به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، این کتاب توسط مصطفی غفاریخواه از نویسندگان لرستانی با موضوع زندگینامه و خاطرات محمدجهان مدهنی در انتشارات پراکنده با شمارگان هزار نسخه به چاپ رسیده است.
در این کتاب خاطراتی از همسر سهید مدهنی و اقوام و همرزمان شهید ازجمله علی مدهنی، احمد مدهنی، محمود یاسمی، محمد حیدری، مرادحسین اسدزاده، حجتالله بهاروند، علی مویدی، علیرضا بیرانوند، حیدربگ اسدزاده، الهقلی مدهنی، مجتبی بهمنی نقل شده است.
وصیتنامه شهید مدهنیدر بخشی از این کتاب وصیتنامه شهید مدهنی و تصاویری از شهید مدهنی و دست نوشتههای شهید ذکر شده است.
در بخشی از وصیتنامه شهید مدهنی آمده است: «خدایا تو خودت شاهدی که با تمام بار سنگین گناهان، تمامی تلاش خود را بهکار بردم تا در جهت رضای تو حرکت کنم، حال به جبهه پا گذاردهام.فقط به این امید است که با ریختن خون ناچیز خویش گناهانم آمرزیده شود».
در ادامه این وصیتنامه آمده است: «اگر من شهید شدم، بر مزارم گریه نکنید، اگر اشکی برایم میریزید برای اسلام بریزید، اگر اسیر شدم، انتظار آمدن یک اسیر را نکشید، اگر ناپدید شدم فراموشم کنید».
وی افزوده است: «به یاد شهید گمگشته در قبرستان که رفتید برای من نیز فاتحهای بخوانید در ضمن بنده نماز و روزه قضا دارم و امیدوارم که آنها را بهحا آورید».
مؤلف این کتاب در مقدمه نوسته است: «شهید محمدجهان ذمدهنی از جمله جوانانی است که با فداکاری و نثار خون و جان خود در جبهه چزابه مانند هزاران شهید دیگر، باعث بقای این کشور شد، البته تمام شهدا به گردن ما حق دارند تا با ادامه دادن راهشان، از تفکر بلند و جایگاه مقدس و از ارزشهایی که آنها به خاطرش جنگیدهاند دفاع کنیم، یا حداقل با تهیه آثار قلمی و نوشتن کتابها و تولید آثار هنری دیگر با این محوریت ارزشمند نگذاریم فرهنگ و دیدگاه به حق ایثار و شهادت به فراموشی سپرده شود».
وی افزوده است: «شهادتطلبی از نظر نوع تفکر و دیدگاه بخش مهمی از ثروت معنوی ایران محسوب میشود بهطور مثال در طی هشت سال دفاع مقدس اگر روحیه شهادتطلبی، شجاعت و جنگ نمیرفت، امروزه سرنوشت بدی در انتظار ما و میهن عزیزمان بود، بیشک تداوم جریان روحیه ایثار و شهادتطلبی در همه اجزای جامعه، ضمانت بقای هرچه بیشتر کشورمان خواهد بود».
نگاهی به زندگینامه شهد محمدجهان مدهنیشهید مدهنی در میان تمام محرومیتها و کمبودها و در روستایی دورافتاده کنکبود دیده به جهان گشود. همانند تمام روستائیان در فقر و کمبود و در مضیقه مالی زندگی را آغاز نمود.
در محیطی بسیار صادقانه و پُر از مهر و محبت رشد کرد و از همان اوان زندگی شریک سختیها و مشقتهای پدر و مادر خویش بود. او در حقیقت دنیائی بهجز دنیای محرومیت را نمیشناخت با این توصیف روحیهای بسیار قوی و ضمیری خود آگاه نسبت به مسائل اسلامی و مکتبی داشت.
دوران ابتدایی را در روستای کنکبود با سختیهای فراوان سپری نمود پساز فراغت از دوران تحصیل ابتدایی مادرش را از دست داد ایشان بهعلت عدم وجود مدرسه راهنمایی و فقر مالی تا مدتی از تحصیل علم باز ماند. پس از مدتی بهناچار روستا را به قصد تحصیل رها و به شهر عزیمت نمود خلاصه با مشکلات فراوان توانست مقطع راهنمایی را نیزدر شهر خرمآباد به پایان برساند که در این بحبوحه موج انفجار انقلاب فراگیر شد و ایشان نیز یکیاز عاشقان و یاران امام خمینی(ره ) بود که به خیل آزادگان پیوست.
گام به گام با انقلاب اسلامی همراه بود و به ندای امام در هر برهه از زمان لبیک میگفت تا اینکه جنگ تحمیلی علیه ایران توسط عراق آغاز گردید و ایشان از اولین نیروهایی بود که وارد بسیج شد که با طی کردن دورههای نظامی به جبهههای حق علیه باطل عازم گردید و تا سال 60 جانفشانیهای فراوانی نمود. پس از آن به خیل سبزپوشان سپاه پاسداران پیوست. بعد از طی مراحل آموزش نظامی و غیره به جبهه بستان اعزام شد و یکیاز نیروهایی بود که افتخار حضور در عملیات آزادسازی رودخانه بستان را داشت. پس از اتمام ماموریت در منطقه بستان با توجه به رشادتها و از جانگذشتگیهای وی وظیفه سنگین حفاظت از شخصیتهای مجلس شورای اسلامی را عهدهدار گردید.
ایشان بنا به علاقه و عشقی که به جبهههای حق علیه باطل داشت مجدداً عازم میدان شد و مدتی در تیپ 15 زرهی حضرت امام حسن(ع) به خدمت مشغول شد.
بنا به شناختی که مسئولان از وی داشتند لشگر 7حضرت ولیعصر(عج) نامبرده را دعوت به همکاری نمود و در عملیات والفجر فرماندهی یکیاز گروهانهای عمل کننده را به وی واگذار نمودند. پس از مدتی با توجه به لیاقتها و شایستگیهای وی ایشان را بهعنوان فرمانده گردان در عملیات والفجر 1 منصوب شد که ماموریت پدافند در منطقه شیب نیسان را عهدهدار بود. بعد از تشکیل تیپ 57 ابولفضل(ع) لرستان وی بهعنوان فرمانده یکی از گردانهای این تیپ منصوب گردید.
به گفته یکیاز همرزمانش شهید مدهنی در عملیات والفجر 6 فرماندهی یکیاز گردانهای عمل کننده را بهعهده داشت که در آن شب بسیار تاریک توانست با درایت و کاردانی فراوان نیروهای بسیج و سپاه را از میدان مین عبور داده و به خط دشمن برساند.
در آخرین تماسی که با ایشان داشتیم و در حالیکه دشمن شدیداً منطقه را زیر آتش توپ و خمپاره و رگبار گلوله بسته بود و عملیات نیز داشت به پیروزی کامل میرسید وی در هنگام عبور از میدان مین از ناحیه دو پا و گردن شدیداً زخمی شد و با اینکه جراحت عمیق داشت رزمندگان را به ادامه عملیات تشویق مینمود. با اصرار و پافشاری همرزمانش جهت بردن او به پشت خط جهت مداوا ایشان میگفت گودالی حفر کنید و من را در آن بیاندازید تا از اصابت گلوله مجدد در امان باشم و زیاد وقت خودتان را صرف من نکنید و راه را ادامه بدهید و بدین ترتیب سردار رشید و فداکار اسلام محمد جهان مدهنی در منطقه چزابه در نهم اسفندماه سال 62 به درجه رفیع شهادت نائل آمد.