کد خبر: 3564798
تاریخ انتشار : ۰۵ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۸:۱۹
ویسکرمی پاسخ داد:

فتح ایران توسط مسلمانان؛ فرهنگی یا نظامی؟

گروه اجتماعی: پژوهشگر قرآنی لرستان با بیان این‌که ایرانیان اسلام را پاسخی به نیازهای فطری خود یافتند، لذا فرهنگ غنی ایرانی، در اثر تعامل با دین اسلام، غنی‌تر شد، اظهارکرد: ایرانیان چون زمینه دینداری داشتند اسلام را راحت‌تر پذیرفتند لذا فتح ایران توسط مسلمانان، یک فتح فرهنگی بود نه یک فتح نظامی و به همین دلیل در فرهنگ ایرانی هضم نشد، و این امر مایه خیر و برکت برای ایران شد.

مهرداد ویسکرمی، پژوهشگر قرآنی، در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان،در رابطه با فتح ایران توسط مسلمانان، گفت: بعضی‌ها می‌گویند ایران تمدنی داشت و مسلمانان آمدند این تمدن را خراب کردند.
وی با اشاره به این‌که تمدن ایرانی یک تمدن برتر بوده و حتی زمانی‌که یونان تمدن داشت ایران تمدن اول بود، بعد تمدن مصر و بعد از آن تمدن یونان بود، یعنی غربی‌ها دو رتبه از ما عقب بودند، ایران مقتدر بوده و هیچ کشوری قدرت تعرض به ایران را نداشته و همیشه ایرانی‌ها به یونانی‌ها حمله می‌کردند، ما از ایران گذشته، اجمالاً دفاع می‌کنیم، نه این‌که هیچ ایرادی هم نداشته بلکه در تاریخ خود دست‌اندازی به تمدن‌های دیگر را هم داشته ولی ایرانی‌ها هیچ‌وقت وحشی نبوده‌اند.
ویسکرمی با اشاره به این‌که اصطلاحی به‌نام «شهر سوخته» در غرب معروف است زیرا که غربی‌ها هر جایی را فتح می‌کردند تبدیل به خاکستر می‌کردند، اظهارکرد: اما در ایران به‌ندرت اصطلاح شهر سوخته را می‌بینیم، چراکه ایرانی‌ها اهل این‌کار نبودند.
این پژوهشگر قرآنی ادامه داد: کتیبه‌های زمان داریوش گویای عدم برده‌گیری و به بندگی کشیدن دیگران است، یا این‌که کتیبه‌های ما برهنه نیستند که نشانه حیای نژاد ایرانی است، بنابراین تمدن ایرانی سابقه زیادی دارد نه‌تنها تمدن ایرانی بلکه تمدن‌های دیگر مانند چین، مصر و ... وجود داشته است، اما غربی‌ها آمدند تمام گذشته ملت‌ها را لگدمال کردند و علم تاریخ را منحصر در 200 تا 300  سال اخیر کردند، سپس کل ملت‌های دیگر را عقب مانده جلوه دادند و گفتند که فقط ما غربی‌ها، تمدن بشری و پیشرفت داشتیم، در حالی‌که تمدن ایرانی چنان در تاریخ درخشان است که حتی یونانی‌ها افتخار می‌کنند گذشته‌های خود را به ایران بچسبانند.
وی تصریح کرد: اما ایران پس‌از دولت ساسانی را نباید با آن ایران اشتباه گرفت این مغالطه است که بخواهیم آن ایران قدیم را وصل کنیم به زمان ورود اسلام، نباید تمدنی که در این وسط نابود شد نادیده گرفته شود، اسلام، در اواخر ساسانی در زمان خرابه این تمدن به ایران آمد، دولت ساسانی یک ویژگی‌هایی داشت که این دولت را مضمحل کرده بود و دیگر، ادامه حیات آن امکان نداشت، به این معنا که اگر اسلام هم نمی‌آمد بالاخره باید کسی می‌آمد به داد این ملت می‌رسید و خدا لطف کرد که اسلام آمد و این‌کار را کرد چراکه ایران دیگر ایرانی نبود که بتواند روی پای خود بایستد.اگر اسلام نمی‌آمد شاید مثلاً روم مسیحی به ایران حمله می‌کرد.
مشکلات ایران در اواخر دولت ساسانی
ویسکرمی با اشاره به این‌که ایران در اواخر دولت ساسانی مشکلاتی داشت که ازجمله آن‌ها می‌توان به کتاب مذهبی آن اشاره کرد، افزود: کتاب اوستا بعد از حمله اسکندر تا 400 سال وجود نداشت؛ بنابراین اوستا کتابی نبود که بشود با آن جامعه را اداره کرد و با دعا و ادعیه و نیایش و سرود هم که تمام متن اوستا بود نمی شد جامعه را اداره کرد.
این پژوهشگر قرآنی افزود: اختلاف طبقاتی شدید از دیگر مشکلات ایران در این دوره بود، به‌طوری‌که اگر کسی بچه کفاش به دنیا می‌آمد تا آخر عمر بچه کفاش بود، به‌عنوان مثال زمانی‌که لشگر ایران در سرزمین از لحاظ مالی مشکل داشت یک کفاش گفت من یک وامی به شما می‌دهم اجازه دهید بچه ما دبیر یا کارمند دولت شود. شاه ایران گفت نه وام می‌خواهم نه اجازه می‌دهم که یک بچه کفاش دبیر شود، اسلام می‌گفت:«ان اکرمکم عندالله اتقکم»، این‌را کنار آن بگذارید ببیند برای ملتی که عقده‌ای شده بودند، ورود اسلام چه نعمتی بود.
وی افزود: یکی‌از دلایلی که سلسله‌ها بر می‌افتادند همین بود که اول یک انسان توانا و مقتدر سرکار می‌آمد و یک حکومت را تأسیس می‌کرد، بعد آرام آرام حکومت ارثی می‌شد و به‌عنوان نمونه، گاهی پسربچه هفت ساله را بر تخت می‌نشاندند، چون سایر افراد جامعه حق حکومت نداشتند.
ویسکرمی با اشاره به این‌که مالیات‌های سنگین و کمرشکن، از مشکلات مردم ایران در اواخر دوران ساسانی بود، ادامه داد: قبل‌از ساسانی حکومت ایران فدرالی بود، اما ساسانی آن‌را مرکزی کرد که همه فشارها بر مردم حاکم می‌شد، یکی‌از بدبختی‌های کشور اصلاحات انوشیروان بود که در تاریخ به غلط به ما از عدالت او گفتند، اما در زمان وی با مالیات‌هایی که وضع کرد ایران با بحران مواجه شد.
این پژوهشگر قرآنی با بیان این‌که ضعف حکومت مرکزی و تحریف دین زرتشت از دیگر مشکلات کشور در اواخر حکومت ساسانیان بود، عنوان کرد: پیروز یکی‌از پادشاهان ساسانی در سال 469  میلادی، در افغانستان که یکی‌از استان‌های ایران بود، به مدت دو سال توسط افغانی‌ها اسیر شد. افغان‌ها شاه ایران را گروگان گرفتند و حکومت مرکزی نمی‌توانست او را آزاد کند! بعد هم پسر پیروز، یعنی قباد، را به مدت دو سال به گروگان گرفتند، حال این حکومت را با کوروش و داریوش مقایسه می‌کنید؟! نکته جالب این‌ است که پیروز بعد از دو سال که آزاد شد، دوباره شاه ایران شد.
وی ادامه داد: در آن زمان آن‌قدر دین زرتشت تحریف شد که افرادی مثل مزدک بلند شده و اصلاح‌گری کردند، معلوم است که وضع خراب بوده که مزدک حرکت کرد که تا حدودی هم موفق بود، پس ما ایرانی‌ها در اواخر دولت ساسانی‌ها نه دین داشتیم نه شاه درست حسابی داشتیم و نه ملت راضی داشتیم.
ویسکرمی تأکید کرد: انحراف موبدان زرتشتی و عدم ایمان و انگیزه در ایرانی‌ها‌ از دیگر مشکلات ایران در آن زمان بود، مسلمانان دراین شرایط به ایران حمله کردند. ایرانی‌ها به‌دنبال فرجی بودند که خدا این فرج را رساند، اولاً در زمان ورود اسلام به ایران، مردم ایران دنبال یک منجی بودند که آن‌ها را از دست ساسانی‌های سست اراده نجات دهند، هر یکی دو سال یک شاه در ایران عوض می‌شد، شورش حکومت‌های مستقل، از بین رفتن اتحاد ملی، همه به این وضع نابسامان دامن می‌زد.
این پژوهشگر قرآنی ادامه داد: در نبرد قادسیه، سپاه اسلام یک هفتم سپاه ایران بوده است، یعنی ایرانی‌ها آن‌قدر بی‌انگیزه بودند که از نظر نفرات هفت به یک بودند و ایرانی‌ها فیل داشتند و اعراب پیاده بودند ولی باز اعراب پیروز شدند! یعنی ایرانی‌ها امکانات، ارتش کلاسیک و تعداد افراد 7 برابر اعراب داشتند پس معلوم بود تنها کمبود آن‌ها ایمان و انگیزه برای جنگیدن بوده است.
وی با اشاره به این‌که در تعداد کشته‌های نبرد بین ایرانیان و مسلمانان مبالغه شده است، عنوان کرد: در کشتارها مبالغه و زیاده‌روی در آمارها شده است، به طوری‌که بعضی آمارها نشان می‌دهند که فلان شهر آن‌قدر کشته شدند در حالی‌که آن شهر اصلاً آن تعداد جمعیت کشته را نداشته است، به‌عنوان مثال، فتح اصفهان بدون خون‌ریزی صورت گرفت، مسلمانان قبل‌از حمله به هر شهری می‌رسیدند به آن‌ها می‌گفتند یا مسلمان شوید یا جزیه بدهید یا بجنگید، تا سال 80 هجری طول کشید تا همه ایران مسلمان شوند، چه‌بسا مناطقی مانند خوزستان که در تصرف مسلمانان بودند ولی مسلمان نبودند، یا در زمان امپراطوری عثمانی که در دوران اقتدارش، نصف اروپا زیر سلطه و در تصرف آن‌ها بود اما مردم اروپا مسلمان نبودند، چون به زور کسی را مسلمان نمی‌کردند و حتی بچه‌های بی‌سرپرست آن‌ها را تربیت دینی می‌کردند و نظامی می‌شدند و گارد مخصوص پادشاه عثمانی بودند که از خود مسلمانان به پادشاه عثمانی وفادارتر بودند، یعنی مسلمانان اجبار بر مسلمان شدن کسی نداشتند ولی از اهل کتاب، جزیه می‌گرفتند و جزیه هم خیلی کمتر از مالیات است.
ویسکرمی با اشاره به این‌که اقوام زیادی به ایران حمله کردند، اسکندر، ترک‌ها و مغول‌ها حمله کردند، ولی همه این‌ها در فرهنگ ایرانی حل شدند، عنوان کرد:  ایرانی‌ها آن‌قدر قدرت فرهنگی داشتند که همه این‌ها را در خود هضم کردند، اسکندر وقتی از ایران رفت لباس ایرانی پوشیده بود، ترک‌ها به ایرن حمله کردند، ما ترک زبان نشدیم بلکه آن‌ها مسلمان شدند، ترک‌ها به ایران حمله کردند فردوسی شاهنامه را نوشت و زبان فارسی را حفظ نمود و ما ترک نشدیم.
این پژوهشگر قرآنی افزود: مغول‌ها با آن همه توحش به ایران حمله کردند ولی تیمورخان لنگ، حافظ کل قرآن شد، حتی قرآن را وارونه از آخر به اول می‌خواند، یعنی کسانی مثل خواجه نصیرالدین طوسی رفتند دربار آن‌ها و آن‌ها را مسلمان و متمدن و آدم کردند، حال چه‌طور یک فرهنگ با قدرت ایران، در مقابل فرهنگ عرب مسلمان، کم می‌آورد؟ چرا اسلام را هم مثل بقیه چیزها هضم و آن‌ها را زرتشتی نکرد؟ معلوم است که فتح ایران فتح فرهنگی بوده است نه فتح نظامی.
وی تأکید کرد: اگر فتح ایران توسط مسلمانان نظامی بود، مانند دیگر هجوم‌ها می‌شد، معلوم است فرهنگ اسلامی غیراز فرهنگ عرب جاهلی بود، هم فرهنگ اسلامی، نه عربی، بسیار غنی‌تر از فرهنگ خود ایران بود و هم ایرانی‌ها رغبتی به پذیرش آن داشتند و چون ایرانی‌ها موحد بودند زمینه پذیرش اسلام را داشتند.
ویسکرمی با اشاره به این‌که فتح فرهنگی هم مؤثر و هم عمیق بود، عنوان کرد: البته پس از ورود اسلام باز هم ایران از لحاظ فرهنگی خیلی غنی بود، بسیاری از کشورها وقتی توسط اسلام فتح شدند عرب شدند، فقط جزیرةالعرب، عرب واقعی بوده است، دیگر هیچ کشوری در جهان، نژاد عرب نبوده است و بعدها همه این کشورها مسلمان شدند و عرب شدند مثل مصر،عراق، سودان! در حال حاضر، حدود 300 میلیون جمعیت عربی مسلمان وجود دارد.
این پژوهشگر قرآنی ادامه داد: اما ایرانی‌ها عرب نشدند و اتفاقاً زبان عربی به غنای زبان فارسی افزود، شاهکارهای ادبی فارسی متعلق به قرن سوم به بعد است و فرهنگ ادبی جدید فارسی به وجود آمد، اسلام وقتی وارد ایران شد که ایرانی‌ها موحد نبودند، اما چون زمینه دینداری داشتند اسلام را راحت‌تر پذیرفتند، بعدها می‌بینید که بسیاری از علمای مسلمان، ایرانی هستند.
وی در پایان تصریح کرد: بر اثر تحریف دین زرتشت، نابودی اوستا، فساد موبدان، اختلاف طبقاتی و سایر عواملی که نام برده شد، مردم ایران، از دین زرتشت و حکومت ساسانی خسته بودند و به همین دلیل در مقابل مسلمانان پابرهنه و کم تعداد، مقاومت نکردند بلکه اسلام را پاسخی به نیازهای فطری خود یافتند، لذا فرهنگ غنی ایرانی، در اثر تعامل با دین اسلام، غنی‌تر شد.
ویسکرمی تأکید کرد: فتح ایران، یک فتح فرهنگی بود نه یک فتح نظامی و به همین دلیل در فرهنگ ایرانی هضم نشد، و این امر مایه خیر و برکت برای ایران شد، سابقه یکتاپرستی و فرهنگ بلند ایرانی، مهم‌ترین عامل پذیرش اسلام، از سوی ایرانیان بوده و هست. اسلام دین مختص نژاد اعراب نیست بلکه با جاهلیت عربی هم درگیر و از آن آسیب دیده است، حتی از نظر تاریخی هم جد پیامبراسلام(ص) حضرت ابراهیم(ع) عرب نبوده بلکه از بابل به مکه مهاجرت فرموده‌اند.
captcha