به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، درباره آخرتطلبی این نکته مهم را باید یادآوری کرد که توجه به آخرت، بهمعنای دوری از نعمتهای این دنیا نیست.در اندیشه صحیح اسلامی، راه آخرت از همین دنیا میگذرد؛ به همین جهت، دنیا بازار و تجارتخانه یا مزرعه آخرت نامیده میشود که در اینجا باید به تلاش و کشت و کار پرداخت و درآمد و محصول پایدارش را باید در آنجا دریافت نمود.
اگر استفاده از امکانات دنیا با نیت خیر همراه باشد و سبب آبادی زندگی آخرت انسان گردد، نه تنها مذموم نیست؛ بلکه ستودنی است.بهطور کلی، آنچه در روایات اسلامی و سخنان معصومان(ع) در مذمت دنیا بیان شده است، دنیایی است که فقط برای دنیا و زندگی مادی مورد توجه باشد، نه دنیایی که برای آبادانی آخرت بهکار گرفته میشود.
امام علی(ع) پس از جنگ جمل، به خانه یکیاز یاران خویش به نام علاء بن زیاد وارد شد وقتی خانه بسیار پُرزرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه میکنی، در حالیکه در آخرت به آن نیازمندتری، آری، اگر بخواهی میتوانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی و حقوقی که بر گردن توست، به صاحبان حق برسانی، میتوانی در آخرت اسوده باشی».
امام علی(ع) در فراز بیست و دوم از نامه خود به امام حسنمجتبی(ع) در رابطه با مَثل آخرتطلبان فرموده است: «همانا داستان آن کس که دنیا را آزمود چونان مسافرانی است که در سرمنزلی بی آب و علف و دشوار اقامت دارند و قصد کوچ کردن به سرزمینی را دارند که در آنجا آسایش و رفاه فراهم است.پس مشکلات راه را تحمل میکنند و جدایی دوستان را میپذیرد و سختی سفر و ناگواری غذا را با جان و دل قبول میکنند تا به جایگاه وسیع و منزلگاه امن با آرامش قدم بگذارند و از تمام سختیهای طول سفر احساس ناراحتی ندارند و هزینههای مصرف شده را غرامت نمیشمارند و هیچ چیز برای آنان دوستداشتنی نیست جز آنکه به منزل امن و محل آرامش برسند».
مَثل دنیاطلبانامام علی(ع) فرموده است: «اما داستان دنیاپرستان، همانند گروهی است که از جایگاهی پُر از نعمتها میخواهند به سرزمین خشک و بیآب و علف کوچ کنند، پس در نظر آنان چیزی ناراحت کنندهتر از این نیست که از جایگاه خود جدا میشوند و ناراحتیها را باید تحمل کنند.
دنیا، بهشتِ دنیاطلبان است، زیرا آنان در بهرهبرداری از دنیا و ارضای خواستههایشان هیچ حد و مرزی را رعایت نمیکنند، در کنار ثروتهای فراوان، لمیدهاند و گوشهای خود را به نالههای ضعیفان بستهاند، حقِ مستمندان را نمیپردازند، به حلال و حرام الهی، پایبند نیستند.اینجا را محل دائمی زندگی خود میدانند و سطح بینش و آگاهیشان به اندازهای است که نعمتها و لذتهای زودگذرِ دنیا را جاودانه و همیشگی میپندارند.بهشت آنان همین جاست، از همینرو جدا شدن از این دنیا و سختیهایش را برای خود عذابی زجرآور و کشنده میدانند؛ گویی میخواهند به سرزمین خشک و بیآب و علفی کوچ کنند.
امام علی(ع) در سخنی فرموده است: «دنیا بهشت کافر است و مرگ، جدا کننده او (از دنیا) است و آتش، منزلگاه اوست» در نظر این دنیاطلبان، چیزی ناراحتکنندهتر از این نیست که از جایگاه اصلی خود جدا می شوند.
ممکن است کسی بگوید: اینکه علی(ع) میفرماید: مؤمنان و اهل آخرت در دنیا در سختی و ناراحتیاند و در واقع اینجا زندان آنهاست، اما کافران در دنیا در آسایش و رفاهاند و اینجا بهشت آنهاست، گاهی با واقعیت تطبیق نمیکند؛ بدین معنا که ما در این دنیا، کافرانی میبینیم که بسیار فقیرند و با سختی و عذاب زندگی میکنند، از آنسو، مؤمنانی میبینیم که در رفاه و آسایشاند.با این وصف، چگونه آن سخن پیامبر و علی(ع)، قابل توجیه است؟.
عین همین سؤال را یک یهودی بسیار فقیر از امام حسن(ع) کرد، پاسخی که به او داد، پاسخ سؤال امروز ما هم هست، لذا آنرا نقل میکنیم: روزی امام حسنمجتبی(ع) با لباسهای پاکیزه و نو، از منزل خارج شد، سیمای جذابش، هر بینندهای را به خود متوجه میساخت.از کوچه میگذشت که ناگاه پیرمرد یهودی که فقر او را از پای درآورده و پوست به استخوانش چسبیده، تابش خورشید چهرهاش را سوزانده بود، مشک آبی به دوش داشت و ناتوانی، اجازه راه رفتن به او نمیداد.وقتی حضرت را دید ایستاد به امام گفت: ای آقای بزرگوار، جد شما فرموده دنیا، زندان مؤمن و بهشت کافر است.اکنون میبینم که دنیا برای شما که در ناز و نعمت به سر میبری، بهشت است و برای من جهنم است، حال آنکه تو مؤمن و من کافرم.
امام حسن(ع) فرمود: اگر پرده از مقابل چشمانت برداشته شود و ببینی خداوند در بهشت، چه نعمتهایی برای من و برای همه مؤمنان آفریده، میفهمی که دنیا با این همه خوشی و آسایش برای من زندان است و نیز اگر ببینی خداوند چه عذاب و شکنجههایی برای کافران مهیا کرده، تصدیق میکنی که دنیا برای شما با این همه فقر و پریشانی پُر از نعمت و وسعت است.