حجتالاسلام مسعود راعی، دانشیار دانشکده حقوق، الهیات و معارف اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی نجفآباد در گفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، اظهار کرد: سیاست، را به فن اداره کشور تعبیر کردهاند و به تعبیری سیاست یعنی چگونگی اداره کشور در راستای تعمیم حقوق و همچنین انجام وظایف متقابل حاکمیت در برابر مردم و همچنین وظایف مردم در برابر حاکمیت است.
وی افزود: وقتی سخن از سیاست به عمل میآید، یعنی چگونگی اداره کشور به گونهای که بتوان در پرتو جاری شدن آن سیاست و به تبع انجام شدن آن تکالیف، به یک رضایتمندی حداکثری نائل شد، همان گونه که در مباحث حقوقی مسائل سیاسی پوشش داده شده است.
این استاد دانشگاه بیان کرد: آموزههای اسلامی و همچنین وجود کتابهایی که بزرگان حوزه در مباحث سیاسی به نگارش در آوردهاند، گواهی دیگر بر این حقیقت است که مسائل سیاسی و بایدها و نبایدهای حقوقی عرصه سیاست به لحاظ اهمیت در علم حقوق گنجانده شده است، که چگونه در پرتو آن حکومت و مردم بتوانند به حقوق و تکالیفشان عمل کنند و اینکه چگونه در پرتو رعایت شدن این قواعد، جامعه متدینانهای شکل گیرد و آن هم به گونهای که مردم در پرتو آن جامعه به حقوق و تکالیف خود برسند.
راعی با اشاره به مقوله هدفگذاری در آموزههای اسلامی، افزود: این مهم هم بعد دنیوی دارد و هم بعد اخروی، به نوعی یعنی رضایتمندی شهروندان و کاستن از هزینههای حاکمیتی که با دو شاخصه سعادت اخروی و سعادت دنیوی تعریف میشود، البته لازم به ذکر است با اولویت سعادت اخروی، زمانی که این دو مقوله با هم تداخل پیدا میکنند، اولویت با بعد اخروی مسئله است.
وی با اشاره به حدیث نبوی«الدنیا مزرعه الاخره»، ادامه داد: طبق این حدیث نبوی، سیاست این گونه معنا میدهد که دستگاه حاکمیت چه رفتار و چه اقدامی انجام دهد تا بتواند با حداقل هزینهها، سعادت دنیوی و اخروی انسانها را تحقق بخشد.
وی افزود: این حدیث شامل دو گونه برداشت است، یک برداشت فردی و دیگر معنای جمعی آن. البته باید گفت که معنای سیاست در معنای جمعی و نظاممند این حدیث نبوی نهفته است، با استناد به این مثال به تعبیری دیگر معنای سیاست، یعنی چگونگی بهرهوری از دنیا در راستای رسیدن به آخرت است.
این استاد حقوق بیان کرد: هر تصمیم سیاسی که اتخاذ میشود، باید دربرگیرنده و تامین کننده یکی از مباحث «حقالله» و «حقالناس» باشد و یا حداقل شامل یکی از این تعابیر باشد. البته لازم به ذکر است که هر جا اولویت با «حق الله»باشد، طبیعتا تصمیمات سیاسی نیز باید بر مبنای «حق الله» اتخاذ شود.
وی اظهار کرد: با مصداق قرار دادن آیه نفی سبیل، «وَلَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً...» هیچ قانونی که زمینه سلطه کفار بر مسلمانان را فراهم کند در اسلام عنوان نشده است، به تعبیر دیگر آن جا که صحبت« حق الله» و اولویت منافع «حق الهی» به میان میآید، مناسبات و تصمیمات سیاسی بر این اساس اتخاذ میشود.
راعی گفت: به صورت کلی در یک موضوع هر دو مبحث «حق الله» و «حق الناس» مدخلیت دارد، اما ضابطه کلی به این صورت است که جایی که روابط انسانی مطرح میباشد، اولویت با «حق الناس» است و در مناسبات حاکمیتی «حق الله» مطرح است، نمونه آن اصل 56 قانون اساسی است که حاکمیت را به عنوان یک حق الهی در نظر گرفته است، مثلا دریاره «حق سرنوشت» و «حق حاکمیت» و «حق رأی» هر چند اغلب حق انسانی در نظر گرفته شده است، اما این فارغ از حق الله نیز نیست، یعنی هم جنبه حق الهی دارد و هم جنبه حق الناس.
این استاد حقوق بشر اسلامی افزود: اگر منافع جمعی در نظر گرفته شود، یعنی به حوزههایی از مناسبات سیاسی وارد شویم که جنبه منفعتی جمعی آن بر جنبه فردی آن غلبه پیدا کند، «حق الله« بیشتر خودش را نشان میدهد، مثلا وقتی صحبت از حق مردم و از آزادیها به میان میآید و اینکه تصمیمات سیاسی باید تامین کننده اکثر حقوق و آزادیهای مردم باشد، این تا جایی جلو میرود که به موازین شرع و اخلاق حسنه لطمه وارد نکند، اما وقتی بخواهد خطوط قرمز را پشت سر بگذارد، غلبه با«حق الله» خواهد شد و «حق الناس» تا این جا محدود میشود.
وی ادامه داد: همین مثال را ما میتوانیم در روابط خارج از کشور هم بزنیم، مثل زمان برقراری یک رابطه با یک دولت و یا زمان قطع یک رابطه با یک دولت. در این جا لازم به ذکر است که سنگ بنای تمام این روابط را با یک واژه کلیدی به نام «مصلحت» مشخص کردهاند.
وی اظهار کرد: طبق کلید واژه «مصلحت»، هر جا مصلحت اقتضا کند، «حق الله» مطرح است و برعکس هر جا مصلحت ایجاب کند «حق الناس» مطرح میشود در مواردی هم که تشخیص اولویت با هر کدام از مقولههای «حق الناس» و «حق الله» با ابهام و چالش روبه رو باشد، اینجا وظیفه امام و حاکم جامعه مسلمین است که در این زمینه اقدام کند.
این استاد دانشگاه گفت: در حوزه مناسبات سیاسی اصلیترین آسیب، نوع تصمیمات و عملکرد افراد موثر و خواص میباشد که گاهی بر اساس تامین منافع فردی و یا براساس لجبازی و گاه بر اساس منافع موقت در مقابل منافع بلند مدت اتخاذ میشود.
راعی ادامه داد: پیروی از هوای نفس، مقدم کردن خویشان و بستگان بر سایر افراد، ایجاد حلقههای مدیریتی خاص به صورت ویژه، افشا کردن و پنهان کاریهای بیمورد، بداخلاقیهای برخی سیاسیون که با توجیح بیان حقایق و افشا گریها صورت میگیرد، ایجاد تشویش و بدبینی در اذهان مردم، گسست میان مردم و مسئولان و برعکس آن از جمله آسیبهای گسترده حوزه مدیریتی عرصه سیاست هستند.
وی بیان کرد: برخی از آسیبهایی که در حوزه تصمیمات سیاسی وجود دارد، ناشی از نادیده گرفتن حقوق مردم است که این حقوق مردم نظیر داشتن آرامش و داشتن یک حریم خصوصی، امنیت روح و روان است که متاسفانه برخی از تصمیمگیریها در حوزه سیاست این حقوق را به چالش میکشد که آن هم بر اساس یکسری منافع سیاسی که مبنای همه اینها موقتی، درونی، سیاسی و... است.
وی افزود: برخی از آسیبهای حوزه سیاست در راستای به چالش کشیدن احکام الهی و در اصل «حق الله» است و به نوعی با تصمیماتشان در عرصه سیاست، احکام الهی را به سخره میگیرند و یا حتی احکام الهی را ه تعطیل کرده و در نهایت باید گفت از میان همه اینها نادیده گرفتن مصلحت فرد و جامعه بزرگترین آسیب حوزه سیاست و تصمیمهای اتخاذی این حوزه است.