به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، معمولاً برای انسان در پیچ و خمها و فراز و نشیبهای زندگی، گاهی صحنههایی پیش میآید که انسانها بهخاطر رسیدن به دنیا با حفظ داراییها و تامین تمنیات و خواستهها یا چند روز زنده ماندن، هرگونه حقارت و اسارت را میپذیرند.
اما احرار و آزادگان، گاهی با ایثار جان، بهای آزادگی را میپردازند و تن به ذلت نمیدهند.
امام علی(ع) در فراز سی و چهارم از نامه خود به امام حسن مجتبی(ع) با عنوان «آیین زندگی» فرموده است: «بنده دیگری نباش که خدا تو را آزاد آفرید. امر نیک و پسندیده ای که از راه شر به دست آید نیکی نیست و آسودگی که با سختی فراوان به دست آید آسایش نخواهد بود.L
گرچه تمام عبارات این نامه در غلطان و گوهر درخشان است اما این عبارت در مرتبهای قرار دارد که فراتر از ذهن عادی و فهم معمولی انسانهاست.
حضرت علی(ع) در کنار عزت نفس، آزادگی را مطرح می فرمایند. حریت و آزادگی سهم انسانهای تربیت شده در مکتب وحی است.
امام حسین(ع) که خود سرور آزادگان جهانیان است در این مورد میفرماید: «مردن با عزت بهتر از زندگی با ذلت است». (بحارالانوار جلد ۴۴ صفحه ۱۹۲)
این نگرش به زندگی، ویژه آزادگان است. نهضت عاشورا جلوه بارزی از آزادگی در مورد امام حسین(ع) و خاندان و یاران شهید اوست و اگر آزادگی نبود امام تن به بیعت میداد و کشته نمیشد.
وقتی میخواستند به زور از آن حضرت بیعت بگیرند، منطقش این بود که: «نه به خدا قسم، من خودم را به دست خویشتن ذلیل شما نخواهم کرد و نظیر غلامها فرار نخواهم نمود».)شیخ مفید، الارشاد، ص ۲۳۵)
صحنه کربلا نیز جلوه دیگری از این آزادگی بود که در میان دو امر شمشیر یا ذلت، مرگ با افتخار را پذیرفت و به استقبال شمشیرهای دشمن رفت و فرمود: «آگاه باشید زنازاده که پسر زنازاده است مرا بین شمشیر کشیدن و ذلت قرار داده است، چه دور است آن از من و چه دور است که دلت را بپذیرم». (طبرسی، الاحتجاج، جلد ۲، ص ۳۰۰)
انسانهای آزاده، در لحظات حساس و دشوار انتخاب، مرگ سرخ و مبارزهای خونین را برمیگزینند و فداکارانه جان میبازند تا به سعادت شهادت برسند و جامعه خود را آزاد کنند.
اگر آزادیخواهان و آزادگان جهان، در راه استقلال و رهایی از ستم و طاغوتها میجنگند و الگویشان قهرمانیهای شهدای کربلا است در سایه همین درس آزادگی است که ارمغان عاشورا برای همیشه تاریخ است.
در برخی روایات اسلامی، حریت و آزادگی انسان منوط به ترک شهوت قلمداد شده و بندگی شهوت را بدترین و شدیدترین نوع بردگی و ضد آزادی دانستهاند، چنانکه امام علی(ع) در وصیتش به امام حسین(ع) در این باره میفرمایند: هر کس خواهشهای نفسانی را فرو گذارد، آزادمرد است.چراکه بندگی شهوت باعث خواری در آخرت میشود؛ برخلاف این بندگی مملوک.در دنیا نیز گاه ذلتی که بهسبب بندگی شهوت حاصل میشود، زیادتر از ذلت این بندگی مملوک است.
در روایت دیگری امام علی(ع) میفرماید: «بنده شهوت و خواهشهای نفسانی اسیری است که اسارتش دائمی است و از آن خلاصی نمییابد).
عوامل آزادگی در منابع اسلامی، بندگی از خالص خداوند، تزکیه نفس، رعایت زهد و تقوا، کار و تلاش و دوری از طمعورزی، مخالفت با هوای نفس، از عوامل آزادگی بهشمار میروند، که اینگونه علی(ع) به آنان اشاره کرده است. «هر کس به دنیا پشت کند و به آن بیرغبت باشد، نفس خویش را آزاد کرده و پروردگار خود را راضی و خوشنود ساخته است».
همچنین خطبه 230 نهجالبلاغه «همانا پرهیزکاری و تقوای الهی کلید هر در بسته و ذخیرهای برای روز بازگشت و رستاخیز و عامل آزادگی و هرگونه بردگی و نجات از هرگونه هلاکت است».
در حکمت 180 نهجالبلاغه نیز امده است: «طمعکاری، بندگی دائمی و همیشگی است؛ زیرا صاحب طمع همیشه خود را به منزله بنده کسانی قرار میدهد که از ایشان طمع دارد».
همچنین از شیخ مفید نقل است که فرمود: «از هر کسی که میخواهی بینیاز باش تا همانند او باشی و احسان کن به هر کس که خواهی تا امیر او باشی.زیرا هر کس که حاجتی به کسی داشته باشد و برای آن تملق و فروتنی کند مانند کسی است که اسیر او باشد و در بند او افتد.
بنابر این انسانها اگرچه در پرستش و بندگی آزاد هستند لکن بندگی غیر خداوند متعال عین بردگی و اسارت است.
از نظر اسلام آزادی تنها بندگی خداوند حاصل است و تن دادن به گناه و شهوات، عین اسارت و بردگی است.