کد خبر: 3533244
تاریخ انتشار : ۰۵ مهر ۱۳۹۵ - ۱۵:۰۸

تداعی خاطرات سرخ حق‌گزاران دلاورمرد سرزمین نور/ در وادی جنگ نرم نوبت ماست

گروه اجتماعی: هنوز خاطرات سرخ حق‌گزاران در ذهن روشن مردان سرزمین سپیده و نور جاری است و این نام بلند شهید است كه واژه‌های پاكی و صداقت را به تصویر می‌كشد و اینك ماییم كه باید ادامه دهنده این مسیر باشیم.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایكنا) از فارس، باز هم شور و حال وصف‌ناپذیری در دلم جاری است؛ شوری كه عشق را از ذره ذره‌های وجودم تا عمق جان لبریز و سرشار می‌سازد تا یادآوری احوالی را داشته باشم كه در آن دل بی‌قرار می‌شود و این خاطرات است كه دائم در ذهن مرور می‌شود و در نهایت مقایسه‌ خویشتن خویش است با مقربان درگاهش كه او كجا و من كجا.  
هنوز خاطرات سرخ حق‌گزاران در ذهن روشن مردان سرزمین سپیده و نور جاری است. هنوز غزل‌های سرخ سپیدارها مفهوم طراوت و شکوفایی را به گوش مردان آفتاب می‌خوانند و عطرعشق را بر آفاق.

شهید، واژه‌ای كه صداقت را به تصویر می‌كشد
آری! نام بلند شهید است که واژه‌های پاکی و صداقت را به تصویر می‌کشد و به راز سبز ماندن و جاودانگی معنا می‌بخشد.آن وقت است که دل‌های عاشق، بی قرار از عطر شکوفه‌های سیب می‌شوند. با جرقه‌ای از معرفت دل‌های کویری جان می‌گیرند و ساقه‌های خشکیده از عطش دوباره جوانه می‌زنند.
خاطره مردانی پیش روی ماست که دل‌هایشان به زلالی آب بود و شکوه عشق را با شکفتن در خون تعبیر کردند. لبریز از معرفت و عشق به خدا بودند و زودتر از سن و سالشان دلباخته این عشق شدند. به بازخوانی این روایت‌ها دل می‌سپاریم و سرمست از صفای وجودشان و در مسیرنگاهشان سبکبالی را مرور می‌کنیم تا صدق و وفایشان انگیزه‌ای شود برای عشق ورزیدن به تمام خوبی‌ها.
 سخن از دو پرستوی مهاجر است که در پی ردی از ستاره، هفت شهر عشق را طی کردند. آهسته بال گشودند و در آسمان یادها به پرواز در آمدند. عاشقانه خدا را در سجده‌هایشان می‌ستودند و برای رضای خدا گام بر می‌داشتند. اینک ماییم و غمی جانکاه که بر شانه‌هایمان سنگینی می‌کند و دل‌هایمان را می‌فشارد اما هرگز از داغ گل‌های باغ نمی‌هراسیم چرا‌که آموخته‌ایم آزادگی با فدا شدن جاودانه می‌ماند.

دیدار با خانواده شهیدان محمدیان

همزمان با ایام بزرگداشت هفته دفاع مقدس بود كه به‌همت بسيج رسانه و به‌همراهی جمعی از اصحاب رسانه فارس راهی خانه دو شهید دوران حماسه عشق و ایثار شدیم. شهید مسعود و عبدالرضا محمدیان، دو پرستوی مهاجر مورد نظر ما هستند كه اكنون بعد از گذشت 36 سال از آن دوران به سراغ خانواده آن‌ها رفتیم.
به گرمی به استقبالمان آمدند و چه زیبا برادر، حق برادری را به جا آورد و آنچنان جانانه از برادرنش سخن گفت تا بار دیگر تلنگری را به دل‌های بیدار اهالی قلم زند كه در آن دوران ما بودیم و اسلحه و دشمن و جانانه جنگیدیم و امروز شمایید و قلمتان و هزاران دشمن كه شما هم باید به رسم آن پیروزی، مقتدرانه در این وادی بجنگید و پیروز شوید چرا كه پیروزی همیشه متعلق به ملت هوشیار و شهیدپرور است.
تداعی خاطرات سرخ حق‌گزاران دلاورمرد سرزمین نور/ در وادی جنگ نرم نوبت ماست
مجید محمدیان مطلع سخن خود را معرفی برادران شهیدش قرار داد و گفت: شهید مسعود محمدیان یكی از شهدای تیپ 92 زرهی اهواز بود كه در عملیات بستان و در سن 32 سالگی و در سال 60 به فوز عظیم شهادت نائل آمد و شهید عبدالرضا محمدیان نیز در سن 18 سالگی و در كسوت بسیجی و در عملیات فاو به شهادت رسید.
وی با یادآوری دلاورمردی‌های برادر دلیرش اظهار كرد: در سال 59 به جبهه رفتن و جنگیدن دل شیر می‌خواست و مسعود با وجودی كه سرباز ارتش بود، اما داوطلبانه به جنگ رفت و 9 بعد هم به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

اصحاب رسانه، پیام‌رسان انقلاب در فضای مجازی هستند
محمدیان در این لحظه و در همان گام نخست انتظارش را از اصحاب رسانه بیان كرد و گفت: وظیفه امروز شما اصحاب رسانه بسیار سنگین است، مخصوصاً در فضای مجازی، شما رسانه‌ای‌ها به عنوان پیام رسانان انقلاب رسالت بسیار سنگینی بر دوش دارید و باید بدانید میراث‌دار خون چه كسانی هستید.
این برادر شهید ضمن ابراز خرسندی از فعالیت جوانان مذهبی در فضای مجازی و شبكه‌های اجتماعی تلگرام اظهار كرد: نمی‌دانید دیدن این كانال‌ها و مطالب چقدر برای ما لذت بخش است كه می‌فهمیم هنوز هم هستند جوانانی كه ادامه دهنده راه برادران شهیدمان باشند.

ترفندهای دشمنان در جنگ نرم بسیار متنوع و فریبنده است
وی اظهار كرد: زمانی در جبهه‌های جنگ نگرانی ما از آب و خاك كشورمان بود اما اكنون پیام‌رسانی بسیار مهم شدها ست و دشمنان تلاش می‌كنند تا ارزش‌های ما را وارونه جلوه دهند زیرا هرچه خون دل از انقلاب اسلامی ما خوردند به خاطر اعتقادات و ارزش‌های اسلامی ملت ایران است لذا ترفندهای فراوانی را به كار می‌بندند و گاهی اوقات ممكن است كه حتی جوانان مذهبی ما را تحت تأثیر خود قرار دهند.
تداعی خاطرات سرخ حق‌گزاران دلاورمرد سرزمین نور/ در وادی جنگ نرم نوبت ماست
محمدیان از بعضی از اظهارنظرهای غیراصولی برخی از افراد انتقاد كرد و گفت: برخی شرایط خاص آن زمان دوران جنگ را در نظر نمی‌گیرند و در مباحث مختلف تحلیل‌هایی را ارائه می‌دهند كه منطبق با شرایط امروزی نیست لذا تبیین صحیح تحلیل‌های وقایع و اتفاقات منطبق با شرایط امورز كار رسانه‌های ماست كه كار كمی هم نیست و این همان جهاد اكبر است و این است كه می‌گوییم رسالت اصحاب رسانه بسیار سنگین است.

تبلیغات كار هر كسی نیست

این برادر شهید با تأكید بر اینكه تبلیغات كار هر كسی نیست و نیاز به تخصص خاصی دارد و از عهده هر كسی هم برنمی‌آید، گفت: متأسفانه برای این مسئله گزینش صورت نمی‌گیرد در حالی كه دفاع بد كردن مضرات سنگینی دارد اما دفاع خوب و عاقلانه بسیار مهم است لذا اصحاب رسانه باید همواره هوشیار، بیدار، بصیرت و آگاه به مسائل زمان باشند.
وی در ادامه سخنان خود دوباره به سراغ برادران شهیدش رفت و گفت: ما 7 برادر بودیم كه مسعود فرزند اول و عبدالرضا فرزند چهارم ما بود. ضمن اینكه پدرمان نیز بعد از اینكه مسعود شهید شد به همراه برادر دیگرم عبدالرضا به جنگ آمد زیرا به او بسیار علاقه داشت و حتی زمانی كه برادرم می‌خواست در عملیات فاو از روی اروند عبور كند، پدرم او را شخصاً بدرقه كرد و برای برگشت او نیز در كنار ساحل شط منتظر ایستاده بود.
محمدیان با یادآوری نحوه و چگونگی به شهادت رسیدن برادرانش اظهار كرد: هر دو برادرم به خوبی می‌دانستند كه شهید می‌شوند و حتی من هم بعد از شهادت مسعود كه در جبهه حضور داشتم، یك شب خواب دیدم كه مسعود آمده است و برادر دیگرم عبدالرضا را می‌بوسد و بغل می‌كند و همان زمان من به یقین رسیدم كه عبدالرضا یا شهید شده و یا خواهد شد لذا از فردای آن روز به دنبالش در جبهه‌های مختلف می‌گشتم تا اینكه به من خبر دادند به شهادت رسیده است.
در این لحظات عشرت رضوی، مادر شهید كه تاكنون سكوت اختیار كرده بود و به سخنان ما گوش می‌داد،‌ لب به سخن گشود و گفت: عبدالرضایم در اسفندماه سال 64 به شهادت رسید اما چند روز به دنبال جنازه او گشتند تا اینكه مراسم تشییع و خاكسپاری پیكرش را در فروردین سال 65 انجام دادیم.

هر دو فرزند شهیدم می‌دانستند كه شهید می‌شوند
یادآوری خاطرات فرزندان شهید، بغض گلوی مادر را فشار می‌داد و این مسئله موجب می‌شد تا با بغض با ما سخن بگوید و بعضاً گوشه‌های چشمانش را با لبه‌های چادرش پاك كند و ادامه داد: هم مسعود و هم عبدالرضایم هر دو می‌دانستند شهید می‌شوند؛ به خوبی به یاد دارم آخرین باری كه عبدالرضا می‌خواست به جبهه اعزام شود، از من كه برای زیارت به قم رفته بودم خواست كه به شیراز بازگردم و لحظه خداحافظی از دیدن من بسیار خوشحال بود و طلب حلالیت كرد و رفت.
وی اضافه كرد: مسعودم نیز همیشه جبهه بود و برای بار آخر كه به جبهه رفت از همه خداحافظی كرده بود اما به من چیزی نگفته بود چون می‌دانست كه ناراحت می‌شوم؛ او رفت و دیگر برنگشت.

عبدالرضا در شهادت به حضرت ابوالفضل(ع) اقتدا كرد
مادر شهیدان محمدیان سخنان خود را این‌گونه كامل كرد كه عبدالرضایم همیشه می‌گفت دوست دارم همانند حضرت ابوالفضل(ع) شهید شوم و دقیقاً همانند آن حضرت نیز به شهادت رسید. آن‌ها همیشه مهربان بودند و پرمحبت و همین محبت‌های آنان است كه هیچ‌گاه از خاطرم محو نمی‌شوند.
تداعی خاطرات سرخ حق‌گزاران دلاورمرد سرزمین نور/ در وادی جنگ نرم نوبت ماست
پدر شهیدان محمدی، تنها كسی بود كه در این دیدار تا آخرین لحظه سكوت كرد و در گوشه‌ای، تنها شنونده حرف‌های ما بود گرچه گرد و غبار پیری و بیماری بر روی پیشانیش نشسته بود اما مطمئن بودیم كه حرف‌های ناگفته فراوانی از دو ستاره درخشان خانه‌شان دارد و شاید این ما بودیم كه توفیقی برای شنیدن این سخنان نداشتیم.
در نهایت با شنیدن خاطرات و نحوه شهادت شهیدان محمدیان این مطلب برایم تداعی می‌شود كه به راستی خدا از میان خیل پاکان عاشقان خود را بر می‌گزیند و به پاس دلدادگی و ایثارشان آنان را به جوار رحمت خود فرا می‌خواند. خون شهیدان است که در مقابل دشمنان روح مقاومت ملت مسلمان ایران را بیمه کرد. با قطرات خون شهیدان کربلا در آمیخت تا جاودانگی اسلام رایاد آور شود و دستاوردهایی که حاصل خون پاکشان است تا ابد بر تارک انقلاب اسلامی بدرخشد.
captcha