کد خبر: 3614573
تاریخ انتشار : ۱۱ تير ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۲

«گمشده انسان و انسان گمشده» محمدجواد سلمان‌پور انتشار یافت

گروه معارف: كتاب «گمشده انسان و انسان گمشده» اثر محمدجواد سلمان‌پور، رئیس دانشكده مطالعات تطبیقی قرآن كریم شیراز انتشار یافت.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ايكنا) از فارس، کتاب «گمشده انسان و انسان گمشده» به قلم دکتر محمدجواد سلمان‌پور، رئیس دانشكده مطالعات تطبیقی قرآن كریم شیراز توسط انتشارات دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم منتشر شد.

وی در پیشگفتار این كتاب آورده است:‌

سپاس و ستایش خدای را که جهان تجلی او و انسان اسم او و سیر مخلوقات به سوی او و همه ظهور کمال مطلق بودن اوست. صلوات و سلام خدا بر برترین انسان، محمد مصطفی(ص) که کائنات با وجود او وجود یافتند و به امید او، به سوی کمال مطلق سائرند. درود و سلام خدا و انبیاء بر امامان معصوم(ع) که راه کمال مطلق شدن را نمودند و خود جلوه گمشده کائنات شدند. ثنا و سلام بر امام حی که حجت خدا بر عالمیان است و به وجود او ظهورِ وجودِ مطلق استمرار یافته و کائنات در جنبش و رویشند.

از دوران تحصیلات عالیه و قدم نهادن در جاده جدّی زندگی، همواره خود با چرائی خلقت انسان و چیستی گمشده انسان روبه‌رو بودم و از شروع مؤانست با جوانان و دانشجویان با همین پرسش مواجه می­­شدم. اگرچه پاسخ را در مطالعات و تفکر بسیار جستجو می­کردم، اما در مقاطعی نورانی مانند عرصه جهاد مقدس که در آستانه شهادت قرار می­گرفتم و یا در آستان خدا به قرآن و یا دعا می‌نشستم، آنچه خوانده و یا در اندیشه گذرانده بودم حیات و نورانیت می­یافت. حاصل آن مطالعات، اندیشه­ها و تجربیات حضور در آستان ربوبی، پاسخ آن دو پرسش به خودم و دانشجویان بود.

آنچه هموراه مرا رنج می­داد این بود که مشاهده می­کردم که پاسخ کوتاه عبادت، آزمایش، شناخت خدا و یا خلیفةالله در پاسخ پرسش؛ «چرا خدا را آفرید؟» بدون یک تحلیل و تفسیر کامل قانع کننده نیست و چیزی از آتش تشنگی دانشجویان نمی­کاهد! لذا مدت بیست و پنج سال در اندیشه تحریر و ارائه کتبی یافته­ها بودم و هر بار که برای دانشجویان طرح می­نمودم، ابعاد تازه­ای از مطلب گشوده می‌شد. گفتگوهای مکرر با فرزند متعهد، برومند، کنجکاو، محقق و دانشمندم؛ محمدصالح عزیز، در موضوع گمشده انسان و فلسفه خلقت او، عزم مرا در نوشتن و ارائه آن به تمامی حقیقت­طلبان و حقجویان جزم و استوار نمود.

حاصل عمر علمی و عملی پنجاه ساله­ام این یقین است؛ که اگر انسان راز خلقت و گمشده خود را به خوبی بشناسد، هرگز گرفتار بحران معنا و گرفتار احساس بی­هودگی نمی­شود، و بدون آنکه بخواهد برای خود ارزش قائل شود، در درون خود به بی­نهایت ارزش دست­ می­یابد و نه تنها در این دنیا احساس غربت و تنهائی نمی­کند، بلکه با همه ملائک، انسان­ها و اشیاء احساس آشنائی، مؤانست و الفت می­نماید. در این حالت غم و ترس سیاه جای خود را به حزن و خوف سبز می­دهد و آنچه موجب فساد می­شد به عامل جنبش و رویش مستمر انسان تبدیل می­گردد و از انسان مرده یک موجود زنده و ربانی می­سازد و از این پس، انسان به معنای واقعی، از حیات و زندگی لذّت حقیقی می­برد و بدور از تنفر، نزاع و جنگ، به زیاده‌­خواهی و تنوع­‌طلبی خود به درستی پاسخ می­دهد و در دو دنیا سعادتمند خواهد بود.

امروزه انسان­ها برای نجات از بحران معنی و زندگی مسالمت آمیزِ در سایه صلح و امن، راهی بجز رسیدن به فلسفه خلقت خود و شناخت و ایمان به گمشده حقیقی انسان ندارند و الا پی در پی گرفتار گرداب سراب غم­آفزا و طوفان خیال ترس­آور می­گردند و این نوع ترس و غم جز عداوت، کینه و جنگ خانمان سوز حاصلی در پی ندارد.

امیدوارم خداوند متعال آنچه پیش روی شما است، جرعه آبی برای کاستن تشنگی و چراغی برای افزودن زندگی قرار دهد و فرزندان عزیزم و خوانندگان محترم و مرا به امام عصر(روحی و ارواحی لتراب مقدمه فدا) نزدیک­تر سازد. در پایان با کمال اخلاص اعلام می­دارم که «با روی گشاده و آغوش باز از نقدهای شما استقبال می­نمایم».

captcha