به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، یکیاز مواردی که میتوان از حقوق مصرف کنندگان بهشمار آورد این است که جنسی را که صاحب مال به مشتری و طرف مقابل خود میدهد خالص و بدون مواد زائد باشد که در فقه اسلامی به مالی که مخلوط به مال دیگری یا صفتی که پنهان مانده را «غش» میگویند.
شاید اکثر ما با حکایت آن شیر فروشی که آب در شیر میکرد و آنرا به مردم میفروخت و سرانجام سیلی میآید و تمام گوسفندانش را با خود بُرد شنیده باشیم و این درس عبرتی برای همه شده باشد اما متاسفانه شاید آگاهی بسیاری از ما از غش در معامله به همین آب در شیر کردن خلاصه شده باشد و متوجه نباشیم که غش در معامله میتواند به صورتها و عناوین مختلف باشد.
انواع تقلب و غش در معامله، مصادیق متعدد دارد مثل مخلوط کردن آب در شیر، فروش کالا در سایه و تاریکی یا نور، مخلوط کردن جنس خوب با جنس بد، متفاوت بودن رو و زیر جنس، جنس را به جنس دیگر وانمود دادن که همه این موارد در اسلام نهی شده و تحصیل مال از این راهها ممنوع و حرام و معامله آن هم باطل است.
تقلب و غش یکیاز گناهان بزرگی که در عرصه روابط اجتماعی ناسالم و بازار آشفته رخ مینمایاند، کمفروشی و غش در معامله است.غش به این است که صاحب کالا جنس معیوب خود را بهعنوان سالم عرضه کند و بهنوعی مشتری را فریب دهد کمااینکه برای تجار، صنعتگران، پیشهوران، کشاورزان و دیگران راهی بهتر از راستی و امانت نیست و نخواهد بود؛ زیرا راستی و امانت را پیشه خود نمودن کیمیای اقبال و سعادت و سرچشمه افزونی و زیادت و پایه علو درجات و نمو برکات و امیدواری است.
از امام صادق(ع) روایت است که؛ «از آمیختن شیر با آب، برای فروش نهی فرمود» تأثیر سوء این رفتار اقتصادی در از میان بردن سرمایه اعتماد اجتماعی و عمومی جامعه تا آن جایی است که پیامبراکرم(ص) اهل غش را بیرون از دایره اسلام و مسلمین برمیشمارد و در روایتی میفرماید: «کسیکه با غش و فریب با مسلمانان رفتار کند مسلمان نیست» و نیز امام صادق(ع) فروش کالا در سایه و تاریکی را نیز مصداق غش دانسته و میفرماید: «خرید و فروش در سایه و تاریکی که جنس در آن بهخوبی دیده نمیشود از مصادیق غش است و غش نیز حلال نیست».
پیغمبر اکرم(ص) همچنین فرمود: «از ما نیست کسیکه در معامله با مسلمانان غش کند، خداوند برکت روزی او را میبرد و راه معاش او را میبندد و او را به خودش واگذار میکند».
از نظر اسلام همه اشکال غش، حرام است. از جمله آنها میتوان به مخلوط کردن جنس خوب با جنس بد یا با چیز دیگر اشاره کرد. مثل برنج طارم و خزر و ندا را مخلوط کردن و بهجای جنس خوب یعنی طارم درجه یک به مصرف کننده بفروشند. یا اینکه جنس را بهصورت جنس دیگر وانمود کند و یا صورت ظاهری خوبی را به جنس بدهد و یا عیب جنس را مخفی دارد، این در حالیاست که مشتری به فروشنده اعتماد دارد که عیب جنس را از او مخفی نمیدارد.
بنابراین از آن جاییکه غش موجب سلب اعتماد عمومی از جامعه است، یکیاز گناهان بزرگ اجتماعی است که قوام و سرمایههای بزرگ اجتماع یعنی سرمایه اعتماد عمومی را به غارت میبرد. این مسئله درباره زر و طلا که مبنای اقتصاد جوامع بشری است سختتر است؛ چون اگر در زر و طلا غش راه یابد دیگر نمیتوان امید به چیزی به نام اعتماد داشت که پایه اقتصاد بر آن نهاده شده است.
قرآن کریم در سوره مطففین و در سایر آیات با این گناه بزرگ بهشدت مبارزه کرده و مؤمنین را از چنین رذایلی برحذر داشته است.
در صورتیکه مقداری از جنس دیگر را که ارزشش کمتر است جزء آن کند و به همان وزن موردنظر به مشتری تحویل دهد غش در معامله کرده مثلاً صد من گندم اعلا را میفروشد درحالیکه ده من گندم متوسط به آن ضمیمه کرده یا یک من روغن حیوانی اعلا میفروشد درحالیکه مقداری روغن نباتی یا پیه به آن مخلوط کرده و نظائرش تمام حرام و غش در معامله است.
متاسفانه نوع دیگری از غش در معامله کره و روغن حیوانی که امروزه در برخی روستاها شاهد آن هستیم این است که خامه را بهکلی از شیر جدا کرده و شیر بدون خامه را به خریدار میفروشند که این بهنوعی یک ضرر برای خریدار شیر محسوب میشود.
متاسفانه در پارهای موارد نیز این خامه گرفته شده از شیر خام و یا خامههای تولیدی کارخانجات را به شیری که تبدیل به ماست میشود اضافه کرده و در این صورت کره بیشتری از آن ماست بهدست میآید این درحالی است که این کره و یا روغنی که از این کره حاصل میشود طعم و مزه کره و روغن حیوانی خالص را ندارد.
شیخ در مکاسب محرمه میفرماید: اخباری که در حرمت غش رسیده متواتر است از آن جمله صدوق نقل نموده که رسول خدا(ص) فرمود: «کسیکه با مسلمانی در خرید و فروش غش کند از ما نیست و روز قیامت با طایفه یهود محشور میشود زیرا کسیکه با مردم غش میکند مسلمان نیست و سه مرتبه فرمود کسیکه با ما غش کند از ما نیست و کسیکه با برادر مسلمانش غش کند خداوند برکت را از روزیش برمیدارد و معیشت و زندگیش را خراب فرموده و به خودش واگذارش میفرماید».
و از امام محمد باقر(ع) روایت شده که رسول خدا(ص) در بازار مدینه به گندم فروشی عبور کرد و فرمود خوب گندمی داری پس دست وسط آن نمود و مقداری بیرون آورد دید وسط گندم خراب است پس به صاحب آن فرمود: «خیانت کردی و با مسلمانان غش نمودی» و در روایت حلی است که از حضرت صادق(ع) پرسید از شخصی که دو نوع از یک جنس دارد یکی گران و خوب و دیگری پست و ارزان پس هر دو را مخلوط کند و به یک قیمت بفروشد فرمود: «نباید با مسلمانان غش کند و اینطور معامله نکند مگر اینکه مخلوط بودن آنرا به مشتری بگوید».
داود بن سرحان از آن حضرت پرسید که دو قسم مسک داشتم یکی تر و دیگری خشک پس مسک تر را فروختم و مسک خشک را به همان قیمت نمیخرند آیا جایز است که آنرا تر کنم تا به مصرف فروش برسد حضرت فرمود: جایز نیست مگر آنکه مشتری را خبر دهی که آنرا تر کردهای.
معنای غشهر معاملهای که در جنس عوضین؛ اعم از ثمن و مثمن، فریب و خدعهای باشد، غش است که تحقق غش شرایطی دارد که از جمله آنها میتوان به جهل گیرنده و علم دهنده اشاره کرد قوام غش به این است که دهنده جنسِ مغشوش، عالم به مطلب و گیرنده جاهل باشد. بنابراین اگر دهنده، جاهل باشد، یا گیرنده عالم، اعم از اینکه دهنده عالم باشد یا جاهل، غش محسوب نمیشود و معامله صحیح است. حرمت تکلیفی هم برای آن دهنده وجود ندارد؛ مثل اینکه میداند در بازار شیر خالصی که در آن آب نباشد، وجود ندارد و با این حال آنرا میخرد، این معامله غش نیست.
چنانچه دهنده و گیرنده هر دو به مغشوش بودن جنس جاهل باشند، اینجا هم معامله اشکالی ندارد.گاهی خریدار میداند که مال مغشوش است و با اینکه رضایت قلبی به انجام معامله ندارد، ناچار است آنرا بخرد. این نوع معامله غش محسوب نمیشود. اما فروشنده عمل محرم انجام داده است؛ نه از باب غش، بلکه از باب ظلم.
باید توجه داشت در تحقق غش فرقی نمیکند چیزی که سبب غش در معامله شده، از طرف دهنده به وجود آمده باشد یا از طرف شخص ثالث یا عیب مربوط به خود شیء باشد؛ مانند برنج بدپختی که بایع موقع فروش، آنرا اعلام نمیکند.
انواع غشاز انواع غش در معامله میتوان غش به خلط و مزج را نام برد به این معنا که جنسی که مورد معامله است، خواه ثمن باشد یا مثمن، با چیزی ممزوج شود. این ممزوج شدن به دو صورت است: چیزی را به غیر جنس خودش ممزوج میکنند؛ مثل اینکه گندم را خاکآلود میکنند تا وزن گندم را زیاد کنند. یا شیر را با آب مخلوط میکنند. خلط و مزج به همان جنس است، لکن نوع پستتر آن؛ مثلاً روی ظرفی، خرمای مرغوب و زیر آن خرمای نامرغوب می چیند. یا در ماشین یا وسیله برقی، کسی جزء صحیح را برمیدارد و جای آن جزء معیوب میگذارد. یا قطعهای را که از آلیاژ بهتری است، برمیدارد و قطعهای با آلیاژ پستتر میگذارد که این یک نوع خلط و مزج، از قبیل خلط گندم مرغوب با گندم نامرغوب است.
مخفی کردن عیب در متاع نوع دیگر غش در معامله است در این قسم از غش، عیبی از مشتری مخفی میشود؛ مثلاً اتومبیلی را برای فروش رنگ میزنند. یا تودوزی آنرا تعویض میکنند تا طرف دیگر گمان کند اتومبیل نو است. یا یک جنس معیوب را بهصورت سالم جلوه میدهند.
تصرفی که کمیت جنس را زیاد میکند، مثلاً چرمی که با وزن فروخته میشود، در محل مرطوبی میگذارد تا وزنش زیاد شود یا کلاف ابریشم را میگذارند در جاییکه مرطوب و سنگین شود. این هم یکی از انواع غش است.
ذکر صفت مرغوبٌ فیه برای آن جنسی که این صفت را ندارد مثلاً اتومبیلی را که بهطور متعارف، فلان مقدار مصرف بنزین آن است، میفروشد، اما به دروغ مقدار کمتری را ذکر میکند. یا اسبی را بهعنوان اسب مسابقه میفروشد، در حالیکه این صفت مرغوب در او نیست. یا جنسی است که اگر از فلان کارخانه باشد، مرغوبتر است، او جنس کارخانه نامرغوب را بهجای جنس کارخانه مرغوب میدهد.
در این قسم، اگر بنای خریدار بر این است که جنس دارای این صفت را بخرد، بیتردید غش است. شیئی را میدهد بهجای شیئی که در ماهیت با آن متفاوت است. مانند این که مُذهّب را بهجای ذَهب میدهد؛ مثلاً روی مس آب طلا میکشد و آنرا بهعنوان طلا میفروشد. یا بهجای گُل طبیعی، گل مصنوعی میفروشد. این قسم نیز جزو غش محسوب میشود.