به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، پدیده نابهنجار چشم و همچشمی ازجمله پدیدهها و نابهنجاریهایی است که در میان مردم و بهخصوص زنان به شکل گسترده وجود دارد و بیشتر افراد دست کم در موردی و یا زمانی گرفتار این نابهنجاری اجتماعی میشوند.
چشم و هم چشمی، ریشه در رقابت ناسازنده و ناسالم و الگوبرداریهای نادرست دارد. از اینرو شخص، گرفتار بیماریهایی چون حسادت، حسرت و اندوه و افسردگی میشود و گمان میکند که فقدان ثروت و کمبودهای مادی بهمعنای اهانت و ذلت و خواری اوست.
وقتی ما از پدیده نابهنجار چشم و هم چشمی سخن به میان میآوریم، منظور رقابت و مسابقه در مادیات است؛ وگرنه مسابقه در معنویات و اخلاق و این که هرکسی در کار نیک و خیر شتاب کند و در انجام آن گوی سبقت را از دیگران برباید، بسیار کار پسندیده و اخلاقی است و خداوند در آیات زیادی آنرا تشویق و ترغیب کرده و بهعنوان یک ارزش معرفی نموده است.
مؤلفههای اساسی چشم و همچشمی بد در تظاهر، رقابت ناسالم، احساس خودکم بینی و کمبود، در امور مادی و ارضای آن به اشکال گوناگون یافت میشود.
چشم و همچشمی بد، نوعی نقص و نارسایی در شخصیت شخص و نادرستی در بینش و نگرش او است که میتواند منجر به بیماری خطرناک روانی چون احساس افسردگی و نومیدی و بیاعتمادی شود.
اگر چشم و همچشمی از نوع رقابت بد و ناسالم در خانوادهای وجود داشته باشد، کودکان این خانوادهها نیز دچار مشکلات ویژهای میشوند. از آنجاکه کودکان رفتار پدر و مادر را ملاک اعمال خود قرار میدهند، پدر و مادری که دچار چشم و همچشمی بد و حسادتآمیز و خودکم بینی باشند، سبب بروز این پدیده در کودکان خود میشوند؛ زیرا این پدر و مادر نمیتوانند به کودک بیاموزند که قدرت واقعی، در دوست داشتن دیگران و از خود گذشتگی است، بلکه کودک از روی رفتار پدر و مادر به این نتیجه میرسد که تظاهر به اموری و گردآوری ثروت و مادیات و بها دادن به آن، ملاک برتری افراد انسانی است.
این درحالیاست که والدین بهعنوان الگوهای سازنده کودک، میبایست چشم و همچشمی خوب را تشویق کنند و رقابت سالم را در امور معنوی و علمی بدانند؛ چراکه امتیاز واقعی انسان در اخلاق خوب و امور معنوی است که باعث رشد و تکامل فرد میشود.
بررسیهای علمی نشان میدهد که چشم و همچشمی بد و رقابت ناسالم در برخی از موارد موجب تحریک افراد و وقوع تخلفاتی در آنها میشود. در بسیاری از موارد، وسواس، اختلافهای رفتاری، پرخاشگری و حتی طلاق در خانوادهها از چشم و همچشمیهای کوچک آغاز شده است.
روانشناسان براین باورند که چشم و هم چشمیها، اگر بهصورت رقابت سالم در زمینه تحصیلی، حرفه و شغل باشد موجب پیشرفت انسان است، ولی بیشتر اوقات بهصورت رقابت ناسالم در همه زمینهها از قبیل خرید لوازم منزل، پوشاک، طلاو زیورآلات، انتخاب رشته تحصیلی و حتی سفرهای خارجی و زیارتی مشاهده میشود که نه تنها موجب پیشرفت نمیشود، بلکه از نظر اقتصادی هم به خانواده و حتی جامعه لطمه میزند.
فردی که چشم و همچشمی از نوع ناسالم دارد، بهدلیل احساس حقارتی که دارد میخواهد در انجام کار یا زمینهای از دیگران بهتر باشد و سعی میکند بهنوعی سرپوشی بر این احساس بگذارد، به همین خاطر خود را توانمندتر و بهتر از آنچه که هست، قلمداد میکند. در حالیکه انسان باید بهدنبال تامین نیازهای طبیعی خود باشد و در حد طبیعی هم برای تامین آنها تلاش کند و کمال مطلق را در این ابزارها و روشها بجوید.
یکیاز دلایل دیگری که موجب میشود چشم و همچشمی بد و رقابت ناسالم در جامعه و در بین افراد شیوع پیدا کند، تسلط روحیه رقابت ناسالم در جامعه است، یعنی افرادیکه از حیث امکانات مادی و معنوی دچار کمبود هستند، بدون در نظر گرفتن اوضاع اقتصادی و خانوادگی خود بهدنبال نیازهای غیرواقعی میروند و با اعتقاد بر اینکه اگر فلان مقام یا موقعیت را داشته باشم در جامعه مقبولیت بیشتری خواهم داشت، مرتباً اتومبیل یا وسایل منزل خود را ارتقا میدهند و در این میان رسانههای جمعی بهویژه تلویزیون و فیلمهای سینمایی نیز به این پدیده، بیشتر دامن میزنند تا جاییکه چشم و همچشمی بد و تقلید از لباس شروع میشود و بهتدریج در تمام زمینهها از قبیل مجالس میهمانی، معاشرتها و رفت و آمدها حتی در انتخاب مسکن و وسایل زندگی تاثیر میگذارد.
وقتی در یک جامعه ارزشها تغییر پیدا کنند و داشتههای مادی جای ارزشهای معنوی را بگیرند، افراد برای به دست آوردن جایگاه اجتماعی میکوشند خود را به ابزار روز مجهز سازند. آنها میپندارند که داشتن این ابزار موجب میشود سریعتر پیشرفت کنند و بیشتر دیده شوند و اینگونه سعادت و خوشبختی واقعی را تجربه کنند.
ناآگاهی، تجملگرایی، داشتن اعتقادات ضعیف، بهدنبال مُد بودن، غلبه احساسات بر تعقل، تبعیت از فرهنگهای بیگانه بدون شناخت و ارزیابی دقیق از آن فرهنگ، عدم تشخیص نیازهای واقعی خود، خانواده و جامعه، حاصلی جز چشم و همچشمی بد و رقابت ناسالم در جامعه ندارد و مردم بهجای تحقق کمالات اخلاقی و معنوی بهسمت ثروتهای قارونی و الگوبرداری از آنها میروند و رقابت و مسابقه ناسالمی را رقم میزنند.
بسیاریاز مشکلات خانوادهها بهخاطر چشم و همچشمی در خرید وسایل و لوازم خانه در طول زندگی است، بعضی از زنان بهمنظور تعویض وسایل خانه و بهدنبال تشریفات و ظواهر زندگی بهخصوص در نزدیکی ایام نوروز، همسران خود را به هر زحمت و مشقتی میاندازند تا لوازم قدیمی خانه را عوض کند. اکثر زنان جامعه ما زنان قانعی هستند و در مقابله با مشکلات و مسائل سخت زندگی با شوهران خود همراهی میکنند ولی تعدادی هم هستند که در برابر خواستهای خود گذشت نمیکنند، طمع و زیادهخواهی در زندگی، هم برای مرد و هم برای زن در بسیاری از موارد به بحرانهای جدی در زندگیهای مشترک ختم میشود.