به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، یکی از برنامههای پیامبراکرم(ص) در قبل از بعثت، عبادت و تفکر در غار حرا بود که در سن چهل سالگی در همین غار و در حالت خلوت با خدای بینیاز، اولین وحی و اولین آیه نازل شد و مقام نبوت، رسماً به آن جناب ابلاغ گردید.
پیامبر اکرم(ص) پیوسته نور از پیشانی مبارکش ساطع بود بوی خوش حضرت بعد از دو روز از محلی که عبور کرده بود به مشام میرسید با هرکه راه میرفتند، هرچه آن شخص بلند بود، حضرت به اندازه یک وجب از او بلندتر مینمود به احترام حضرت هرگز پرندهای از بالای سرش پرواز نکرد از پشت سر میدید چنانکه از جلو میدید.
اولین فضیلت حضرت محمد(ص) این است که در عالم اولین شخص بود که در جواب «الستُ بربکم» فرمود: بلی.دومین فضیلت آنکه نور حضرتش هزاران سال قبل از آدم خلق شد.سومین فضیلت آنکه اجدادش همه یکتاپرست بودند.چهارمین فضیلت آنکه همه امامان از نسل او هستند.
وی کتابی برای بشریت آورد که پُر از نور و هدایت بوده و اعظم و اشرف از همه کتب آسمانی است، وی کاملترین دین را به بشریت هدیه داد، علم او از همه انبیا بیشتر بوده است، خداوند متعال دو صفت خود رؤف و رحیم را به او نسبت داده است.
پیامبراکرم(ص) انسانسازی کرد و هزاران نفر بتپرست را با اخلاق عظیم و یا ایمان قوی نجات داد و انسان کرد.او برای عالمیان رحمت بود و خداوند و ملائکه تا روز قیامت بر او صلوات میفرستند.
وی نزدیکترین فرد در عالم هستی به خداوند بود، نام مقدس پیامبر اکرم(ص) در قرآن کریم در کنار نام خداوند سبحان آمده است، او کسی است که کوثر به او عطا شد و ایشان چراغ فروزان و الگوی جهانیان بود.
خداوند متعال که پیامبران خود را برای تربیت و تزکیه مردم برانگیخت الگوی برتر را پیامبر اکرم(ص) قرار داد تا همگان در همه رفتارهای خود از ایشان تبعیت کنند.
جهان امروز با آنکه نسبت به گذشته، پیشرفتهای فراوانی کرده و در همه زمینهها بهطور کلی دگرگون شده، اما به تعالیم پیامبر(ص) بیشتر از همیشه نیاز دارد او برای تمامی دستههای جامعه الگوست. دوران نوجوانی و جوانی پیامبر(ص) بهترین الگو برای جوانان است. شیوه تعامل آن بزرگوار با خانواده، الگویی برای پدران و مادران و همسران است.
وی در عین سادهزیستی در خوراک و پوشاک و مرکب، جلال و هیبت خاصی داشت و در میان اصحاب، بسیار عزیز و گرامی بود کمااینکه سیره پیامبر مکرم اسلام حفظ ایمان، وحدت و همدلی مسلمانان است.
شیون شیطان بزرگهنگام ولادت پیامبراسلام(ص)، ابلیس (پدر شیطانها) جیغ و فریاد بلند کشید، همه شیطانها به گرد او گرد آمدند، و پرسیدند: «ای سرور ما! چه چیز تو را اینگونه بیتاب و وحشتزده کرده است؟».
ابلیس جواب داد: «وای بر شما، امشب وضع آسمان و زمین، پریشان و دگرگون شده، که نشانه بروز حادثه بزرگ است که از زمان عروج عیسی(ع) به آسمان، تاکنون چنین حادثهای رخ نداده است، در همه جهان پراکنده شوید و جستوجو کنید تا ببینید این حادثه چیست؟».
شیطانها در سراسر زمین به جستوجو پرداختند و سپس نزد ابلیس آمده و گفتند: «چیز تازهای نیافتیم».ابلیس گفت: «من خود برای جستوجوی آن حادثه سزاوارترم»، آنگاه به شکل گنجشکی در آمد و از جانب کوه جرا به مکه وارد شد، جبرئیل به او نهیب زد: «بازگرد، خدا تو را لعنت کند».
ابلیس گفت: «ای جبرئیل! یک سؤال از تو دارم، حادثهای که امشب رخ داده چیست؟» جبرئیل گفت: «محمد(ص) چشم به جهان گشوده است». ابلیس گفت: «آیا در امت او راه نفوذی دارم» جبرئیل گفت: «آری».ابلیس گفت: «به همین اندازه خشنود شدم».
نامها و چهره زیبای محمد(ص)در قرآن چهار بار نام پیامبراسلام(ص) به اسم «محمد» آمده است و در یک مورد با نام «احمد» (سوره صف آیه 6) ذکر شده است.
روایت شده: یکی از یهودیان از پیامبر(ص) پرسید: «چرا نام تو، «محمد» و «احمد» و «بشیر» و «نذیر» است؟» پیامبر(ص) در پاسخ فرمود: «اما «محمد» از این روست که من در زمین محمود(ستوده شده) هستم، اما «احمد» از این روست که من در آسمان ستودهتر از زمین هستم، اما «بشیر» از این روست که پیروان خدا را به رحمت الهی مژده میدهم و اما «نذیر» از این روست که گنهکاران را از دوزخ میترسانم».
او را با لقب «مصطفی» میخواندند یعنی برگزیده و نیز«خاتمالنبیین» می خوانند، یعنی آخرین پیامبران.چهره و قامت محمد(ص) بهقدری زیبا بود که قابل توصیف نیست، یکیاز قیافهشناسان ان عصر به نام «هندبن ابی هاله» روزی با امام حسن(ع) ملاقات کرد امام(ع) به او فرمود: «چهره جدم چگونه بود؟» هند در پاسخ گفت: «صورتش مانند ماه شب چهارده میدرخشید، قامتش رسا، سرش بزرگ، مویش نه پیچیده و نه افتاده، رنگش سفید روشن، پیشانیش گشاده، ابروانش پرمُو و کمانی و از هم گشاده، در وسط بینی برآمدگی داشت، ریشش انبوه، سیاهی چشمش شدید، گونههایش نرم و کمگوشت، دندانهایش باریک و دندانهای ثنایایش از هم گشاده، اندامش معتدل ... و باریکی کف پایش خالی و کمگوشت بود، هنگامیکه راه میرفت با وقار حرکت میکرد و گامهای گشاده میگذاشت همانند آنکه از بلندی به پایین گام بردارد، وقتی به چیزی توجه میکرد، بهطور عمیق به آن نگاه میکرد، هنگام حرکت، بیشتر به زمین مینگریست و به مردم خیره نمیشد و به هر کس که میرسید به او سلام میکرد و همواره و همواره به هدایت و راهنمایی مردم میپرداخت».
دعای همیشگی پیامبر(ص)ابو ایوب میگوید: هر وقت پشت سر پیامبر(ص) نماز میخواندم، بعد از نماز این دعا را میخواند که: «خدایا! همه خطاها و گناهانم را بیامرز، خدایا! به من نعمت ببخش، و مرا زنده بدار و به من روزی بده، و مرا برای کارهای شایسته و اخلاق نیک هدایت کن، چراکه جز تو کسی هدایت به کارهای شایسته نکند، و جز تو کسی انسان را از کارهای بد بازندارد» و به این ترتیب شیوه دعا کردن را که بیشتر مربوط به پاکی و کمالات معنوی است، به ما آموخت.
جاذبه مهرانگیز پیامبر(ص) برای جلب جوانانعبدالله بن مسعود، قبل از آنکه مسلمان شود، یک نوجوان بود که به چوپانی گوسفندان مردم، اشتغال داشت او ماجرای مسلمان شدن خود را چنین بازگو میکند: من نوجوانی بودم و در صحرا و دامنه کوههای مکه به چوپانی اشتغال داشتم، روزی دیدم پیامبر(ص) با مهربانی خاصی نزد من آمد و فرمود: «ای پسرک! آیا شیر داری؟» گفتم: «من چوپان امین هستم». فرمود: «گوسفندی را که قوچی بر او نجهیده باشد نزد من بیاور» من بزغاله مادهای را که هنوز یک سالش تمام نشده بود، نزد آن حضرت آوردم، او آن بزغاله را نگهداشت و دست بر پستانش کشید و دعا خواند، هماندم از پستان آن بزغاله شیر جاری شد ... از آن شیر نوشید سپس خطاب به پستان آن بزغاله فرمود: «خشک شو!» پستان بهصورت نخست بازگشت.
پس از دیدن این معجزه، به محضر پیامبر(ص) رفتم و عرض کردم: «ای رسول خدا! از آیات قرآن که میخوانی، چیزی به من بیاموز» آن حضرت دست بر سرم کشید و فرمود: «همانا تو نوجوان آموزگار هستی». من هفتاد سوره قرآن را از محضر پیامبر(ص) فراگرفتم، که هیچکس مانند من آگاه به قرآن نبود و همانگونه که پیامبر(ص) فرموده بود، عبدالله بن مسعود آموزگار قرآن شد و به مردم قرآن یاد میداد.