به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، اصول اربعه یا کتب اربعه نام چهار مجموعه کتاب حدیثی است که از پراهمیتترین کتابهای حدیثی نزد شیعه محسوب میشود.
به دلیل درهمآمیختگی احادیث صحیح و جعلی اسلامی، سه تن از بزرگان شیعه، اقدام به گردآوری و نوشتن چهار مجموعه کتاب روایی کردند که به کتب اربعه معروف هستند و مؤلفان آنها را محمدین ثلاثه اول مینامند؛ زیرا اسامی هر سه محمد و کنیه هر سه ابوجعفر بودهاست. این کتابها عبارتاند از: الکافی، گردآوری شده توسط محمد بن یعقوب کلینی که 16 هزار و ۱۹۹ حدیث دارد، من لایحضره الفقیه، گردآوری شده توسط ابوجعفر محمدبن علی بن بابویه قمی ملقب به شیخ صدوق که 5 هزار و ۹۶۳ حدیث دارد، تهذیب الاحکام، گردآوری شده توسط ابوجعفر محمد بن الحسن طوسی معروف به شیخ طوسی که 13 هزار و 5۹۰ حدیث و الاستبصار فِیمَا اختُلف مِن الاخبار، گردآوری شده توسط شیخ طوسی با 5 هزار ۵۱۱ حدیث، که کتب اربعه را جوامع حدیثی (اولیه) نیز مینامند.
مهرداد ویسکرمی، در گفتوگو با خبرنگار ایکنا، گفت: مهمترین، اساسیترین و قدیمیترین کتاب از کتب اربعه، کتاب شریف «کافی» بوده که دارای سه قسمت اصول، فروع و روضه است.
وی با اشاره به اینکه تألیف کافی هم زمان با نواب اربعه امام زمان ( عج ) ،بین سال 260 تا 329 بوده است که امام زمان (عج) در غیبت صغری بودند و این کتاب در مدت 20 سال کتابت شده است، عنوان کرد: مجموعاً درکافی 16 هزار و 199 حدیث نقل شده است که از این تعداد حدود سه هزار و 785 حدیث در اصول کافی و 10 هزار و 794 حدیث علمی و فقهی در فروع کافی آمده است و در قسمت روضه کافی نیز بیشتر موعظه و حکمت است نه اصول دین به آن معنا و نه فروع دین است.
ویسکرمی با اشاره به اینکه برخی ادعا کردهاند که تمام احادیث کافی از نظر امام زمان گذشته و مورد تأیید ایشان بودهاست، عنوان کرد:آن زمان بر سر زبان مردم افتاده بود که از امام زمان پرسیدند در زمان غیبت چه کار کنیم و ایشان فرمودند: «کافی کاف لشیعتنا؛ کافی برای شیعیان ما کفایت میکند»، خیلی بعید است که مرحوم کلینی در حال جمع کافی بوده باشد و سراغ نواب اربعه نرود درحالی که ایشان انسان متدین، مجتهد و عالم بوده و از ایشان بعید است این کار را نکند.
این پژوهشگر قرآنی با اشاره به اینکه دیگر کتاب در کتب اربعه کتاب «الفقیه من لا یحضره فقیه»، نوشته شیخ صدوق است، عنوان کرد: ایشان، کتابی به این منظور نوشته که کسی که در نزد فقیه نیست از آن استفاده کند، یعنی در آن زمان نیز اجتهاد وجود داشته است، و خود شیخ صدوق میگوید: «من این کتاب را برای کسانی مینویسم که دسترسی به فقیه ندارند و بین خودم و خدا احادیثی را میآورم که به دلیل صحت و اطمینان، بر اساس آنها فتوا میدهم»، گرچه هنوز فقهای ما باب اجتهاد را باز میدانند و به فرمایش ایشان، اکتفا نمیکنند، در زمان شیخ صدوق حداقل 200 کتاب اصل در دست ایشان بوده است.
وی با اشاره به اینکه کتاب «تهذیب الاحکام فی تشریع الاسلام» نوشته شیخ طوسی با 13 هزار و 590 حدیث از دیگر کتاب هابپی اربعه است، عنوان کرد: شیخ طوسی در مباحث عرفانی، فقهی و کلامی دست داشتند.
ویسکرمی ادامه داد: کتاب «استبصار» نوشته شیخ طوسی چهارمین کتاب از کتب اربعه است که افراد مختلفی در مورد روایتها به شیخ طوسی مراجعه کرده و میگفتند که این حدیث با آن حدیث نمیخواند و تناقض دارد، که خود ایشان میگوید: براساس اصراری که دیگران کردند کتاب دیگری از همین روایات به ظاهر ناسازگار نوشتم بهنام «استبصار» 5 هزار و 558 حدیث دارد که در آن اخبار متعارض را جمع کردند و اخبار قویتر را بیان کردند.
این پژوهشگر قرآنی با اشاره به اینکه حدود40 هزار و 344 حدیث در کتب اربعه وجود دارد که از نظر تعداد تقریباً برابر با تعداد احادیث کتب اهل سنت است، عنوان کرد: در اسلام جمعاً 80 هزار حدیث داریم.
وی افزود: نکته جالب این است که مرحوم کلینی، با ائمه فاصله نقل حدیث خیلی کمی دارد، ایشان، سه راوی با امام حسن عسگری(ع) فاصله داشته است و با امام رضا(ع) با چهار واسطه، از امام کاظم(ع) با چهار واسطه، از امام صادق(ع) با چهار تا پنج و ازامام باقر(ع) پنج تا شش واسطه حدیث نقل میکند. در کافی احادیثی وجود دارد که راوی ندارد و فرموده «روی» یعنی روایت شده است، که بعضی معتقدند مرحوم کلینی مستقیم از امام زمان(عج) این احادیث را نقل کرده است.
ویسکرمی تأکید کرد: تنها اختلافی كه ميان مكاتب گوناگون وجود دارد، بر سر «مصداق سعادت» است، به اين معنا كه همه مكاتب در «مفهوم سعادت» مشترك هستند اما بر سر اين كه سعادت مزبور چيست اختلاف دارند، لذا برای جستجوی مكتب صحيح، بايستی بر روی «مصداق سعادت» و «هدف نهايی» كه مكاتب گوناگون معرفی میكنند بحث كرد.
این پژوهشگر قرآنی با اشاره به اینکه در اینجا مقصود از سعادت، «سعادت انسان» است، بیان کرد: تا تعريف درستی از انسان، ارائه نشود، نمیتوان از سعادت وی سخن به ميان آورد، بنابراين در قدم اول بايستی «انسان شناسی» هر مكتب را مورد بررسی قرار دهيم، اما تكليف «انسان» زمانی مشخص میشود كه جايگاه وی در كل هستی، روشن شود نتيجه اين كه برای بررسی حقانيت يک مكتب، بايستی تكليف «انسان» و «نظام هستی» را در آن مكتب جستجو نماييم و «مكتب صحيح» صرفا مكتبی خواهد بود كه يک تعريف صحيح، روشن و دقيق از «انسان» و «كل هستی» ارائه دهد، يعنی دارای «انسان شناسی» و «جهان شناسی» شفاف و روشن باشد و مكاتبی كه قادر به تعريف اين دو مقوله نباشند يا اينكه تفسير آنها، در هالهای از ابهام باشد، باطل خواهند بود.
وی ادامه داد: از آنجا كه تعريف دقيق «انسان» و «جهان» صرفاً از عهده خداوند متعال ساخته است، لذا تمام مكاتبی كه متكی بر وحی نیستند، در زمره مكاتب باطل خواهند بود، از ميان مكاتب آسمانی كه اسلام، زرتشت، يهود و مسيحيت برجستهترين آنهاست، در مورد دین زرتشت، ابهامات جدی وجود دارد. «يهود» و «مسيحيت» نیز، گرچه در حدوث متكی به وحی بودهاند، اما به دلیل تحریف کتب آسمانی خود، در بقاء با آسمان مرتبط نيستند و در زمره مكاتب باطل و منسوخ محسوب میشوند و صرفاً دين اسلام است كه به واسطه معجزه جاودانی قرآن کریم و روايات معصومين(ع)، تنها مكتب حـق و قـابـل قـبـول است.
ویسکرمی درپایان تأکید کرد: اسلام ناب به شهادت تاریخ اسلام و حدیث اسلامی، در شیعه اثنیعشری
تجلی یافته است.