به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، به نقل از روابط عمومی دفتر تبلیغات اسلامی اصفهان، حجتالاسلام والمسلمین محمد قطبی، رییس دفتر تبلیغات اسلامی اصفهان در مراسم اختتامیه اولین مسابقه طراحی نشانه شهری حضور که در خانه صفوی اصفهان برگزار شد، اظهار کرد: در مباحث فرهنگی و فرهنگ سازی، یکی از روشهای مرسوم در دنیا، استفاده از محیط است که ما آن را مدرسه محیطی مینامیم؛ به لحاظ اینکه انسان به جز زمان خواب، در یک محیط و فضای بیرونی قرار دارد و این فضا، هر جایی پیرامون انسان را در برمیگیرد.
وی گفت: اگر از ما بپرسند که در میان هنرها، کدام یک ضریب تاثیر بیشتر و موج آفرینی بالاتری دارد، از سینما نام میبریم، به لحاظ اینکه توانسته موجهای جهانی ایجاد کند، ولی با بررسی هنرهای مختلف درمییابیم این گونه نیست که سینما حرف اول را بزند.
حجتالاسلام قطبی اضافه کرد: ممکن است بالاترین تراکنش مالی در دنیا در سینما رخ دهد و یا بعضی از موج آفرینیهای سیاسی از طریق آن شکل بگیرد، ولی در واقع هنرهای تجسمی که اوج آنها معماری است، به لحاظ طول دوره ماندگاری هنر، نسبت به سینما با همه قابلیتها و ویژگیهایش در جایگاه بالاتری قرار میگیرد؛ مثلا قدمت اصفهان را از آثار و ابنیه ساخته شده در آن میشناسند، نه از سینما. کدام فیلم میتواند بعد از گذشت هزار سال هنوز موج آفرین باشد. حداقل اکنون وجود ندارد، بعدا اگر چنین فیلمی ساخته شد، خواهیم گفت که سینما بهتر است.
وی تصریح کرد: به لحاظ عاطفه و احساس و رویارویی، شما میتوانید در کنار یک تندیس یا داخل یک ساختمان قرار گرفته و از آن حس گرفته و تاثیر بپذیرید، ولی سینما این گونه نیست. سینما هیجان لحظه ای ایجاد کرده و در یک فاصله زمانی کوتاه تاثیر عمیق میگذارد، ولی دوام و طول تاثیر آن به اندازه هنرهای تجسمی نیست.
رییس دفتر تبلیغات اسلامی اصفهان افزود: هنر تجسمی از اشیای کوچک مثل نقاشی روی دکمه لباس و انگشتر تا عمارتها و ابنیههای بسیار با عظمت را که در دنیا نمونههای فراوانی دارد، دربرمیگیرد؛ در حالی که اگر سینما بخواهد موج و هیجانی را به وجود آورد، حتما باید یک فیلم بلند و طولانی تولید کند. از طرف دیگر، هر کس که ذوق و سلیقه داشته باشد، می تواند به هنر تجسمی بپردازد، ولی سینما پیچیدگیهای خاص خود را دارد.
وی ادامه داد: در هنر تجسمی میتوان وقایع طولانی تاریخ را در یک قاب به تصویر کشید، مثل معراج نامهها یا نقاشیهایی که بر دیوار قهوه خانههای قدیمی نقش بسته و وقتی به آن نگاه میکنیم، مثل اینکه در حال روایت یک جریان و سیر تاریخی است؛ ولی در سینما باید یک فیلم را از ابتدا دنبال کنید تا به نقطه پایانی آن برسید و همه چیز در یک فریم و صحنه نمیگنجد. در هنر تجسمی، تنوع رنگ متناسب با طبیعت و در سینما، متناسب با نور شکل میگیرد، بنابراین هنر تجسمی نیاز بینایی انسان را کاملا تامین میکند. انسان میتواند ساعتها به یک نقاشی یا فضای زیبا و حتی حک و برش روی انگشتر خیره شود، ولی لذت سینما به یک یا دو بار دیدن است و تکرار پذیر نیست.
حجت الاسلام قطبی اظهارکرد: در پیرامون ما، ابعادی که در فاصلههای دور و نزدیک دامنه دید ما را پوشش میدهند، فضای آموزشی هستند و میتوانند در وجود، اندیشه، رفتار، نگرش و تخیل انسان تاثیر عمیق و ماندگار بگذارند، تاثیری که به حدی ارزشمند است که میتواند در آینده اثری را به یک نشانه تبدیل کند؛ یعنی آنقدر با آن ارتباط برقرار کرده و برایمان نوستالژیک میشود و حس خاطره انگیزی ایجاد میکند که برای مثال، اصفهان را با یکی از عمارتهای تاریخی اش میشناسیم. هیچ کجای دنیا را با سینما و تئاترش نمیشناسند. ممکن است مکانی را به دانشمندان، فلاسفه یا هنرمندانش بشناسیم، ولی آن نیز در دورهای از تاریخ فروکش میکند؛ ولی در رابطه با عمارتهای بزرگی که به نشانه یک شهر تبدیل شدهاند، باید عمارتی جدیتر و عمیقتر ساخته شود و هرچه عمارتی تازه تر باشد، همین تازگی نقص آن محسوب میشود و عمارتهایی چون میدان امام که پیشینه ما را به امروز پیوند می زند، هرچه از تاریخ ساخت آن فاصله میگیریم، ارزش بیشتری پیدا می کند.
وی بیان کرد: هنر تجسمی می تواند محیط زندگی ما را به یک مدرسه و دانشگاه تبدیل کند و جشنواره حضور نیز دنبال این است که تلاش کنیم با فکر، خلاقیت، نوآوری، حس عاطفی و هنر دوستی به سمت طراحی نشانههای دیگری اعم از محلی، منطقه ای، شهری یا مکمل برویم. از این نترسیم که برای مثال، اصفهان پنج نشانه برتر داشته باشد، هیچ منعی نیست، یا مثلا تهران دو نشانه دارد، برج آزادی و برج میلاد که نشانههای مکمل هستند.
رییس میز توسعه و تعمیق فرهنگ قرآنی کشور خاطرنشان کرد: زاویه اصلی که در این جشنواره دنبال شد و نام جشنواره نیز از آن شکل گرفت، «حضور» بود، به معنای روح معنوی، عاطفی، ملایم، لطیف، ظریف، عمیق و زیبایی که خالق هستی میفرماید: و نفخت فیه من روحی: از وجود خود در شما دمیدم؛ با همه آلودگیها و وابستگیهایی که به طبیعت و زمین پیدا کردیم، ولی آن ریسمان آسمانی، رشحهای است که در وجود ماست. هر کجا این روح را حس کردیم، حضور را حس نموده ایم. این روح امروزه می تواند به نور، معنویت، احساس، عاطفه، لطافت و... تعبیر شود.