کد خبر: 3573200
تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۰:۵۵

زوال‌پذیری دنیا؛ هشداری برای انسان

گروه معارف: تلاش پیشوایان معصوم(ع) این بوده است که دنیا را مردار، جیفه، عجوزه‌پیر، استخوانی در دست بیمار جزامی معرفی کنند تا از جاذبه‌های غرورآفرین آن بکاهد و مردم را به آن بی‌علاقه سازند کمااینکه ماهیت زوال‌ناپذیر خود دنیا و موقتی و زودگذر بودن جاذبه‌های آن، ما را از این‌که دل‌بسته باشیم هشدار داده است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، ظاهر دنیا و جاذبه‌های آن، هر فردی را خود به خود به‌سوی خود می‎کشاند، طراوت و زیبایی، بوالهوسی، شهوات و لذت‌ها، تجملات و زرق و برق‌ها، فریبنده و جذاب‎کننده هستند.این جاذبه وقتی بیشتر می‎شود که انسان ببیند مردم علاقه شدیدی به این جاذبه‌ها دارند و حریصانه برای رسیدن به آن بر هم سبقت می‎جویند.
این علاقه شدید، باعث شده تا ایمان در وجودشان پا نگیرد و دنیا و شهوات در نظرشان بیشتر جلوه‌گری کند کمااینکه در آیه 14 سوره آل‌عمران می خوانیم: «زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ؛ دوستى خواستني‌ها[ى گوناگون] از زنان و پسران و اموال فراوان از زر و سيم و اسب‏هاى نشان‌دار و دام‌ها و كشتزار[ها] براى مردم آراسته شده [ليكن] اين جمله مايه تمتع زندگى دنياست و [حال آنكه] فرجام نيكو نزد خداست».
حال کسی‌که به لذت‌های دنیا مشغول است مثل کسی است که در چاه عمیقی به ریسمانی آویخته که داخل چاه است.چون به وسط چاه رسد، وقتی به پایین چاه نظر می‎کند اژدهایی می‎بیند که برای بلعیدن او دهان گشوده است.در بالای چاه، دو موش سیاه و سفید، مشغول جویدن طناب هستند و لحظه‌ای از بریدن درنگ نمی‎کنند و در وسط چاه، زنبورها خانه کرده‌اند و دیواره چاه قدری عسل که با خاک آمیخته است و زنبورها به‌دور آن جمع شده‌اند، با وجود این‌که او اژدها را دیده و دو موش را ملاحظه نموده و می‎داند که در اندک زمان، آن طناب قطع می‎شود و طعمه اژدها خواهد شد، با این وجود، رو به عسل خاک‌آلود آورده و مشغول لیسیدن آن می‎شود و با زنبورها به زد و خورد می‎پردازد؛ به‌طوری‎که همه حواس خود را متوجه آن ساخته و از بالا و پایین بی‎خبر است.
این مثلی است که حال دنیاپرستان را حکایت می‎کند در این مثال، «چاه» همان دنیاست و «طناب»، رشته عمر است و «اژدها» مرگ است و «دوموش سیاه و سفید» شب و روز است که بی‎درنگ مشغول بریدن رشته عمرند.«عسل خاک‌آلود» لذت‌های دنیاست که به هزارگونه زحمت و سختی و مصیبت، آلوده است و «زنبورها» اهل روزگار و طالبان دنیا هستند.
تردیدی نیست که این جاذبه‌ها را خداوند متعال آفریده تا آدمیان را با آن آزمایش کند، چون انسان باید در میان دو راه خوبی و بدی، قرار گیرد تا از میان آن‌ها یکی را برگزیند.اساساً لازمه تکامل، قرار گرفتن در میدان جاذبه این عوامل فریبنده است.اما نکته مهم این است که اولاً: خداوند حکیم، خودش ما را از خطر علاقه شدید به دنیا و پی‌آمدهای ناگوار آن، آگاه ساخته و ثانیاً: ماهیت زوال‌ناپذیر خود دنیا و موقتی و زودگذر بودن جاذبه‌های آن، ما را از این‌که دل‌بسته باشیم هشدار داده است.
امام علی(ع) در فراز سی و یکم از نامه خود به امام حسن‌مجتبی(ع) در معرفی اهل دنیا، فرموده است: «و مبادا که به دنیادوستی و حمله‌وری دنیادارن به دنیا و به جاذبه‌های رفتاری اهل دنیا مغرور و فریفته شوی؛ چراکه خدا تو را از حال دنیا خبرداده و دنیا، نیز خود را برای تو توصیف کرده و پرده از زشتی‎های خود برداشته است.
همانا اهل دنیا سگانی زوزه‌گر و درندگان خیره‌سرند که بر یکدیگر خرناسه می‎کشند و نیرومندشان ناتوان‌شان را می‎خورد و بزرگ‌شان بر کوچک‌شان غلبه کند.دسته‌ای شتران بسته و دسته‌ای از بند رسته و خردشان به گمراهی افتاده و بر توسن جهل نشسته‌اند؛ رهاشدگانی در وادی آفت و بیابان بی‎نهایت که چوپانی‎ آن‌‌ها را به راه نمی‎برد و چراننده‌ای آن‌ها را نمی‎چراند؛ دنیا آن‌ها را به کوری انداخته و چراغ هدایت را از پیش چشم‌شان برداشته است، از این‌رو حیرت دنیا، سرگردان، در نعمت‌های آن غلتان و در برابر آن خدایگان، بندگان‌اند.هم دنیا آن‌ها را به بازی گرفته، و هم آن‌ها با دنیا به بازی پرداخته و اخرت را فراموش کرده‌اند».
خداوند متعال در آیات متعددی از قرآن، به هر مناسبتی که پیش آمده در این مورد، بیدارباش‌های شدیدی داده است و جاذبه‌های ظاهری دنیا را معرفی کرده است کمااینکه در آیه هفت سوره «روم» آمده است: «يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ؛ از زندگى دنيا ظاهرى را مى‏شناسند و حال آن‌كه از آخرت غافلند» و نیز در آیه 33 سوره «لقمان» آمده است: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَاخْشَوْا يَوْمًا لَّا يَجْزِي وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَيْئًا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ؛ اى مردم از پروردگارتان پروا بداريد و بترسيد از روزى كه هيچ پدرى به كار فرزندش نمی‎‏آيد و هيچ فرزندى [نيز] به كار پدرش نخواهد آمد آرى وعده خدا حق است زنهار تا اين زندگى دنيا شما را نفريبد و زنهار تا شيطان شما را مغرور نسازد».
یکی‌از سرگذشت‌های عبرت‌آموزی که قرآن‌کریم نقل کرده و در آن، از مجذوب شدن به جاذبه‌های دنیوی هشدار داده داستان قارون است که در سوره قصص آیات 76 تا 82 به تفصیل آمده است.
همه تلاش پیشوایان معصوم(ع) نیز همین بوده است که دنیا را مردار، جیفه، عجوزه‌پیر، استخوانی در دست بیمار جزامی و تعبیرات دیگری از این قبیل، معرفی کنند تا از جاذبه‌های غرورآفرین آن بکاهد و مردم را به آن بی‌علاقه سازند.
از سوی دیگر، خود دنیا نیز، زوال‌ناپذیر بودنش را آشکارا به ما نشان داده و در نقش یک معلم، ما را از دلبستگی به آن بازداشته است؛ مرگ و میرها، بیماری‎ها، قحطی و گرسنگی، از بین رفتن زیبارویان، رفتن بهار و آمدن خزان، از دست رفتن مال و زن و همسر و فرزند، همگی از عوامل تنبه‌آفرین دنیا هستند که به ما هشدار می‎دهند: ای آدمیان! دل نبندید که همه چیز در حال فناست.
همچنین وصف دنیا از زبان دنیا که در آیه 196 آل‎عمران «لاَ يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُواْ فِي الْبِلاَدِ » و 20 حدید « اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ » آمده است.
آری، دنیا با این‌گونه هشدارها بی‎ثباتی و ناپایداری خود  را برملا می‎سازد و از چهره کریه خود پرده برمی‎دارد و خود را آن‌گونه که هست، به آن‌هایی که دیده بصیرت دارند، نشان می‎دهد و اسباب عبرت خردمندان را فراهم می‎سازد.
در حکمت 150 نهج‌البلاغه می‎خوانیم: «عبرت را توصیف می‎کند، ولی عبرت نمی‎گیرد؛ در موعظه مبالغه می‎کند، ولی موعظه نمی‎پذیرد؛ در گفتار، داد سخن می‎دهد و در کردار، کوتاه می‎آید».
captcha