به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، نماز این ریسمان وصل به قرب خداوند، همانطور که در قرآن به فریضه واجب بودن آن امر فرموده و همه انبیا و اولیا با تمام وجود نماز را اولین فریضه دینی و عبادی تبلیغ نمودهاند و به انجام آن خاضعانه در مقابل پروردگار سجده و کرنش کردهاند و رسیدن به قرب خداوند را نماز دانستهاند و امتهای خود را به آن توجه نمودهاند.
بیشک، بهترین شناخت عظمت نماز، همان دشمنی شیطان به آن است که انسانها را از این فریضه الهی که قرب الیالله است دور کند و میبینیم بیشتر انسانهای تجملگرا و جویای لذت دوران نوجوانی و جوانی و میانسالی و سالمندی به مشاغل گوناگون روزگار را به سر می برند و دائماً در تلاشند و برای رسیدن به خواستههای نفس احساس خستگی نمیکنند بلکه برنامهریزیهای مخصوص بهکار میگیرند تا برای خواستههایی که در نظر گرفته وقت میگذارند حتی ماهها و سالها از تلاش بازنمیمانند اما در مورد نماز این امر واجب که ریسمان اتصال به قرب خداوند میباشد و مدت بهجا آوردن آن روی هم حساب شود در طول شبانهروز یک ساعت بیش نیست آنقدر بهانه میآورند که آنرا انجام ندهند و قطعاً همین بهانههای واهی وسوسههای ابلیس است تا انسانها به این قرب نرسند و لذا باید دانست که عظمت نماز، چهقدر است که همه شیاطین دشمن آنند و اینرا نمازگزاران به خوبی میدانند و در هنگام انجام قرائت نماز سه رکعتی یا 4 یا 2 رکعتی که هر کدام 10 الی 15 دقیقه طول نمیکشد.
شیطان در مدت قرائت نماز چنان امور روزمره را در ذهن نمازگزار جلوه میدهد و ذهن نمازگزار را به هر سمت و سویی میبرد.پس نمازگزار زمزمه دلش باید متوجه نمازش شود توجه به خاطرات دیگر که در درونش ظهور میکند با اینکه زبانش مشغول قرائت است ولی چنان حواسش را از دست میدهد که بعضیها نمیدانند چند رکعت خواندهاند یا سجدهها را بهجا آوردهاند یا تشهد به جا آوردهاند یا نه.
به هرحال، باید دانست عظمت نماز در تشخیص دشمن آن است که از طریق شیطان و نفسمان صورت میگیرد و باید خاضعانه از خداوند بخواهیم در این امر(نماز) ما را یاری دهد تا با زبان دل خدا را کرنش و سجده کنیم و تا این ریسمان به قرب خداوند وصل شود و آنگاه نشاط و شادابی حاصل شود و ابلیس را از خود دور کنیم.
برخی از نمازگزاران، نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشا را بهموقع میخوانند و با کمال تاسف نماز صبح را نمیخوانند که نماز صبح مهمترین موقع راز و نیاز به درگاه خداوند است اینگونه افراد لذت روحانی نماز صبح را از دست میدهند و در هنگام اذان صبح، چنان در خواب سنگین فرو رفتهاند که گویی جان در بدن ندارند کمااینکه در آیات 45 و 46 سوره بقره آمده است: « وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ ﴿45﴾
الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُوا رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ؛ از شكيبايى و نماز يارى جوييد و به راستى اين [كار] گران است مگر بر فروتنان، همان كسانى كه میدانند با پروردگار خود ديدار خواهند كرد و به سوى او باز خواهند گشت».
با نگاهی به زندگی خود و افراد پیرامونمان شاهد انواع تملقها مثل تملق و چاپلوسی یک کارمند برای رئیس، مستاجر برای صاحبخانه هستیم در صورتیکه همه هستی ما، جان ما، روزی ما و آنچه که ما داریم همه از آن خداوند است.او بینیاز و مهربان و خطابخش و پوزشپذیر است.
توجه به نظام آفرینش، حیات، بقا و کثرت و وحدت حرکت و جهش و جنبش وابستگی اشیا به هم بیدلیل نیست.عرفا، شعرا، فضلا و دانشمندان علوم الهی یقیناً شناخت آنان در درک معرفت و غرق شدن در بینش خداباورانه فوقالعاده است که به قولی «چشم خدابین» پیدا کردهاند.یعنی دارای چشم بصیرت بودند.با آن همه فضل و دانش در مقابل پروردگار، خاضعانه در مرتبه سجود افتاده و آگاهانه خدای خود را پرستش نمودهاند، میگویند عارف بزرگ حضرت مولوی در سن هفت سالگی به نماز مشغول بود.در حال نماز چنان مدهوش شده بود که انگار روح از کالبدش بیرون شده بود و در آن مدهوشی، هاتفی از طرف خداوند در گوش او خواند که ای جلالالدین به حق جلال ما که بعد از این، ما تو را محل مشاهده کردیم و جلال کرامت خدایی یافت.یا سرنوشت حافظ یا سعدی علیه رحمه و عطار که دنیای امروز همه آنها را میشناسند و اکثر مردم خیلی از کشورهای دنیا به وجود آنها از لحاظ روحانی، عرفانی، اخلاقی و ایمانی به آنان افتخار میکنند آن وقت ما که هیچی از این علوم نمیدانیم و غرق در هواهای نفسانی هستیم و به تجملات دنیا مینگریم.بعضیهایمان میگوییم فلان افراد ریاکارند، دروغگو هستند، به اموال مردم و بیتالمال رحم نمیکنند و یا افرادی هستند که نماز میخوانند و روزه هم میگیرند اما خیلی از عملهای زشت و ناپسند و ریاکارانه را انجام میدهند و آلودهی حرامند.
پس ما به همین خاطر از انجام نماز و روزه، سرپیچی مینمائیم و انجام نمیدهیم و سعی میکنیم خیلی از امور خداپسندانه و خُلق پسندانه انجام میدهیم این را بهتر میدانیم و این جای سؤال است. آیا صرفاً بهخاطر شنیدن و دیدن عمل بعضیها و یا ریاکاری برخیها باید از پرستش خداوند، آن خدایی که میفرماید: «ما برای شما دو زبان قرار دادیم یکی آن پاره گوشت میان فکین و یکی آن زبان که درون سینههای شما قرار دادیم که به جز خودم که خدای شما هستم و در تمام جهتها زمزمههای درونی شما را میشنوم و هیچ کس دیگر از راز درونی شما بندگان باخبر نیست و نمیتواند باشد و یا در آیه 122 سوره بقره با این مضمون «يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ» میفرماید: «بترسید از روزی که هر کس جزای عمل خویش را در آن روز میبیند و کسی بهجای دیگری مجازات نخواهد شد و شفاعت کسی سودمند نخواهد شد و کسی را یاوری نباشد» پس نتیجه این میشود که آن افراد ریاکار و خودپسند و متکبر و حرامخوار که شاید ما باشیم یا دیگران از دید خداوند مخفی و مستور نیست و کسی به جرم دیگری مؤاخذه نخواهد شد و عمل نیکوی کسی را به دیگری نخواهند داد.
همه ما هم مثل گذشتگانمان دیر یا زود از این دنیا خواهیم رفت.خیلی زود جوانی به پیری و درماندگی تبدیل خواهد شد و این را خود ما در دوران عمرمان دیدیم و میبینیم.سرانجام برای همه خواهد رسید.