به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، ظاهر دنیا و جاذبههای آن، هر فردی را خود به خود بهسوی خود میکشاند، طراوت و زیبایی، بوالهوسی، شهوات و لذتها، تجملات و زرق و برقها، فریبنده و جذابکننده هستند.این جاذبه وقتی بیشتر میشود که انسان ببیند مردم علاقه شدیدی به این جاذبهها دارند و حریصانه برای رسیدن به آن بر هم سبقت میجویند.
این علاقه شدید، باعث شده تا ایمان در وجودشان پا نگیرد و دنیا و شهوات در نظرشان بیشتر جلوهگری کند کمااینکه در آیه 14 سوره آلعمران می خوانیم: «زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ؛ دوستى خواستنيها[ى گوناگون] از زنان و پسران و اموال فراوان از زر و سيم و اسبهاى نشاندار و دامها و كشتزار[ها] براى مردم آراسته شده [ليكن] اين جمله مايه تمتع زندگى دنياست و [حال آنكه] فرجام نيكو نزد خداست».
حال کسیکه به لذتهای دنیا مشغول است مثل کسی است که در چاه عمیقی به ریسمانی آویخته که داخل چاه است.چون به وسط چاه رسد، وقتی به پایین چاه نظر میکند اژدهایی میبیند که برای بلعیدن او دهان گشوده است.در بالای چاه، دو موش سیاه و سفید، مشغول جویدن طناب هستند و لحظهای از بریدن درنگ نمیکنند و در وسط چاه، زنبورها خانه کردهاند و دیواره چاه قدری عسل که با خاک آمیخته است و زنبورها بهدور آن جمع شدهاند، با وجود اینکه او اژدها را دیده و دو موش را ملاحظه نموده و میداند که در اندک زمان، آن طناب قطع میشود و طعمه اژدها خواهد شد، با این وجود، رو به عسل خاکآلود آورده و مشغول لیسیدن آن میشود و با زنبورها به زد و خورد میپردازد؛ بهطوریکه همه حواس خود را متوجه آن ساخته و از بالا و پایین بیخبر است.
این مثلی است که حال دنیاپرستان را حکایت میکند در این مثال، «چاه» همان دنیاست و «طناب»، رشته عمر است و «اژدها» مرگ است و «دوموش سیاه و سفید» شب و روز است که بیدرنگ مشغول بریدن رشته عمرند.«عسل خاکآلود» لذتهای دنیاست که به هزارگونه زحمت و سختی و مصیبت، آلوده است و «زنبورها» اهل روزگار و طالبان دنیا هستند.
تردیدی نیست که این جاذبهها را خداوند متعال آفریده تا آدمیان را با آن آزمایش کند، چون انسان باید در میان دو راه خوبی و بدی، قرار گیرد تا از میان آنها یکی را برگزیند.اساساً لازمه تکامل، قرار گرفتن در میدان جاذبه این عوامل فریبنده است.اما نکته مهم این است که اولاً: خداوند حکیم، خودش ما را از خطر علاقه شدید به دنیا و پیآمدهای ناگوار آن، آگاه ساخته و ثانیاً: ماهیت زوالناپذیر خود دنیا و موقتی و زودگذر بودن جاذبههای آن، ما را از اینکه دلبسته باشیم هشدار داده است.
امام علی(ع) در فراز سی و یکم از نامه خود به امام حسنمجتبی(ع) در معرفی اهل دنیا، فرموده است: «و مبادا که به دنیادوستی و حملهوری دنیادارن به دنیا و به جاذبههای رفتاری اهل دنیا مغرور و فریفته شوی؛ چراکه خدا تو را از حال دنیا خبرداده و دنیا، نیز خود را برای تو توصیف کرده و پرده از زشتیهای خود برداشته است.
همانا اهل دنیا سگانی زوزهگر و درندگان خیرهسرند که بر یکدیگر خرناسه میکشند و نیرومندشان ناتوانشان را میخورد و بزرگشان بر کوچکشان غلبه کند.دستهای شتران بسته و دستهای از بند رسته و خردشان به گمراهی افتاده و بر توسن جهل نشستهاند؛ رهاشدگانی در وادی آفت و بیابان بینهایت که چوپانی آنها را به راه نمیبرد و چرانندهای آنها را نمیچراند؛ دنیا آنها را به کوری انداخته و چراغ هدایت را از پیش چشمشان برداشته است، از اینرو حیرت دنیا، سرگردان، در نعمتهای آن غلتان و در برابر آن خدایگان، بندگاناند.هم دنیا آنها را به بازی گرفته، و هم آنها با دنیا به بازی پرداخته و اخرت را فراموش کردهاند».
خداوند متعال در آیات متعددی از قرآن، به هر مناسبتی که پیش آمده در این مورد، بیدارباشهای شدیدی داده است و جاذبههای ظاهری دنیا را معرفی کرده است کمااینکه در آیه هفت سوره «روم» آمده است: «يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ؛ از زندگى دنيا ظاهرى را مىشناسند و حال آنكه از آخرت غافلند» و نیز در آیه 33 سوره «لقمان» آمده است: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَاخْشَوْا يَوْمًا لَّا يَجْزِي وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَيْئًا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ؛ اى مردم از پروردگارتان پروا بداريد و بترسيد از روزى كه هيچ پدرى به كار فرزندش نمیآيد و هيچ فرزندى [نيز] به كار پدرش نخواهد آمد آرى وعده خدا حق است زنهار تا اين زندگى دنيا شما را نفريبد و زنهار تا شيطان شما را مغرور نسازد».
یکیاز سرگذشتهای عبرتآموزی که قرآنکریم نقل کرده و در آن، از مجذوب شدن به جاذبههای دنیوی هشدار داده داستان قارون است که در سوره قصص آیات 76 تا 82 به تفصیل آمده است.
همه تلاش پیشوایان معصوم(ع) نیز همین بوده است که دنیا را مردار، جیفه، عجوزهپیر، استخوانی در دست بیمار جزامی و تعبیرات دیگری از این قبیل، معرفی کنند تا از جاذبههای غرورآفرین آن بکاهد و مردم را به آن بیعلاقه سازند.
از سوی دیگر، خود دنیا نیز، زوالناپذیر بودنش را آشکارا به ما نشان داده و در نقش یک معلم، ما را از دلبستگی به آن بازداشته است؛ مرگ و میرها، بیماریها، قحطی و گرسنگی، از بین رفتن زیبارویان، رفتن بهار و آمدن خزان، از دست رفتن مال و زن و همسر و فرزند، همگی از عوامل تنبهآفرین دنیا هستند که به ما هشدار میدهند: ای آدمیان! دل نبندید که همه چیز در حال فناست.
همچنین وصف دنیا از زبان دنیا که در آیه 196 آلعمران «لاَ يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُواْ فِي الْبِلاَدِ » و 20 حدید « اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ » آمده است.
آری، دنیا با اینگونه هشدارها بیثباتی و ناپایداری خود را برملا میسازد و از چهره کریه خود پرده برمیدارد و خود را آنگونه که هست، به آنهایی که دیده بصیرت دارند، نشان میدهد و اسباب عبرت خردمندان را فراهم میسازد.
در حکمت 150 نهجالبلاغه میخوانیم: «عبرت را توصیف میکند، ولی عبرت نمیگیرد؛ در موعظه مبالغه میکند، ولی موعظه نمیپذیرد؛ در گفتار، داد سخن میدهد و در کردار، کوتاه میآید».