به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، انسان در سیر تکاملی خود، به چیزی که روانش را پاک کند، نیازمند است، تا از سیاهچاله مادیت به اوج معنویتی که وسیله قرب به خدا و دلبستگی به اوست، نائل گردد، این قرب و دلبستگی ویژه کسانی است که بهرهای از کمال داشته باشند و حصول کمال جز بهوسیله کارهای شایسته ممکن نیست.
روزه اگر بیریا و بهقصد تقرب به خدا و اطاعت و جلب رضایت او بهجا آورده شود، مادیگری را که با معنویت و سیر تکاملی روان سازگار است از بین میبرد، از این جهت علاوهبر روزه واجب ماه رمضان، مستحب است که انسان روز اول و روز نیمه و روز آخر هر ماه را روزه بگیرد، ثواب این روزه برابر است با ثواب روزه تمام ماه، و اثر آن ریشه کن کردن مادیت و به پرواز در آوردن مرغ روح در عوالم بالاست.
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «روزه بگیرید تا سالم بمانید» منظور، سلامت تن و روان است ولی سلامت روان اهمیت بیشتری دارد و انسان باید در راه آن کوشش کند، روان هنگامی سالم میشود که از چنگال شهوات سالم بماند؛ امام علی(ع) در این رابطه میفرماید: «اگر عقل از اسارت هوی و هوس سالم باشد بر حقانیت دین گواهی میدهد» و پیامبر اکرم(ص) نیز فرموده است: «چیزیکه ریشه شهوت را از امت من قطع میکند روزه است»، بنابراین روزه بهترین وسیله نابود کردن شهوتهاست و اگر جوانی به روزه عادت کند هیچگاه گرد محرمات و کارهای زشت نمیگردد و انتظار میکشد تا خداوند زنی شایسته و خوشخوی به او عطا کند، چنین جوانی دارای روحانیت و روشنی ضمیر بوده و فرشتهای است که بهصورت بشر جلوهگر شده است.
بدون تردید، بشر برای تکمیل خود به دنیا آمده، زیرا وی هنگام تولد ناقص است و از خداوند، جز کمال سر نزند پس بر انسان لازم است که خود را کامل سازد و اگر کوتاهی کند، وسیلهای برای تطهیر او جز آتش جهنم نیست و اگر خود را کامل سازد سزاوار بهشت برین خواهد بود.
خداوند متعال در قرآنکریم از روزه کسانیکه دچار مشقت و ناراحتی جسمی غیرقابل تحمل میشوند؛ صرفنظر کرده ولی در آیه 184 سوره مبارکه بقره با این مضمون « أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ» میفرماید: «[روزه در] روزهاى معدودى [بر شما مقرر شده است] [ولى] هر كس از شما بيمار يا در سفر باشد [به همان شماره] تعدادى از روزهاى ديگر [را روزه بدارد] و بر كسانىكه [روزه] طاقتفرساست كفارهاى است كه خوراك دادن به بينوايى است و هر كس به ميل خود بيشتر نيكى كند پس آن براى او بهتر است و اگر بدانيد روزه گرفتن براى شما بهتر است».
کسیکه در سیر تکاملی خود، طالب رستگاری است، راهی جز پیروی از دستورات خداوند ندارد، در غیر اینصورت زیانکار و بدبخت خواهد شد، خداوند متعال در آیه 103 و 104 سوره مبارکه کهف با این مضمون « قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا ﴿103﴾ الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا» در این رابطه میفرماید: «آیا شما را از حال زیانکارترین مردم خبر دهیم؟ آنها کسانی هستند که تلاششان در زندگی دنیا بیهوده بوده و گمان میکنند که رفتاری خوب دارند».
شیطان؛ یعنی موجودی که ما را میبیند و ما او را نمیبینیم، دشمن سرسخت ماست که خداوند در رابطه با او میفرماید: «شیطان دشمن شماست، شما نیز او را دشمن بدارید، او تنها حزب خود را دعوت میکند که از اهل آتش باشند» و همچنین در آیه 103 سوره مبارکه نحل با این مضمون «وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِّسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِينٌ» میفرماید: «و هرگاه قرآن را تلاوت نمایی از شیطان به خدا پناه ببر، زیرا شیطان بر کسانیکه به خدا ایمان آورند و به پروردگارشان توکل نمایند، تسلط ندارد، تسلط او تنها بر کسانی است که دنبال او رفته و مشرک شوند».
بنابراین آنگونه که برخی میپندارند، شیطان تسلط تام بر ما ندارد، این پندار کسی است که میخواهند برای گناهانی که مرتکب شدهاند؛ عذری بدترباشند، کار شیطان دعوت است و از مرحله دعوت تجاوز نمیکند، بر ما لازم است که دعوت او را نپذیریم، چراکه در آیه 28 سوره مبارکه ابراهیم با این مضون «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُواْ نِعْمَةَ اللّهِ كُفْرًا وَأَحَلُّواْ قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ» آمده است که خود شیطان میگوید: «من بر شما تسلطی نداشتم جز اینکه شما را دعوت نمودم و شما مرا اجابت کردید، اکنون مرا ملامت نکنید بلکه خودتان را ملامت کنید» و در حدیثی آمده است که؛ «اگر شیاطین دلهای مردم را محاصره نمیکردند، آنها ملکوت آسمانها را میدیدند».
شیطان همانند اشعه ایکس در بدن ما داخل میشود، همانگونه که در حدیثی آمده است که؛ «شیطان مانند خون در بدن انسان گردش میکند، شما بهوسیله گرسنگی و تشنگی راه را بر او تنگ نمایید».
اولین کسیکه پی برد در فضا امواج الکتریکی و مغناطیسی وجود داشته و در خواص و قوانین به امواج نور شباهت دارد «جیمز» بود، او با معادلات ریاضی وجود این امواج را در جو اثبات کرد، ولی هیچکس او را تصدیق نکرد، زیرا آنچه را که او با چشم عقل میدید دیگران نمیدیدند و چیزهایی که با چشم غیرمسلح دیده نمیشوند بسیار زیادند.
امواج غیرقابل رویت فعالیت و تأثیرشان بیشاز محسوسات است، پس الکتریسیته از چوب فعالتر و نفس از الکتریسیته فعالتر و عقل از نفس فعالتر است. موجود هر اندازه دقیقتر و از افق دیدگان محدود ما مخفیتر باشد، تأثیر و عظمت آن بیشتر است و هرچه به مادیت نزدیکتر باشد محدودتر و تأثر آن کمتر خواهد بود.
شیطان همانند روح، عقل، جن و امواج «هرتز» موجود است، او ما را میبیند و ما او را نمیبینیم چنانچه خداوند متعال در آیه 27 سوره مبارکه اعراف با این مضون «يَا بَنِي آدَمَ لاَ يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لاَ تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاء لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ» در این رابطه میفرماید: «شیطان و افرادش شما را میبینند و شما آنها را نمیبینید، ما شیاطین را بر کسانیکه ایمان ندارند مسلط ساختیم».
شیطان در دل انسان رخنه کرده و با عقل به گفتوگو میپردازد، هنگامیکه قصد دارید مبلغی را که مورد نیازتان نیست به فقیری بدهید، ملاحظه میکنید که بین شما و گویندهای گفتوگوهایی پدید میآید، شما میخواهید بخشش کنید و او دنیا را در نظر شما زینت داده و نیازمندیهای بیشماری را برای شما بر میشمارد؛ این گوینده مجهول همان شیطان است.
شما میل دارید هنگام سحر برخواسته و در برابر خداوند به نماز شب پرداخته خود را به اوج ملکوت اعلی برسانید، میبینید همان گوینده به شما میگوید: خستهای، قدری بخواب که خواب وسیله تندرستی است و تو باید تندرستی خود را حفظ کنی، اگر در این وقت شب مشغول عبادت گردی، فردا از عهده انجام کارها بر نمیآیی ... شما هم میخوابید و لحظه آخر زندگی بر عمر بر باد رفته خود حسرت میخورید.
اگر انسان بخواهد بر این عنصر مرموز یعنی شیطان تسلط یابد، باید بهوسیله روزه و نماز، که هرچه گناه را از بین میبرد، فشار مادیت را از بدن خود کم کند، چراکه در حدیثی آمده است که «نماز صابون گناهان است».
در روزهای ماه مبارک رمضان طی دعاهای روزانه میخوانیم: «پروردگارا! بر محمد و آلش درود فرست و مرا از شر شیطان رجیم و وسوسه و عیبجویی و نیرنگ و مکر و دامها و آمال و فتنه تابعان و دوستان شرکاه او محافظت فرما».
معالجه روح با معالجه بدن فرق دارد، بهترین راه معالجه روح روزه گرفتن است، زیرا اثر قابلتوجهی در سلامت و تکامل آن دارد، در دعای روز پنجم ماه مبارک رمضان میخوانیم: «پروردگارا بر محمد و آلش درود فرست و قلب مرا از حسد، کینه، خیانت، گناه، خودخواهی، تردید، دورویی، غفلت، قطع رحم، ستم و هرچه نمیپسندی پاک گردان... پروردگارا! سینهای سالم و باز و دلی روشن و پرسوز و گداز و با ایمان، که آنچه تو میپسندی درک کند، به من عطا فرما، ای خدایی که شایستگی و سلامت دلها به دست توست، دل مرا شایسته و سالم فرما» در این دعا میتوان دریافت که دلها بیمار است و راه معالجه آنرا جز طبیبان روحی یعنی پیامبران و جانشینان آنها کسی نمیداند، و روزهدار با خواری و ترس این اذکار را به زبان میآورد.
دعا و روزه و اعمالی که مؤمن در شبهای قدر بهجا میآورد، بهترین وسیله پاکی دل و اصلاح روان است، در حدیثی آمده است که «مؤمن کسی است که از کردار نیک خود خوشحال و از گناهان خود نارحت باشد».
همانگونه که برای اندازهگیری هرچیزی مقیاسی وجود دارد، برای کمالات روانی انسان نیز مقیاسهایی داریم؛ یکیاز این مقیاسها حدیث بالاست و دیگری آیات 2، 3 و 4 سوره مبارکه انفال است که خداوند در این آیات میفرماید: «مؤمنان واقعی کسانی هستند که هرگاه نام خدا برده شود، دلهایشان میترسد و هرگاه آیات خدا بر آنها خوانده شود، ایمانشان زیاد گردد و بهخدا توکل نمایند، آنانکه نماز را بهپا دارند و از آنچه روزی آنها نمودهایم انفاق نمایند، مؤمن واقعی هستند و از برای آنها نزد پروردگارشان درجات و آمرزش و روزی بسیار است.
هنگامیکه انسان با چشم گریان با خدای خود راز و نیاز میکند، بهویژه هنگامیکه دعای ابوحمزه ثمالی را میخواند به سبک شدن گناهان خود توجه پیدا میکند و پساز فراغت از دعا ملتفت میشود که سبکبال گشته؛ گویی بار گرانی از دوشش برداشته شده و در سرور و نشاط وارد میشود، زیرا اشک ریختن و گسیختن از خلق و مجذوب آیات پروردگار شدن، علامت ایمان است و خداوند نیز در آیه 83 سوره مبارکه مائده با این مضمون « وَإِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ » در این رابطه میفرماید: «هرگاه آیاتی را که بر پیغمبر نازل شده است بشنوند، دیدههایشان پُر از اشک میشود، به جهت اینکه حق را شناختهاند میگویند: پروردگارا ما ایمان آوردهایم، نام ما را در دیوان شاهدان ثبت فرما».
هرگاه انسان بر گناهان خود گریه نکند، آئینه دلش زنگار میگیرد، زنگار دل امری معنوی است و زدودن آن جز با امر معنوی ممکن نیست، گریه کردن علامت انقلاب معنوی است، بهطوریکه در طب سنتی ثابت شده است که صدها بیماری را از بدن برطرف میکند.
هنگامیکه خداوند هدایت و آمرزش بندهای را خواستار باشد، آن بنده متوجه خدا شده و گناهان خود توبه میکند و در دل شب هنگام عبادت اشک میریزد.
پیامبر اکرم(ص) نیز در این رابطه به حضرت علی(ع) فرمود: «روز قیامت تمام چشمها گریان است، جز سه چشم: چشمی که در راه خدا بیدار باشد، چشمی که از محرمات پوشانده شود و چشمیکه از خوف خدا اشک بریزد».
خداوند متعال در آیه 109 سوره مبارکه اسراء با این مضمون «وَيَخِرُّونَ لِلأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا» در ستایش مؤمنین چنین میفرماید: «به سجده میافتند و بر خشوع آنها افزوده میشود»، بنابراین اشکهایی که در ماه مبارک رمضان درمواقع مختلف، ریخته میشود؛ مادهپرستی را که در اعماق ریشه دوانیده است ریشهکن ساخته و اخلاق زشت را از انسان دور میسازد؛ در نتیجه معارف الهی بر دلش پرتو افکن شده و هردم بر معرفت او افزوده میشود؛ که منظور از تکامل انسان نیز همین است کمااینکه در حدیثی آمده است که «بدترین افراد نزد خداوند افراد پُرخورند».