به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، طمع بهمعنای زیادهخواهی و خواستن بیش از حد امور دنیوی است و از رذایل اخلاقی بهشمار میرود.
طمع صفت مذموم است که دائماً با انسان همراه است و یکیاز وجوه مهم خودسازی مبارزه با آن است.مشهور است که: آدمیزاد پیر میشود، اما دو خصلت در او جوان میشود: یکی حرص و دیگری آرزوهای طولانی.
امام علی(ع) در فراز سی و پنجم از نامه خود به امام حسنمجتبی(ع) فرموده است: «و مبادا که مرکبهای طمع، تو را برانند و به سرچشمههای هلاکت برسانند.اگر بتوانی میان خود و خدای خود هیچ صاحب نعمتی را واسطه نکنی، چنین کن؛ زیرا تو به نصیب خود میرسی و سهم خود را میگیری و مقدار اندک از جانب خدای سبحان، از بسیار بندگان بهتر است؛ هر چند همه از اوست».
آثار زیانبار طمعورزیطمعورزی آثار زیانبار فراوانی در پی دارد که از جمله آنها میتوان به حقارت، ذلت و خواری، اسیر هوا و هوس شدن اشاره کرد کمااینکه امام موسی کاظم(ع) در موعظهای به هشام فرمودند: «از طمعورزی دوری کن و آنچه در دست مردم از اموال است قطع امید بکن و طمع به مخلوقات را در دل خود از بین ببر، چون طمع کلید خواری است.
امام علی(ع) نیز در این رابطه فرموده است: «محصول طمعورزی، خواری در دنیا و بدبختی در آخرت است» و نیز در حدیث دیگری فرموده است: «کسیکه طمع میورزد همیشه در بند ذلت است» و نیز فرموده است: «هر کس بخواهد در دوران زندگی، آزاد باشد طمع را به دل خود راه ندهد کسیکه با طمع، روزهای زندگی را سپری کند او همیشه در بند است و آزاد و آزاده نخواهد بود» کمااینکه همه مردم تا زمانیکه تن به طمع ندهند و آرزوهای طولانی خاطر آنها را مکدر نکند آنها آزاد هستند.این در حالیاست که امام علی(ع) طمع ورزی را بردگی ابدی دانسته است و فرموده است: «چه بسیار که عقلها اسرند و هوا و هوسها امیر و سلطان آنانند».
در اثر طمعورزی نه تنها عقلها اسیر میشوند بلکه بالاتر زیر سمّ هواهای نفسانی نابود خواهد شد و دیگر خبری از فهم و شعور و تشخیص مصلحت نخواهد بود چون عقل به قربانگاه رفته است.امام علی(ع) رد این رابطه فرموده است: «قربانگاه عقلها غالباً در پرتو طمعها است».
فقر و فلاکت از دیگر آثار و پیامدهای طمعورزی است رسول خدا(ص) در این رابطه فرموده است: «در میان مردم از طمعورزی به مال مردم اجتناب بکن چون آن فقر نقد و ملازم انسان است».
حضرت اشاره به این نکته دارند که انسان طماع، همیشه در معاشرت و تعامل با مردم، چشم به مال مردم دوخته و خود را محتاج مال مردم میبیند در نتیجه به فلاکت و هلاکت میرسد.
از بین رفتن ایمان و تقوا از دیگر اثرات و پیامدهای طمعورزی است امام علی(ع) در این رابطه فرموده است: «طمع ولو به مقدار اندک باشد تقوا و ورع را نابود میکند گرچه تقوا به مقدار زیاد باشد».
طمع با ایمان و تقوا سازگاری ندارد و با هم جمع نمیشوند کمااینکه از امام صادق(ع) سؤال شد: چه چیزی ایمان را ثابت و پایدار میکند؟ فرمود: ورع و پارسایی.سؤال شد: چه چیزی ایمان را از دل انسان بیرون میبرد؟ فرمود: طمع.
چشم امید به فضل خداامام علی(ع) در وصیت خود به امام حسنمجتبی(ع) فرموده است: «اگر بتوانی میان خود و خدای خود، هیچ صاحب نعمتی را واسطه نکنی، چنین کن، زیرا تو به نصیب خود میرسی و سهم خود را میگیری و مقدار اندک از جانب خدای سبحان، از بسیار بندگان بهتر است، هر چند همه از اوست».
چشم طمع به فضل و بخشش دیگران، آزادگی را از انسان میستاند و عزت و وقار او را از بین میبرد.برعکس، امید به فضل خدا و امید به منبع فیض او، بر عزت آدمی میافزاید.
اگر انسان بتواند بهگونهای زندگی کند که میان او و پروردگار بندهنوازش، هیچ واسطهای نباشد و هیچ صاحب نعمت و حشمتی حائل نگردد، چه بهتر! هر چند، دنیا نظام اسباب و علل طولی است و به حکم توحید افعالی همه چیز به او ختم میشود و شاید حذف واسطهای طولی و عرضی ممکن نباشد، ولی اگر ممکن باشد، بهترین و عالیترین درجه توحید، دل بریدن از غیر او و دل بستن به اوست و اگر ناچار باشد که بهواسطهها روی آورد، باید هیچگونه استقلالی برای آنها قائل نباشد، بلکه همه را فانی در حق انگارد؛ باید هیچگونه استقلالی برای آنها قائل نباشد، بلکه همه را فانی در حق انگارد؛ به همین جهت است که امام علی(ع) به نور دیده و جگرگوشه خویش امام حسن(ع) میفرماید: «اگر بتوانی چنان کن که میان تو و خدای متعال واسطهای نباشد، چنان کن، چراکه به واسطهها نگریستن از توحید به دور است».
امام حسین(ع) در دعای عرفه فرموده است: «اگر غنای نفسانی از درون نشئت نگرفته باشد بیرونیها مانند: آب شور غیر از افزایش عطش و تشنگی مضاعف نتیجهای نخواهد داشت».
در روایت آمده است شخصی نزد امام باقر(ع) گفت: خدایا مرا از تمام خلق خودت بینیاز کن، امام فرمود: اینگونه دعا نکن، بلکه بگو: خدایا مرا از افراد بد مخلوقانت بینیاز کن، چون هیچ انسان با ایمانی از کمک و یاری بینیاز نیست.
پس اگر میخواهیم عزیز و محبوب باشیم به کم خدا قانع باشیم، روزی کم و آبرومندانه بهتر از زیاد با خواهش و تمنا و زیر بار منت رفتن است.
هرچند تمام اینها مربوط به خدای متعال است، اما فرق دارد که از مسیر صحیح و خداپسندانه به دست آید یا تحمل منت دیگران کسب شده باشد.انسان باید برای نفس خودش احترام قائل بشود و شخصیت خود را حفظ کند.