به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، کتاب «آرزوی محمدجهان»، زندگینامه و خاطرات سردار شهید محمدجهان مدهنی، از سرداران و شهدای استان لرستان در هشت سال دفاع مقدس، توسط انتشارات پراکنده، منتشر شد.
در میان تمام محرومیتها و کمبودها و در روستائی دور افتاده کنکبود دیده به جهان گشود. همانند تمام روستائیان در فقر و کمبود و در مضیغه مالی زندگی را آغاز نمود.
در محیطی بسیار صادقانه و پر از مهر و محبت رشد کرد و از همان اوان زندگی شریک سختی ها و مشقتهای پدر و مادر خویش بود. او در حقیقت دنیائی بهجز دنیای محرومیت را نمیشناخت با این توصیف روحیهای بسیار قوی و ضمیری خود آگاه نسبت به مسائل اسلامی و مکتبی داشت.
دوران ابتدائی را در روستای کنکبود با سختیهای فراوان سپری نمود پس از فراغت از دوران تحصیل ابتدائی مادرش را از دست داد ایشان بهعلت عدم وجود مدرسه راهنمائی و فقر مالی تا مدتی از تحصیل علم باز ماند. پس از مدتی بناچار روستا را به قصد تحصیل رها و به شهر عزیمت نمود خلاصه با مشکلات فراوان توانست مقطع راهنمائی را نیزدر شهر خرمآباد به پایان برساند که در این بحبوحه موج انفجار انقلاب فراگیر شد و ایشان نیز یکی از عاشقان و یاران امام(ره ) بود که به خیل آزادگان پیوست.
گام به گام با انقلاب اسلامی همراه بود و به ندای امام در هر برهه از زمان لبیک میگفت تا اینکه جنگ تحمیلی علیه ایران توسط عراق آغاز گردید و ایشان از اولین نیروهائی بود که وارد بسیج شد که با طی کردن دورههای نظامی به جبهههای حق علیه باطل عازم گردید و تا سال 60 جانفشانیهای فراوانی نمود. پس از آن به خیل سبز پوشان سپاه پاسداران پیوست. بعد از طی مراحل آموزش نظامی و غیره به جبهه بستان اعزام شد و یکی از نیروهائی بود که افتخار حضور در عملیات آزاد سازی رودخانه بستان را داشت. پس از اتمام ماموریت در منطقه بستان با توجه به رشادتها و از جانگذشتگیهای وی وظیفه سنگین حفاظت از شخصیتهای مجلس شورای اسلامی را عهدهدار گردید.
ایشان بنا به علاقه و عشقی که به جبهههای حق علیه باطل داشت مجدداً عازم میدان شد و مدتی در تیپ 15 زرهی حضرت امام حسن(ع) به خدمت مشغول شد.
بنا به شناختی که مسئولین از وی داشتند لشگر 7حضرت ولی عصر(عج) نامبرده را دعوت به همکاری نمود و در عملیات والفجر فرماندهی یکی از گروهانهای عمل کننده را به وی واگذار نمودند. پس از مدتی با توجه به لیاقتها و شایستگیهای وی ایشان را بهعنوان فرمانده گردان در عملیات والفجر 1 منصوب شد که ماموریت پدافند در منطقه شیب نیسان را عهدهدار بود. بعد از تشکیل تیپ 57 ابولفضل (ع) لرستان وی بهعنوان فرمانده یکی از گردانهای این تیپ منصوب گردید.
به گفته یکی از همرزمانش شهید مدهنی در عملیات والفجر 6 فرماندهی یکی از گردانهای عمل کننده را بهعهده داشت که در آن شب بسیار تاریک توانست با درایت و کاردانی فراوان نیروهای بسیج و سپاه را از میدان مین عبور داده و به خط دشمن برساند.
در آخرین تماسی که با ایشان داشتیم و در حالیکه دشمن شدیداً منطقه را زیر آتش توپ و خمپاره و رگبار گلوله بسته بود و عملیات نیز داشت به پیروزی کامل میرسید وی در هنگام عبور از میدان مین از ناحیه دو پا و گردن شدیدا زخمی شد و با اینکه جراحت عمیق داشت رزمندگان را به ادامه عملیات تشویق می نمود. با اصرار و پا فشاری همرزمانش جهت بردن او به پشت خط جهت مداوا ایشان میگفت گودالی حفر کنید و من را در آن بیاندازید تا از اصابت گلوله مجدد در امان باشم و زیاد وقت خودتان را صرف من نکنید و راه را ادامه بدهید و بدین ترتیب سردار رشید و فداکار اسلام محمد جهان مدهنی شربت شهادت را نوشید و در منطقه چزابه در تاریخ 9/12/1362 به درجه رفیع شهادت نائل آمد.