخوردها در زمان صفویه ایشان بوده است. چون بر فرض مثال با صوفیه یا تفکرات دیگر مقابله کرده، پس کل روند ضعف صفویه را در علامه مجلسی خلاصه کنیم. این هوچی‌گری است که خیلی هم مبنای علمی و عقلی ندارد. خود زمان صفویه چنین ایجاب می‌کرده که خیلی از مسائل را نپذیرند و مردم خیلی به آن گرایش نداشته باشند. زمانه این بوده. اتفاقا قبل از علامه مجلسی هم اثراتش شروع شده بود. یعنی شما ببینید کسی مثل ملاصدرا پیدا می‌شود. آیا چند تا مثل ملاصدرا بوده‌اند. اصلا بگوییم زمان ملاصدرا این قدر زمانه خوب بوده که ملا صدرا از آن درآمده، نه. این مورد استثناست. یا دوره‌های بعد چون فلسفه‌ای مثل فلسفه ملا صدرا نبوده، پس عاملش علامه مجلسی بوده، نه. چنین چیزی نیست. قابل قبول نیست. خیلی نمی‌توان نسبت به آن نظر مثبت داشت.
ایکنا: انتقاداتی که به خصوص شرق‌شناسان به علامه وارد کرده‌اند، این است که در زمان تصدی‌گری منصب شیخ‌الاسلامی، اقلیت‌های دینی و صوفیان را مورد بی‌مهری قرار می‌داده. این‌ها چقدر صحت دارد؟
کاری که علامه مجلسی انجام داد و نمی‌توانیم آن را رد کنیم برخورد با هندو ها و زرتشتیان بوده، ولی می‌خواهم بگویم یک موردی که مثلا علامه مجلسی انجام می‌دهد، دلیل نمی‌شود که ما همه عوامل سقوط صفویه را کنار گذاشته و به این معطوف شویم و بگوییم اگر علامه مجلسی این کار را نکرده بود، صفویه سقوط نمی‌کرد، نه. این جمله غلط است. حالا هر چند کسی گفته باشد. ادوارد براون هم گفته باشد، خیلی قابل استناد نیست. شاید بتوان یکی از مواردی را که بد بینی نسبت به شیعه به وجود آورده باشد، به این مورد اشاره کنیم. عامل سقوط صفویه را نمی‌توان به کار علامه مجلسی معطوف کرد. چون تفکراتی که در زمینه سقوط قبل از آن فراهم شده بود، موجش به علامه مجلسی رسیده بود. علامه مجلسی هم با این موج حرکت می‌کرد. یعنی این نیست که شروع کننده این موج، علامه مجلسی باشد. این طور باید دقت کنیم. یعنی هیچ وقت عاملش را علامه مجلسی نمی‌دانیم. شاید زمانه علامه مجلسی، تفکرات و کارهایش یک مقداری در زمینه سقوط تأثیر گذاشته باشد، اما این که عوامل اصلی سقوط بدانیم، خیلی برای ما قابل قبول نیست. ما نمی‌توانیم بپذیریم.
ایکنا: منظور من مشخصا عوامل سقوط حکومت صفوی نیست. انتقاداتی را که به ایشان وارد شده، چقدر مستند می‌دانید؟
این مورد وجود دارد که علامه مجلسی با هندوها برخورد کرده، در رابطه با بت‌هایی که خراب می‌کرده. بله برخورد کرده یا مثلا در زمینه تفکرات مقابله با صوفیه هست، اما خیلی نمی‌توان گفت که این‌ها عامل اصلی باشد. یا بر فرض مثال در زمینه برخورد با اهل تسنن، می‌دانید که ایشان نوه‌ای و خواهر زاده‌ای دارد که در مورد اهل تسنن بسیار تند می‌رفتند. این‌ها کسانی بودند که روزه می‌گرفتند، افطار که می‌شد می‌رفتند مغازه‌ها را غارت می‌کردند یا کالاهایشان را می‌خوردند. اهل تسنن را این گونه اذیت می‌کردند که به بهشت بروند. یعنی این قدر تند می‌رفتند. این تندروی را ما هیچ‌وقت در زمان علامه مجلسی نمی‌بینیم و به خودش هم نمی‌توانیم نسبت دهیم. این گونه، نه. اگر چنین طرز تفکری باشد، قابل قبول نیست. علامه مجلسی بالاخره اثر گذاشته است، بله. تاریخ را که نمی‎توانیم منکر شویم. بعضی اتفاقات هست که هر چند علامه مجلسی بر جامعه اسلامی و شیعی اثر گذاشته، در بعضی از زمینه‌ها نقاطی داشته که ما چون امروز ورای آن زمان به موضوع نگاه می‌کنیم، این‌ها را بد می‌بینیم، ولی اگر در زمان خودش نگاه می‌کردیم، شاید خوب بوده باشد. چون ما بیرون از زمان هستیم و به موضوع نگاه می‌کنیم، امروز شاید تفکر و کار علامه مجلسی خطا بوده، مثلا برخوردش با هندوها، زرتشتی‌ها یا اهل تسنن که بوده. بله این‌ها حتماً تأیید می‌شود. تاریخ این‌ها را تأیید می‌کند. اما باید ببینیم زمان خود علامه مجلسی چه بوده که این کارها صورت می‌گرفته است. خودش را باید با زمانه‌اش مقایسه کرد.
ایکنا: علامه مجلسی را با توجه به آثار و اندیشه دینی‌‌اش ذیل کدام مکتب فکری می‌توان قرار داد؟ اخباری‌گری یا اصولی‌گری؟
اگر معنی اخباری‌گری را به این بدانیم که روایات را جمع‌آوری کرده و به آن‌ها استناد می‌کرده، بر مبنای این تعریف، ایشان می‌شود اخباری، ولی اگر مبنای فقهی شیعه را اصولی‌گری تصور کنیم، ایشان در حوزه اصولی هم اصولی است. می‌خواهم بگویم که هر دو قالب را می‌توانیم نسبت به او بپذیریم. روش کارش اخباری‌گری است. اگر کتاب بحارالانوار را در زمینه تعریفی از اخباری‌گری بدانیم، بله کار ایشان اخباری‌گری است. ولی وقتی وارد مبانی فکری ایشان در کتاب‌های دیگرش می‌شویم، می‌بینیم که به خیلی از روایات استناد می‌کند که امروزه اصولیون جد و محکم از آن‌ها تبعیت می‌کنند. یعنی هر دو گروه امروز علامه مجلسی مبنایشان است، هم اصولیون هم اخباریون.
ایکنا: مهم‌ترین تأثیرات علامه مجلسی بر جامعه اسلامی چه بوده است؟
تأثیر علامه مجلسی بر تفکرات شیعه، یکی مشهورترین روش‌هایی بوده که ایشان پایه‌گذاری کرد. یعنی این‌که روایاتی را جمع‌آوری و به ائمه استناد کرد. حالا کاری به صحت و سقم آن‌ها نداریم. ولی این مبنایی شد که دوره‌های بعد تفکر شیعه را تقریبا در قالب مشخصی قرار داد. کار، کار علامه مجلسی بود. حالا این که چقدر روایات صحیح و چقدر غلط است، وظیفه علما و مراجع است که باید مشخص می‌کردند زمانی که می‌خواهند فتوا دهند، بر چه استنادی می‌خواهند استفتا کنند. لذا تأثیری که علامه مجلسی بر جامعه شیعه گذاشته، آن خشت و بنایی که در دوره‌های قبلی از جمله مثلا شیخ صدوق یا خواجه نصیر یا محمد مکی گذاشته بود، این ها مبنای اصلی‌اش را گذاشته بودند و ایشان آن را تدوین و محکم کرد و یک تئوری در دوره‌های بعد گذاشت و این قاجاریه بود که مبنای فقهی شیعه را در اصل تئوریزه کرد و به دوره‌های بعد داد. این کار را علامه مجلسی انجام داد. یعنی یکی از ارکان اصلی‌اش که از لحاظ فقهی و اخباری و روایی شکل گرفته، علامه مجلسی این کار را انجام داد. اما اگر بخواهیم خدمتش را به جامعه اسلامی در نظر بگیریم، در زمینه رواج اسلام با گرایشات شیعه خیلی مؤثر بود. یعنی می‌خواهم بگویم تفکر خاصی که بتوانیم در مقوله غیر شیعه از علامه مجلسی به عنوان یک رکن اساسی نام ببریم، خیلی قابل تعریف جامع نیست. شهرت علامه مجلسی به خاطر اندیشه و تفکرات شیعی اوست و الا بسیاری از مبانی و اصول کلی اسلامی که در بین اهل تسنن و شیعه وجود دارد، ایشان هم به آن‌ها اعتقاد داشت و رواج هم داد. اما آن چیزی که از ایشان معروف است، آن اندیشه شیعی بود که تأثیر خودش را بر جامعه اسلامی مخصوصاً بر دوره‌های بعدی گذاشت.
ایکنا: و نکته پایانی ...؟ 
در مورد علامه مجلسی باید دید آگاهانه‌ای داشته باشیم. یعنی هم باید زمان و هم مکانش را در نظر بگیریم تا بتوانیم به اندیشه علامه مجلسی به صورت بهتری نگاه کنیم. اگر امروز که فاصله زمانی زیادی با ایشان داریم، با تفکری که امروز در جوامع وجود دارد بخواهیم به علامه مجلسی نگاه کنیم، یک مقدار با تناقضاتی مواجه می‌شویم. اما اگر با زمانه خودش بررسی کنیم، اوضاع سیاسی ـ اجتماعی اواخر صفویه را بررسی کنیم، یک مقدار بهتر می‌توان به اندیشه علامه مجلسی نگریست و مبانی عقلی و فکری او را مورد بررسی قرار داد و الا اگر با تفکراتی که امروز در جامعه وجود دارد که می‌خواهند همه چیز را سر این خراب کنند که این بحار الانوار بوده که توانسته بسیاری از تأثیرات غلط را در جامعه قاجاریه به وجود آورد بخواهیم نگاه کنیم، خیلی تفکرات مثبتی نیست. بحار الانوار مجموعه‌ای‌ است که ما باید حلاجی‌اش کرده و بسیاری از مطالب مهم و اساسی را از داخلش خارج کنیم. با این بحث قابل بررسی است و الا با دید انتقادی صرف بخواهیم نگاه کنیم قابل قبول نیست. با دید تأیید صرف هم قابل قبول نیست. یعنی ما نه تفکرات امروز برخی افرادی که مجلسی را مبنای اصلی اسلام می‌دانند قبول می‌کنیم، نه آن‌هایی که مبنای تخریب اسلام می‌دانند. نه افراطش، نه تفریطش. بلکه میانه‌رو‌اش قابل قبول است.

ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۲۸ - ۱۳۹۵/۰۵/۳۱
1
0
هر زمان که اسم بحار را میشونم ناخودآگاه یاد حاشیه ای می افتدم که مرحوم علامه طباطبایی (ره) به این اثر گران سنگ نوشتند اما به خاطر جمود گرایی در تفکر عده ای این کار ناقص ماند...
پاسخ ها
سيد
| United Kingdom of Great Britain and Northern Ireland |
۰۴:۴۲ - ۱۳۹۶/۰۱/۱۳
خدا رحمت كنه ايت الله بروجردي اعلي الله مقامه رو و خدا هدايت كنه امثال شما ها كه تهمت جمودگرايي به ايت الله بروجردي رو ميزنيد...
captcha