به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، آیا شگفت نیست؟ چشمی که در دیگران صدها عیب میبیند، عیوب خویش را یا نمیبیند، یا نمیخواهد ببیند.این «حُب نفس» است که چنین کوردلی برای آدمی پدید میآورد. کیست که بیعیب باشد؟ و کیست که خود را بیعیب بداند؟.
کلاً محبت چنین است و علاقمندی به هر چیز، انسان را «کر» و «کور» میکند تا ضعفها و عیوب آنرا نبیند و نشنود.کمااینکه نبی مکرم اسلام فرموده است: «خوشا آنکه پرداختن به عیوبش، او را از عیوب دیگران بازدارد».
با نگاه و دیدهای که به نقادی و ارزیابی دیگران و حرفها و خصلتها و عملکردشان میپردازی، به خویش هم بنگر، اگر آنچه را در دیگران، ناپسند و زشت میشماری، در خودت نبود، خدا را شاکر باش و الا اگر همان عیب و نقص را در خود داشتی ...
راستی داستان طعنه زدن سیر به پیاز را در شعر «پروین اعتصامی» خواندهای؟ ما عادت کردهایم که عیب خود را نبینیم، یا برای آن محملی پیدا کنیم.این گریز از واقعیت است.شجاع کسی است که با صراحتِ آینه، صادقانه برخورد کند و خود را فریب ندهد و سر وجدان خویش کلاه نگذارد!.
بزرگان، دشمنی را که عیب تو را بگوید، بهتر از دوستی دانستهاند که آنرا پنهان سازد چرا اینکار را خودمان نکنیم؟ تشکیل یک جلسه جدی و محرمانه برای «انتقاد از خویش» چه عیبی دارد؟ انسان عیبدار اگر به چاره بیندیشد و بیمار به فکر درمان بیفتد، بهتر از پردهپوشی بر عیوب و کتمان درد است.بد، بد است، چه از ما و چه از دیگران و عیب هم، زشت است، چه در ما و چه در دیگران. هم چشم گشودن به روی «عیب خویش» فضیلت است، هم چشم بسین به روی «عیب دیگران».
به فرموده حضرت رسول(ص): «انسان آنقدر عیب دارد که پرداختن به آنها او را مشغول به خود سازد و به عیبجویی دیگران نپردازد! اما دشواری کار در اینجاست که انسان عیب خود را هنر میبیند و توجیهگر ضعفها و کاستیهای خویش است. راستی چه باید کرد؟
نشست و برخاست با خبرگان عیبشناس و بصیر که حساس و دقیقاند، میتواند آینهای باشد که کاستیهای ما را به ما بنماید.اگر اهل دقت باشیم، گاهی اشارهها، کنایهها، نگاهها و برخوردهای اهل نظر و محاسبه، حامل «پیام» است و میتواند «خط» بدهد.
چه عیب دارد که از دوستانمان بخواهیم عیوب ما را به ما تذکر دهند؟ نه از روی کینه، بلکه با انگیزه تذکر و خیرخواهی، نه به قصد ویران کردن، بلکه با هدف ساختن، نه پیش دیگران و به قصد رسواسازی، بلکه خصوصی، درِ گوشی، برادرانه، دلسوزانه و اصلاحگرانه! نه بهعنوان ضربه، بلکه بهصورت «هدیه» آنگونه که امام صادق(ع) میپسندید و توصیه میفرمود.اینجاست که «جهادی عظیم» لازم است و گذشتی فداکارانه از دو سوی: یکی آنکه تذکر میدهد، دیگری آنکه تذکر میشنود.
جز انسانهای با شهامت، کسی حاضر نمیشود که خویشتن را در معرض نگاههای نقاد و کنجکاو قرار دهد و نتیجه را هم، هرچه بود بپذیرد! و جز انسانهای ارزشی، کسی حاضر نمیشود که به قصه خدمت به دوست، بدون مجامله و کتمان و مداهنه، خطاهای دوست صمیمیاش را بگوید.راستی که یافتن چنین دوستانی دشوار است و تداوم دوستی با این اوصاف، دشوارتر است.