کد خبر: 3551219
تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۹۵ - ۰۸:۳۰

دشمنی شیطان با نماز

گروه معارف: بهترین شناخت عظمت نماز، همان دشمنی شیطان با آن است، عظمت نماز در تشخیص دشمن آن است که از طریق شیطان و نفسمان صورت می‎گیرد و باید خاضعانه از خداوند بخواهیم در این امر ما را یاری دهد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، نماز این ریسمان وصل به قرب خداوند، همان‌طور که در قرآن به فریضه واجب بودن آن امر فرموده و همه انبیا و اولیا با تمام وجود نماز را اولین فریضه دینی و عبادی تبلیغ نموده‌اند و به انجام آن خاضعانه در مقابل پروردگار سجده و کرنش کرده‌اند و رسیدن به قرب خداوند را نماز دانسته‌اند و امت‌های خود را به آن توجه نموده‌اند.
بی‎شک، بهترین شناخت عظمت نماز، همان دشمنی شیطان به آن است که انسان‌ها را از این فریضه الهی که قرب الی‌الله است دور کند و می‎بینیم بیشتر انسان‌های تجمل‌گرا و جویای لذت دوران نوجوانی و جوانی و میان‌سالی و سالمندی به مشاغل گوناگون روزگار را به سر می ‏برند و دائماً در تلاشند و برای رسیدن به خواسته‌های نفس احساس خستگی نمی‎کنند بلکه برنامه‌ریزی‌های مخصوص به‌کار می‎گیرند تا برای خواسته‌هایی که در نظر گرفته وقت می‎گذارند حتی ماه‌ها و سال‌ها از تلاش بازنمی‎مانند اما در مورد نماز این امر واجب که ریسمان اتصال به قرب خداوند می‎باشد و مدت به‌جا آوردن آن روی هم حساب شود در طول شبانه‌روز یک ساعت بیش نیست آن‌قدر بهانه می‎آورند که آن‌را انجام ندهند و قطعاً همین بهانه‌های واهی وسوسه‌های ابلیس است تا انسان‌ها به این قرب نرسند و لذا باید دانست که عظمت نماز، چه‌قدر است که همه شیاطین دشمن آنند و این‌را نمازگزاران به خوبی می‎دانند و در هنگام انجام قرائت نماز سه رکعتی یا 4 یا 2 رکعتی که هر کدام 10 الی 15 دقیقه طول نمی‎کشد.
شیطان در مدت قرائت نماز چنان امور روزمره را در ذهن نمازگزار جلوه می‎دهد و ذهن نمازگزار را به هر سمت و سویی می‌برد.پس نمازگزار زمزمه دلش باید متوجه نمازش شود توجه به خاطرات دیگر که در درونش ظهور می‎کند با این‌که زبانش مشغول قرائت است ولی چنان حواسش را از دست می‎دهد که بعضی‌ها نمی‎دانند چند رکعت خوانده‌اند یا سجده‌ها را به‌جا آورده‌اند یا تشهد به جا آورده‌اند یا نه.
به هرحال، باید دانست عظمت نماز در تشخیص دشمن آن است که از طریق شیطان و نفسمان صورت می‎گیرد و باید خاضعانه از خداوند بخواهیم در این امر(نماز) ما را یاری دهد تا با زبان دل خدا را کرنش و سجده کنیم و تا این ریسمان به قرب خداوند وصل شود و آن‌گاه نشاط و شادابی حاصل شود و ابلیس را از خود دور کنیم.
برخی از نمازگزاران، نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشا را به‌موقع می‎خوانند و با کمال تاسف نماز صبح را نمی‎خوانند که نماز صبح مهمترین موقع راز و نیاز به درگاه خداوند است این‌گونه افراد لذت روحانی نماز صبح را از دست می‎دهند و در هنگام اذان صبح، چنان در خواب سنگین فرو رفته‌اند که گویی جان در بدن ندارند کمااینکه در آیات 45 و 46 سوره بقره آمده است: « وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ ﴿45﴾
الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُوا رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ؛ از شكيبايى و نماز يارى جوييد و به راستى اين [كار] گران است مگر بر فروتنان، همان كسانى كه می‎‏دانند با پروردگار خود ديدار خواهند كرد و به سوى او باز خواهند گشت».
با نگاهی به زندگی خود و افراد پیرامون‌مان شاهد انواع تملق‌ها مثل تملق و چاپلوسی یک کارمند برای رئیس، مستاجر برای صاحب‌خانه هستیم در صورتی‎که همه هستی ما، جان ما، روزی ما و آن‌چه که ما داریم همه از آن خداوند است.او بی‎نیاز و مهربان و خطابخش و پوزش‌پذیر است.
توجه به نظام آفرینش، حیات، بقا و کثرت و وحدت حرکت و جهش و جنبش وابستگی اشیا به هم بی‎دلیل نیست.عرفا، شعرا، فضلا و دانشمندان علوم الهی یقیناً شناخت آنان در درک معرفت و غرق شدن در بینش خداباورانه فوق‎العاده است که به قولی «چشم خدابین» پیدا کرده‌اند.یعنی دارای چشم بصیرت بودند.با آن همه فضل و دانش در مقابل پروردگار، خاضعانه در مرتبه سجود افتاده و آگاهانه خدای خود را پرستش نموده‌اند، می‎گویند عارف بزرگ حضرت مولوی در سن هفت سالگی به نماز مشغول بود.در حال نماز چنان مدهوش شده بود که انگار روح از کالبدش بیرون شده بود و در آن مدهوشی، هاتفی از طرف خداوند در گوش او خواند که ای جلال‌الدین به حق جلال ما که بعد از این، ما تو را محل مشاهده کردیم و جلال کرامت خدایی یافت.یا سرنوشت حافظ یا سعدی علیه رحمه و عطار که دنیای امروز همه آن‌ها را می‎شناسند و اکثر مردم خیلی از کشورهای دنیا به وجود آن‌ها از لحاظ روحانی، عرفانی، اخلاقی و ایمانی به آنان افتخار می‎کنند آن وقت ما که هیچی از این علوم نمی‎دانیم و غرق در هواهای نفسانی هستیم و به تجملات دنیا می‎نگریم.بعضی‌هایمان می‎گوییم فلان افراد ریاکارند، دروغگو هستند، به اموال مردم و بیت‌المال رحم نمی‎کنند و یا افرادی هستند که نماز می‎خوانند و روزه هم می‎گیرند اما خیلی از عمل‌های زشت و ناپسند و ریاکارانه را انجام می‎دهند و آلوده‌ی حرامند.
پس ما به همین خاطر از انجام نماز و روزه، سرپیچی می‎نمائیم و انجام نمی‎دهیم و سعی می‎کنیم خیلی از امور خداپسندانه و خُلق پسندانه انجام می‎دهیم این را بهتر می‎دانیم و این جای سؤال است. آیا صرفاً به‌خاطر شنیدن و دیدن عمل بعضی‌ها و یا ریاکاری برخی‎ها باید از پرستش خداوند، آن خدایی که می‎فرماید: «ما برای شما دو زبان قرار دادیم یکی آن پاره گوشت میان فکین و یکی آن زبان که درون سینه‌های شما قرار دادیم که به جز خودم که خدای شما هستم و در تمام جهت‌ها زمزمه‌های درونی شما را می‎شنوم و هیچ کس دیگر از راز درونی شما بندگان باخبر نیست و نمی‎تواند باشد و یا در آیه 122 سوره بقره با این مضمون «يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ» می‌فرماید: «بترسید از روزی که هر کس جزای عمل خویش را در آن روز می‎بیند و کسی به‌جای دیگری مجازات نخواهد شد و شفاعت کسی سودمند نخواهد شد و کسی را یاوری نباشد» پس نتیجه این می‎شود که آن افراد ریاکار و خودپسند و متکبر و حرام‌خوار که شاید ما باشیم یا دیگران از دید خداوند مخفی و مستور نیست و کسی به جرم دیگری مؤاخذه نخواهد شد و عمل نیکوی کسی را به‌ دیگری نخواهند داد.
همه ما هم مثل گذشتگان‌مان دیر یا زود از این دنیا خواهیم رفت.خیلی زود جوانی به پیری و درماندگی تبدیل خواهد شد و این را خود ما در دوران عمرمان دیدیم و می‎بینیم.سرانجام برای همه خواهد رسید.
captcha