کد خبر: 3590938
تاریخ انتشار : ۳۰ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۳:۱۰

نقاد خویشتن باشیم

گروه اجتماعی: با نگاه و دیده‌ای که به نقادی و ارزیابی دیگران و حرف‌ها و خصلت‌ها و عملکردشان می‎پردازی، به خویش هم بنگر، اگر آن‌چه را در دیگران، ناپسند و زشت می‎شماری، در خودت نبود، خدا را شاکر باش.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، آیا شگفت نیست؟ چشمی که در دیگران صدها عیب می‎بیند، عیوب خویش را یا نمی‎بیند، یا نمی‎خواهد ببیند.این «حُب نفس» است که چنین کوردلی برای آدمی پدید می‎آورد. کیست که بی‎عیب باشد؟ و کیست که خود را بی‎عیب بداند؟.
کلاً محبت چنین است و علاقمندی به هر چیز، انسان را «کر» و «کور» می‎کند تا ضعف‌ها و عیوب آن‌را نبیند و نشنود.کمااینکه نبی مکرم اسلام فرموده است: «خوشا آن‌که پرداختن به عیوبش، او را از عیوب دیگران بازدارد».
با نگاه و دیده‌ای که به نقادی و ارزیابی دیگران و حرف‌ها و خصلت‌ها و عملکردشان می‎پردازی، به خویش هم بنگر، اگر آن‌چه را در دیگران، ناپسند و زشت می‎شماری، در خودت نبود، خدا را شاکر باش و الا اگر همان عیب و نقص را در خود داشتی ...
راستی داستان طعنه زدن سیر به پیاز را در شعر «پروین اعتصامی» خوانده‌ای؟ ما عادت کرده‌ایم که عیب خود را نبینیم، یا برای آن محملی پیدا کنیم.این گریز از واقعیت است.شجاع کسی است که با صراحتِ آینه، صادقانه برخورد کند و خود را فریب ندهد و سر وجدان خویش کلاه نگذارد!.
بزرگان، دشمنی را که عیب تو را بگوید، بهتر از دوستی دانسته‌اند که آن‌را پنهان سازد چرا این‌کار را خودمان نکنیم؟ تشکیل یک جلسه جدی و محرمانه برای «انتقاد از خویش» چه عیبی دارد؟ انسان عیب‎دار اگر به چاره بیندیشد و بیمار به فکر درمان بیفتد، بهتر از پرده‌پوشی بر عیوب و کتمان درد است.بد، بد است، چه از ما و چه از دیگران و عیب هم، زشت است، چه در ما و چه در دیگران. هم چشم گشودن به روی «عیب خویش» فضیلت است، هم چشم بسین به روی «عیب دیگران».
به فرموده حضرت رسول(ص): «انسان آن‌قدر عیب دارد که پرداختن به آن‌ها او را مشغول به خود سازد و به عیب‎جویی دیگران نپردازد! اما دشواری کار در این‌جاست که انسان عیب خود را هنر می‎بیند و توجیه‌گر ضعف‌ها و کاستی‎های خویش است. راستی چه باید کرد؟
نشست و برخاست با خبرگان عیب‌شناس و بصیر که حساس و دقیق‌اند، می‎تواند آینه‌ای باشد که کاستی‎های ما را به ما بنماید.اگر اهل دقت باشیم، گاهی اشاره‌ها، کنایه‌ها، نگاه‌ها و برخوردهای اهل نظر و محاسبه، حامل «پیام» است و می‎تواند «خط» بدهد.
چه عیب دارد که از دوستان‌مان بخواهیم عیوب ما را به ما تذکر دهند؟ نه از روی کینه، بلکه با انگیزه تذکر و خیرخواهی، نه به قصد ویران کردن، بلکه با هدف ساختن، نه پیش دیگران و به قصد رسواسازی، بلکه خصوصی، درِ گوشی، برادرانه، دلسوزانه و اصلاح‌گرانه! نه به‌عنوان ضربه، بلکه به‌صورت «هدیه» آن‌گونه که امام صادق(ع) می‎پسندید و توصیه می‎فرمود.این‌جاست که «جهادی عظیم» لازم است و گذشتی فداکارانه از دو سوی: یکی آن‌که تذکر می‎دهد، دیگری آن‌که تذکر می‎شنود.
جز انسان‌های با شهامت، کسی حاضر نمی‎شود که خویشتن را در معرض نگاه‌های نقاد و کنجکاو قرار دهد و نتیجه را هم، هرچه بود بپذیرد! و جز انسان‌های ارزشی، کسی حاضر نمی‎شود که به قصه خدمت به دوست، بدون مجامله و کتمان و مداهنه، خطاهای دوست صمیمی‌اش را بگوید.راستی که یافتن چنین دوستانی دشوار است و تداوم دوستی با این اوصاف، دشوارتر است.
captcha