کد خبر: 3635616
تاریخ انتشار : ۰۶ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۶:۳۶

وسوسه تنها راه تسلط شيطان بر آدمي

گروه معارف: تنها راه نفوذ شيطان در وجود انسان‌ها وسوسه است و هيچ راه تسلط ديگري بر انسان ندارد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، در یادداشتی به قلم اعظم شجاعی آمده است « از جمله اساسي‌ترين نيازهاي مومنين در طول زندگي، شناخت شيطان و تاثير آن بر زندگي انسان‌ها است. شيطان بزرگترين دشمن قسم خورده آدمي می‌باشد، که هرگز با انسان مصالحه نمي‌کند و با او دوست نخواهد شد. دشمني که در درگاه خداوند به عزت او قسم ياد کرده است که بي‌شک بشر را گمراه کرده و او را به سوي گناه و عصيان امر مي‌کند و از آن جايي که نفس آدمي همواره در سراشيبي سقوط قرار دارد و شيطان لحظه‌اي از گمراهي انسان غافل نمي‌شود توجه به اين مسئله بيش از پيش اهميت مي‌يابد. آگاهي از وجود شيطان، راه نفوذ او در آدمي و هدف وي از اين کار ضرورتي انکار ناپذير است که در رندگي روزمره ما کمتر مورد توجه قرار مي‌گيرد. به فرمايش امير مومنان اگر شما با شيطان کاري نداشته باشيد او با شما کار دارد و طولي نمي‌کشد که شما را مي‌ربايد و تصاحب مي‌کند، از اين رو شناخت وسوسه‌ها و طرق نفوذ او و يارانش امري ضروري است.  
واژه «شيطان» از ماده «شطن» به معناي «بعد يا دوري از خير» است. همچنين به معناي «ريسمان طويل و مضطرب» نيز گفته شده است (طريحي، فخرالدّين، 1375 مجمع البحرين. تحقيق سيد احمد حسيني. چاپ سوم. تهران: کتابفروشي مرتضوي). برخي معتقدند کلمه «شيطان» به موجود سرکش و متمرد، اعم از انسان، جن و يا جنبندگان ديگر اطلاق مي‌شود و به معني روح شرير و دور از حق نيز آمده است. اين که به ابليس هم شيطان اطلاق شده، به خاطر فساد و شرارتي است که در او وجود دارد. هم چنين واژ « ابليس» از ماده «بلس» به معناي «يأس و رانده از قرب و رحمت» آمده است.
نکته مهم اين است که تنها راه نفوذ شيطان در وجود انسان‌ها وسوسه است و هيچ راه تسلط ديگري بر انسان ندارد. هم چنان که انسان در اثر انجام فرائض و نوافل آن قدر به خدا نزديک مي‌شود که به چشم خدايي مي‌بيند و به گوش خدايي مي‌شنود و به دست خدايي عمل مي‌کند همين طور انسان با انجام معاصي آن قدر به شيطان نزديک مي‌شود که او کنترل آدمي را در اختيار مي‌گيرد. تنها کاري که خداوند اجازه آن را به شيطان داده است وسوسه انسان است. 
بر اساس آيات قرآن راه ورود شيطان بر انسان به دست خود انسان است و شيطان بدون کمک خود انسان نمي‌تواند تسلطي بر او داشته باشد، « همانا تو را بر بندگان من هرگز تسلطي نيست مگر بر گمراهاني که از تو پيروي مي‌کنند. » (حجر/42) شيطان خود نيز اعتراف کرده است که بر بندگان خالص خدا سلطه‌اي ندارد. «شيطان گفت پس سوگند به عزتت که همه بندگان را اغوا مي‌کنم الا بندگان مخلص تو را.» (ص/82و83)
طبق آيات قران نافرماني خداوند و عصيان در برابر او، کفر و ناسپاسي، گمراهي و نابودي نسل آدم و ترويج فحشا و منکر از جمله اهداف شيطان مي‌باشد و نفس اماره انسان و قدرت اختيار او از جمله ابزارهايي است که شيطان براي نفوذ در انسان و وسوسه او از آن بهره مي‌برد.
واژه وسواس به گفته راغب در مفردات در اصل صداي آهسته‌اي است که از به هم خوردن زينت آلات بر مي‌خيزد. سپس به هر صداي آهسته‌اي گفته شده و بعد از آن به خطورات و افکار بد و نا مطلوبي که در دل و جان انسان پيدا مي‌شود و شبيه صداي آهسته‌اي است که در گوش فرو مي‌خوانند اطلاق گرديد. در واقع وسوسه، يعني همان شعور مرموزي که به عنوان انديشه ناخودآگاه از طريق نفوذ شيطان در جان انسان به وجود مي‌آيد و براي بسياري از انسان‌ها معلوم نيست که از کجاست؛ شيطان اين وسوسه را به دو صورت انجام مي‌دهد، يا به صورت غافل نمودن انسان از سود و زيان عمل و يا به صورت زينت دادن عمل زشت براي انسان، به شکلي که صورت ذهني حاضر نزد انسان را با اين که به ضرر اوست به نفع وي جلوه مي‌دهد؛ مانند مخفي کردن باطل در پوشش حق، دروغ در پوسته‌اي از راست، گناه در لباس عبادت و گمراهي در پوشش هدايت. 
توجه به اين امر نيز ضروري است که وسواسان خناس که خداوند در سوره ناس به آن اشاره فرموده است تنها يک گروه يا جماعت يا قشر خاص نيست، بلکه اين وسوسه گران به سوي بدي و گمراهي در ميان جن و انس پراکنده و در ميان هر جماعتي يافت مي‌شوند. دوست ناباب، پيشواي گمراه، فرقه‌هاي ضاله، مکاتب الحادي، وسايل ارتباط جمعي وسوسه گر، نويسندگان فاسد و ... همگي در زمره شياطيني هستند که با وسوسه انسان را گمراه مي‌کنند و اين وسوسه به گونه‌اي در وجود انسان نفوذ مي‌کند که انسان تصور مي‌کند فکر خود او است و همين امر باعث گمراهي او مي‌شود.
اما مهم‌ترين راهي که براي نجات از وسوسه شيطان وجود دارد ذکر و ياد دائم خداوند است. شيطان حتي در خواب نيز براي گمراهي انسان تلاش مي‌کند و همين تلاش مدام او نشانه اين امر است که ذکر و ياد خداوند نيز بايد در طول شبانه روز پيوسته انجام گيرد. پناه بردن به رب الناس، ملک الناس و اله الناس تنها راهي است که از طريق آن وسوسه گران عقب نشيني مي‌نمايند. اما نبايد فراموش کرد تنها گفتن اين صفات کافي نيست، بلکه بايد فکر و عقيده و عمل را نيز در پناه خدا قرار داد و از افکار و اعمال شيطاني دور بود. 
در واقع هر گاه انسان با اين صفات سه گانه مومن باشد و خود را با آن هماهنگ نمايد از شر وسوسه شياطين در امان است، چرا که خود را تحت تربيت خدا قرار داده، از فرمان خدا پيروي مي‌کند و در طريق عبوديت خدا گام مي‌نهد و اين همان بنده مخلصي است که شيطان از نفوذ در جان او عاجز است. 

منبع: 
تفسير نمونه، زير نظرآيت الله ناصر مکارم شيرازي، با همکاري جمعي از نويسندگان.

یادداشت از اعظم شجاعی
captcha