به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)
از لرستان، اغلب انسانها از انتقادهایی که از طرف دیگران متوجه آنها
میشود، رنجیده خاطر میشوند و در عدم پذیرش و تبرئهی خود از این امور هیچ
تلاشی را فروگذار نمیکنند.امام علی(ع) امر انتقاد را یکیاز حقوق انسانی و
بهعبارتی «حقالناس» دانسته و آنرا حتی بر مسلمان بودن هم مقدم
میشمارد.
در واکاوی سیره حکومتی امام علی(ع) سه گروه منتقد مشاهده
میشود که امام علی(ع) به اقتضای عدالت، با هر یک به شیوههایی خاص برخورد
نمودهاند؛ این گروهها عبارتند از منتقدین مغرض و مخرب، منتقدین نادان،
منتقدینی که امام علی(ع) آنان را در این راه همراهی نمودهاند.
براساس
آموزههای دینی ما و همچنین در واکاوی سیره پیشوایان معصوم(ع) نقد کردن و
نقدپذیری، احترام به مخالفان و منتقدان، برای رسیدن به رستگاری فردی و
اجتماعی مورد توجه بوده است بر این اساس توجه به تفکر اعتقادی در جامعه
اسلامی نیازی است که نمیتوان نسبت به آن بیاعتنا بود؛ چراکه فرهنگ
انتقاد، عقاید مبتنی بر موروثی بودن خلاقیتها و تفکرات برتر را از بین
برده و موجبات سیر صعودی جامعه بهسوی ترقی و پیشرفتهای نوین را فراهم
میآورد.
مسئله انتقاد در قرآنکریم اغلب با عناوینی چون نصیحت، تذکر،
امر به معروف و نهی از منکر، موعظه و مفاهیمی از این قبیل آمده است؛ در
میراث روایی ما هم اقوال فراوانی از معصومین(ع) در باب اهمیت مقوله نقد و
نقدپذیری مطرح شده است؛ بهعنوان مثال از امام علی(ع) منقول است که
فرمودند: «آن مردمی که خیرخواه یکدیگر نیستند و از خیرخواهان نیز استقبال
نمیکنند، از سعادت و بهروزی بیبهرهاند».
ازجمله افرادیکه امام
علی(ع) منتقد آنها بوده است میتوان از خلفا ازجمله عمر، عثمان و از مردم
شهرهایی مثل کوفه، شام، بصره و از کارگزاران و مسئولان از معاویه، ولید بن
عقبه، اشعث بن قیس، ابوموسی اشعری، کمیل بن زیاد نخعی، منذربن جارود، شریح
بن حارث، عثمان بن حنیف، قدامه بن عجلان، مصقله بن هیره نام برد.
امام
علی(ع) در دوران حکومت خود با گونهای از خردهگیری یا بهعبارتی انتقاد
مخرب مواجه شد چنانکه هیچیک اصول انتقاد سالم را نداشتند لذا در ردیف
منتقدین مغرض با نادان قرار گرفتند.
از جمله منتقدان مغرض امام علی(ع)
میتوان از خوارج، ناکثین، قاسطین، عثمان، مصقلة بن هبیره شیبانی، اشعث بن
قیس، ابوموسی اشعری نام برد و از منتقدان نادان حضرت نیز میتوان به نام
افرادی ازجمله ابوبرده بن عوف، صفیه، اشاره کرد.
ازجمله منتقدینی که
امام علی(ع) آنها را در این راه یاری فرمود نیز میتوان به حضرت
فاطمهزهرا(س)، ابوذر، عماریاسر، جندب بن کعب، عبدالله بن مسعود، سوده
همدانی و انصار اشاره کرد.
بعد از رحلت پیامبراکرم(ص) میان مهاجرین و
انصار بر سر جانشینی پیامبر اختلافی بهوجود آمد که طی این جریان حباب بن
منذر مورد شکنجه و ضرب و شتم قرار گرفت و عمر، سعد بن عباده را به قتل
تهدید نمود.این برخورد موجب انتقاد و برانگیختگی اعتراض انصار از مهاجرین
شد لذا فضل بن عباس نزد امام علی(ع) رفته و از مهاجرین بهشدت انتقاد نمود؛
امام هم به مسجد رفته و ضمن خطابهای انصار را ستوده و حمایت خود را از
منتقدین(انصار) اعلام نمود.
در ریشهیابی مسئله نقد و انتقادپذیری در
اسلام وجود فرهنگی غنی و مورد تاکید در سیره اهلبیت و بهویژه امام علی(ع)
مکشوف گردیده و با استناد به تاریخ و بیانات گهربار امام علی(ع) که مبتنی
بر حفظ کرامت انسانی و تقدم آن حتی بر دین و آیین، شجاعت در نقد و
انتقادپذیری، بصیرت در تحلیل حوادث و مسائل مبتلابه، پرهیز از انتقام
بجای انتقاد، عدالت و عدم غرضورزی در موضعگیریهای انتقادی و صفاتی از
این قبیل مورد ادعا قرار گرفته بود، در یک واکاوی توصیفی ـ تحلیلی در حد
توان به اثبات رسید مواضعی که آموختن و تخلق به آنها فقط با سیر در سیره
علوی و بررسی عملکرد ایشان در موقعیتهای حساس و شرایط تحمیلی همچون
جریانهای مذکور در تاریخ و نهجالبلاغه امکانپذیر است، زیرا که در سیره
ایشان نقد اصولی در چارچوبی ارائه میشود که مورد پذیرش قلب و عقل سلیم است
آنچه که یک حکومت دموکراتیک در پی آن است.
یادداشت از زهرا منصورزاده