به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایكنا) از فارس، در تاریخ هر ملتی، حماسهآفرینیها از شیرینترین و مهمترین بخش افتخارات یك ملت محسوب میشود. به خصوص اینكه آن حماسه در دفاع از وطن صورت گرفته باشد.
تاریخ پر افتخار ملت ایران نیز پر است از حماسههای متعدد و گوناگونی كه هر كدام برگ زرینی در تاریخ این كشور محسوب میشود. به خصوص حماسههایی كه در آن قدرت ایمان حرف نخست را زده و در مقابل ابرقدرتهای دنیا آفریده شده باشد.
حماسه آزادسازی خرمشهر از شر دژخیمان بعثی در تاریخ 3 خردادماه سال 1361 و در بحبوحه دفاع مقدس ایران اسلامی، یكی از زرینترین برگهای تاریخ درخشان این كشور محسوب میشود. روزی كه ایثار و مقاومت بر تجاوز و الحاد غلبه كرد.
حماسهآفرینی كه نقطه عطف تاریخ جنگ شد
با گذشت 35 سال از آن روزها، هنوز كه هم هنوز یادگارانی هستند كه بتوانند خاطرات شیرین خود را از روز آزادسازی خرمشهر بیان كنند و چه كسی بهتر از آنان میتواند ابعاد و زوایای مختلف این حماسهآفرینی عظیم را كه نقطه عطفی در تاریخ جنگ ایران و عراق محسوب میشود، ترسیم كند.
عصر شعر و خاطره حماسه سوم خرداد، عنوان برنامهای بود كه بههمت حوزه هنری فارس، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس فارس و بسیج هنرمندان در آستانه فرا رسیدن سالروز این حماسه، شب گذشته، 2 خردادماه در تالار انديشه حوزه هنری فارس برگزار شد.
میهمانان ویژه این برنامه پیشكسوتان و دلاوران دوران دفاع مقدس بودند. همانها كه با ایثار و مقاومتشان چنان جانانه حماسه آفریدند كه حماسهآفرینی آنان نه تنها در طول تاریخ این ملت، بلكه در كل دنیا درخشیده و خواهد درخشید. اما به راستی كه در بهار آزادی، جای شهدای خالی...
تورق خاطراتی كه همه دلها را لرزان كرد
پخش كلیپ با نوای «ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته، خون یارانت پر ثمر گشته، آه و واویلا… کو جهان آرا، نور دوچشمان تر ما» به یاد شهدای خونینشهر دوران دفاع مقدس، چشمها را تر كرد و دلهای بسیاری را لرزاند. داغ همرزمان شهدای خرمشهر باز هم تازه شد و چه زیبا از خاطرات خود از آن زمان گفتند. مسلماً سینه هر كدام از قهرمانان ما مالامال از خاطراتی است كه میتواند ترسیمگر راه روشن و مشخصی برای نسلهای آینده باشد.
پای سخنان دارنده مدال فتح خرمشهر
سرهنگ حسین دبیری، از فرماندهان ارتشی دوران دفاع مقدس و دارنده مدال فتح خرمشهر نخستین كسی بود كه به بالای سن رفت و از خاطرات و دلاوریهایش در آن دوران سخنها گفت. توجه او به آیات وحی و وعدههای الهی در قرآن كریم، زیبایی كلام او را دوچندان كرد.
وی در ابتدا، به انجام عملیات موفقیتآمیز فتحالمبین كه قبل از عملیات بیتالمقدس (عملیات آزادسازی خرمشهر) اشاره كرد و گفت: عملیات فتحالمبین با مقاومت و درایت سردارانی چون شهید صیاد شیرازی، محسن رضایی، كاظمی، سلیمانی و غیره به پیروزی رسید و ما موفق شدیم تا مواضع خود را گسترش دهیم كه فرماندهان تصمیم گرفتند تا عملیات بیتالمقدس را بعد از این عملیات انجام دهند.
دبیری ضمن برشمردن اسامی یگانها و لشكرهایی كه در عملیات آزادسازی خرمشهر حضور داشتند، گفت: در این عملیات لشكرها و یگانهای مختلفی اعم از ارتش، سپاه و بسیج در كنار هم وارد عمل شدند.
این یادگار دوران دفاع مقدس ادامه داد: در آن زمان ما را ترسانده بودند كه دشمن پشت رودخانه كارون در هر سه كیلومتر كانالهایی پر از قیر و سیم خاردار قرار داده است، تا اینكه در عصر روز 9 اردیبهشتماه 61 یكی از افسران هوایی عكسی از این منطقه گرفت و برای فرماندهان توضیح داد كه هیچ مانعی جز 3 سیم خاردار به فاصله 3 كیلومتر از هم پشت رودخانه نیست و همین باعث شد كه رزمندگان روحیه بگیرند و با خیال راحت به سمت دشمن حمله كنند.
وی گفت: در عصر همین روز توسط مهندسی سپاه و ارتش قرار شد 3 پل احداث شود كه یكی از آنان در نزدیكیهای خرمشهر بود و بالاخره ما موفق شدیم از رودخانه كارون بگذریم و در ساعت 17:30 همین روز به سمت جاده خرمشهر حركت كردیم كه در اینجا هر كدام از نیروها و یگانهای ارتش و سپاه وظایف تعریف شدهای داشتند.
دبیری با یادآوری اینكه در عملیات آزادسازی خرمشهر ما باید 6 هزار و 500 كیلومتر را از دست دشمن آزاد میكردیم، گفت: من در آن زمان فرمانده تیپ ارتش بودم و مأموریت تیپ ما این بود كه به خط اعتماد و گسترش برسیم اما در آنجا عراق خاكریزی به بلندی 4 متر زده بود و دیدهبانی برای آن قرار داده بودند كه به هوابرد اطلاع دادیم و آتش شروع شد و در نهایت ما موفق به رسیدن به اهدافمان شدیم.
وی با بیان اینكه در این عملیات تیپ 37 زرهی ارتش با تانكهای غنیمتی كه از عملیات فتحالمبین گرفته بودیم، وارد عمل شد، گفت: ما توانسته بودیم 72 تانك را ساماندهی كنیم و بدین طریق موفق شدیم تا خاكریزها 2 و 3 دشمن را بعد از رودخانه كارون بگیریم و تا این لحظه هم هیچگونه تلفاتی نداده بودیم.
ارتش طیبه در فتح خرمشهر شكل گرفت
این یادگار دوران دفاع مقدس اضافه كرد: بعد از این فتح ما به سمت محور خرمشهر ـ اهواز حركت كردیم و دشمن در آنجا دفاع ساحلی گرفته بود و سربازان ما را به رگبار میبست اما ارتش طیبه اینجا شكل گرفت و توانستیم با رشادتهای فراوان رزمندگان از این منطقه نیز عبور كنیم.
وی یادآور شد: در تمام ارتشهای دنیا، سربازان به جلو رفته و میجنگند و فرماندهان از پشت به آنان دستور میدهند، در صورتی كه در جنگ ما چنین نبود و فرماندهانی نظیر باكری، همت و غیره همگی خودشان جلوتر از تمام بسیجیها و سربازان حركت میكردند.
تحقق وعدههای الهی در فتح خرمشهر
دبیری ادامه: در این زمان نبرد پیاده نظام هوابرد آغاز شد و دشمن از این منطقه فرار گیرد و «... نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِیبٌ...؛ ... یارى و پیروزى نزدیكى از جانب خداست...» (آیه 13 سوره صف) موجب رقم زدن پیروزی ما در آزادسازی خرمشهر شد.
سخنران بعدی این مراسم، سردار احمد عبداللهزاده، از فرماندهان دوران دفاع مقدس در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود كه سخنان خود را با قرائت شعری از كلاس پنجم دبستانش در آن زمان آغاز كرد و گفت: از دوران ابتدایی شعر آرش كمانگیر برای من بسیار جذاب بود و تا دوران نوجوانی در ذهنم مانده بود تا اینكه گذشت و گذشت صدام به سرزمین ما حمله كرد و در این حمله خرمشهر به عنوان یكی از اهداف اصلی آنان مورد تاخت و تاز قرار گرفت.
وی ادامه داد: سی و چند روز مقاومت بچهها در خرمشهر بسیار سخت بود و با یادآوری آن خاطرات در هر زمان احساس میكنم قلبم از جا كنده میشود. شهری كه نشانه مقاومت مردم ماست، میخواهد سقوط كند و طبیعی است كه در آن لحظه تمام قلبها به تپش میافتند.
سقوط خرمشهر یعنی سقوط مكتب مقاومت بود
عبداللهزاده گفت: بعد از مقاومت سی و چند روزه دستور عقبنشینی از خرمشهر صادر شد كه این مسئله برای ما بسیار سخت بود و هنوز هم كه هنوز نتوانستیم آن عقبنشینی تلخ را فراموش كنیم و سقوط خرمشهر یعنی مقاومت مكتب اسلام در آن لحظه سقوط میكرد.
وی اضافه كرد: به خوبی به یاد دارم زمانی كه داشتیم از خرمشهر خارج میشویم تابلوی آخرین خیابان آن كه به نام آرش بود به زمین افتاده بود و همین موجب شد تا خاطرات دوران كودكی و وابستگیام به شعر آرش كمانگیر تداعی شود.
بیشترین تعداد شهدا در سقوط خرمشهر بعد از رزمندگان همین شهر، از رزمندگان استان فارس بودند
عبداللهزاده با یادآوری این نكته كه بیشترین تعداد شهدا بعد از رزمندگان خرمشهر، از رزمندگان استان فارس بودند، گفت: 36 نفر از رزمندگان ما در قبرستان خرمشهر دفن شدهاند.
این یادگار دوران دفاع مقدس در ادامه سخنان خود به خاطرات شهید حسن صفرزاده معروف به حسن عراقی یكی از شهدای دوران دفاع مقدس شهرستان شیراز را یادآوری كرد و گفت: این شهید بزرگوار هم در سقوط و هم آزادسازی خرمشهر حضور داشت و خاطراتی فراوانی را برای ما از آن دوران تعریف كرد تا اینكه خودش در عملیات بدر به فوز عظیم شهادت نائل شد و پیكر پاش در شرق دجله ماند.
وی گفت: خرمشهر داشت آزاد میشد و همه ما در این فكر بودیم كه تیپ 34 امام سجاد (تیپ رزمندگان استان فارس) باید خودش را به اروند و شط العرب برساند و با انجام عملیات و رشادتهای فراوان موفق شد با همكاری سایر تیپها و لشكرهای دیگر خرمشهر آزاد شود.
عبداللهزاده اظهار كرد: بعد از آزادسازی خرمشهر دوباره به سراغ آن آخرین خیابانی رفتم كه از آنجا مجبور به ترك خرمشهر شده بودیم و دوباره به یاد آرش افتادم اكنون همه ملت ایران آرش كمانگیر شده بودند و با پرتاب تیر از كمان خود، موفق شدند دشمن را از كشورشان به بیرون برانند و خرمشهر را آزاد كردند.
سیدفخر الدین حسینی، از یادگاران دوران دفاع مقدس، آخرین راوی این عصر خاطره بود كه از همان آغاز جنگ خود را به هر طریق كه شده بود، به خرمشهر رسانده بود بنابراین بیشترین خاطراتش مربوط به سقوط خرمشهر بود.
خاطرات سقوط خرمشهر
وی اظهار كرد: در 31 شهریورماه سال 59 كه صدام به كشور ما حمله كرد، من عضو سپاه شیراز بودم و در بخش تبلیغات فعالیت میكردم اما سپاه هنوز اجازه اعزام نیرو به جبهه نداشت. بنابراین من برای اینكه وارد جنگ شویم، صبح روز 2 مهر 59 به جای اینكه به سپاه بروم، سوار بر اتوبوس شده و به سمت خرمشهر رفتم.
حسینی افزود: من تاكنون به خرمشهر نرفته بودم و هیچ جای آن را بلد نبودم بنابراین خودم را به مسجد جامع خرمشهر كه تبدیل به مركز مقاومت این شهر شده بود رساندم و در آنجا با شهید قنوتی (اولین شهید روحانی دوران دفاع مقدس) آشنا شدم و ایشان به من یك تیربار ژ 3 داد تا به بخش انبارهای عمومی بروم اما من جایی از شهر را بلد نبودم بنابراین یكی از رزمندگان دزفول كه در خرمشهر بزرگ شده بود و همه جای این شهر را بلد بود همراه من راهی كرد.
این یادگار دوران دفاع مقدس گفت: در خرمشهر برای اینكه بتوانم تجهیزات بیشتر جنگی را بگیرم باید به سپاه خرمشهر خودم را معرفی میكردم كه در آنجا مجبور شدم خودم را معرفی كنم كه عضو سپاه هستم.
وی با بیان اینكه مقاومت در خرمشهر از سوی رزمندگان ادامه داشت، گفت: تعداد مجروحهای ما آنجا زیاد بود و سنگر قوی نداشتیم تا اینكه تعدادی از تكاوران ارتش به كمك ما آمدند و روز 4 یا 5 مهرماه 59 بود كه اولین درگیری ما با عراق در شهر آغاز شد.
حسینی با یادآوری اینكه مردم خرمشهر تند تند از شهر خارج میشدند و كسی وارد شهر نمیشد، گفت: در عین حال تعدادی از جوانان خرمشهر برای مقاومت مانده بودند و تعدادی از جوانان از سایر نقاط كشورمان نیز برای مقاومت به آنان اضافه شدند تا اینكه قرار بود توپخانه اصفهان به یاری ما بیاید، اما بنیصدر اجازه نداد هیچ نوع امكاناتی به ما در خرمشهر برسد تا اینكه خرمشهر سقوط كرد.
اولین جایی كه عراق از ایران گرفت، خرمشهر بود
این یادگار دوران دفاع مقدس با بیان اینكه اولین جایی كه عراق از ایران گرفت، خرمشهر بود، گفت: صدام گمان میكرد كه عربهای خرمشهر با او همكاری كرده و از او استقبال گرمی میكنند در حالی هیچگاه چنین نبود و در این شهر 70 نفر از غیرنظامیها با صدام میجنگیدند.
وی با یادآوری نخستین دیدارش با شهید حسین فهمیده در مسجد جامع خرمشهر ادامه داد: ما در آن زمان سلاح آنچنانی نداشتیم و با سلاحهای بسیار بسیار كم و محدود و ناچیز مقاومت كردیم تا اینكه بعد از 34 روز شهر سقوط كرد.
24 مهر 59، خرمشهر تبدیل به خونینشهر شد
حسینی یادآور شد كه 24 مهر 59 روزی بود كه خرمشهر تبدیل به خونینشهر شد و جنگ تن به تن در خود شهر آغاز شد و عراقیها به تك به تك خانهها یورش میبردند تا اینكه شهر توسط دشمنان ما اشغال شد و سقوط كرد.
وی گفت: در هنگام خروج از خرمشهر تنها 24 نفر از ما زنده مانده بودیم كه توانستم برگردیم و مابقی همگی شهید شده بودند و 34 روز توانستیم مقاومت كنیم بدون اینكه هیچ سلاح و مهماتی به دست ما برسد.
بنابراین گزارش، اجرای گروه سرود بسیج هنرمندان فارس با عنوان خرمشهر، رونمایی از 8 جلد كتاب دفاع مقدس و تجلیل از خانوادههای شهدای آزادسازی خرمشهر از دیگر برنامههای این مراسم بود.