وی در پیشگفتار این كتاب آورده است:
سپاس و ستایش خدای را که جهان تجلی او و انسان اسم او و سیر مخلوقات به سوی او و همه ظهور کمال مطلق بودن اوست. صلوات و سلام خدا بر برترین انسان، محمد مصطفی(ص) که کائنات با وجود او وجود یافتند و به امید او، به سوی کمال مطلق سائرند. درود و سلام خدا و انبیاء بر امامان معصوم(ع) که راه کمال مطلق شدن را نمودند و خود جلوه گمشده کائنات شدند. ثنا و سلام بر امام حی که حجت خدا بر عالمیان است و به وجود او ظهورِ وجودِ مطلق استمرار یافته و کائنات در جنبش و رویشند.
از دوران تحصیلات عالیه و قدم نهادن در جاده جدّی زندگی، همواره خود با چرائی خلقت انسان و چیستی گمشده انسان روبهرو بودم و از شروع مؤانست با جوانان و دانشجویان با همین پرسش مواجه میشدم. اگرچه پاسخ را در مطالعات و تفکر بسیار جستجو میکردم، اما در مقاطعی نورانی مانند عرصه جهاد مقدس که در آستانه شهادت قرار میگرفتم و یا در آستان خدا به قرآن و یا دعا مینشستم، آنچه خوانده و یا در اندیشه گذرانده بودم حیات و نورانیت مییافت. حاصل آن مطالعات، اندیشهها و تجربیات حضور در آستان ربوبی، پاسخ آن دو پرسش به خودم و دانشجویان بود.
آنچه هموراه مرا رنج میداد این بود که مشاهده میکردم که پاسخ کوتاه عبادت، آزمایش، شناخت خدا و یا خلیفةالله در پاسخ پرسش؛ «چرا خدا را آفرید؟» بدون یک تحلیل و تفسیر کامل قانع کننده نیست و چیزی از آتش تشنگی دانشجویان نمیکاهد! لذا مدت بیست و پنج سال در اندیشه تحریر و ارائه کتبی یافتهها بودم و هر بار که برای دانشجویان طرح مینمودم، ابعاد تازهای از مطلب گشوده میشد. گفتگوهای مکرر با فرزند متعهد، برومند، کنجکاو، محقق و دانشمندم؛ محمدصالح عزیز، در موضوع گمشده انسان و فلسفه خلقت او، عزم مرا در نوشتن و ارائه آن به تمامی حقیقتطلبان و حقجویان جزم و استوار نمود.
حاصل عمر علمی و عملی پنجاه سالهام این یقین است؛ که اگر انسان راز خلقت و گمشده خود را به خوبی بشناسد، هرگز گرفتار بحران معنا و گرفتار احساس بیهودگی نمیشود، و بدون آنکه بخواهد برای خود ارزش قائل شود، در درون خود به بینهایت ارزش دست مییابد و نه تنها در این دنیا احساس غربت و تنهائی نمیکند، بلکه با همه ملائک، انسانها و اشیاء احساس آشنائی، مؤانست و الفت مینماید. در این حالت غم و ترس سیاه جای خود را به حزن و خوف سبز میدهد و آنچه موجب فساد میشد به عامل جنبش و رویش مستمر انسان تبدیل میگردد و از انسان مرده یک موجود زنده و ربانی میسازد و از این پس، انسان به معنای واقعی، از حیات و زندگی لذّت حقیقی میبرد و بدور از تنفر، نزاع و جنگ، به زیادهخواهی و تنوعطلبی خود به درستی پاسخ میدهد و در دو دنیا سعادتمند خواهد بود.
امروزه انسانها برای نجات از بحران معنی و زندگی مسالمت آمیزِ در سایه صلح و امن، راهی بجز رسیدن به فلسفه خلقت خود و شناخت و ایمان به گمشده حقیقی انسان ندارند و الا پی در پی گرفتار گرداب سراب غمآفزا و طوفان خیال ترسآور میگردند و این نوع ترس و غم جز عداوت، کینه و جنگ خانمان سوز حاصلی در پی ندارد.
امیدوارم خداوند متعال آنچه پیش روی شما است، جرعه آبی برای کاستن تشنگی و چراغی برای افزودن زندگی قرار دهد و فرزندان عزیزم و خوانندگان محترم و مرا به امام عصر(روحی و ارواحی لتراب مقدمه فدا) نزدیکتر سازد. در پایان با کمال اخلاص اعلام میدارم که «با روی گشاده و آغوش باز از نقدهای شما استقبال مینمایم».