مرتضی پدریان، جامعهشناس درگفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، اظهارکرد: ازدواجها در بیرون طبقات انجام میشوند، نه بین طبقات. اگر هم بین طبقات ازدواجی رخ دهد، این ازدواج بین طبقات پایین و متوسط و یا طبقات بالا و متوسط انجام میشود و درواقع فاصله طبقاتی زیاد رخ نمیدهد.
وی افزود: اگر بیاییم بحث طرز طبقات را بیان کنیم، این بحث را میتوان به عنوان عاملی برای طلاق در نظر گرفت؛ یعنی افراد در زمان ازدواج از طبقات پایین جامعه بودهاند و بعد ازدواج یکی از طرفین بر اساس تحرک طبقاتی به طبقات بالای جامعه سعود میکند و بعد از این سعود، وضع موجود همسرش دیگر برایش قابل قبول نیست که این امر باعث پدیده طلاق میشود.
پدریان بیان کرد: برای کاهش آسیبهای اجتماعی دو راه وجود دارد که شامل کنترل بیرونی و کنترل درونی است که خود کنترل درونی شامل دو بخش است که یکی درونی ساختن و دیگری باورهای دینی است که به نظر میرسد در کنترل درونی، باورهای دینی نقش بسیار تاثیرگذار و تعیین کنندهای دارد، البته در صورتی که این باورها واقعی باشند.
وی افزود: امروزه باورهای دینی نقش شمشیر دو لبه را ایفا میکند یعنی اعتقاد یا عدم اعتقاد زن یا شوهر خود عاملی برای بروز طلاق یا جلوگیری از این امر میشود؛ این باورها در صورتی باعث پدیده طلاق میشوند که بین باورهای دینی زن و شوهر تضاد و تناقض وجود داشته باشد که سبب کشمکش و دعوا بین طرفین شود و در صورتی این باورها سببی برای جلوگیری از امر طلاق میشوند که باورهای دینی زن و شوهر هم سو باشد.
این جامعه شناس در رابطه با عوامل مختلف پدیده طلاق گفت: طبق آماری که رئیس دادگاه خانواده حدودا ۲ سال پیش اعلام کردهاند، مسائلی عاطفی و جنسی 80 درصد از طلاقهای جامعه را به خود اختصاص دادهاند، در واقع عدم وجود رابطه صحیح جنسی با همسر سبب طلاق عاطفی یا واقعی میشود که در حوزه جامعه پذیری روابط جنسی کلاسهای آموزشی قبل از ازدواج و مراکز بهزیستی روی این موضوع به شدت کار میکنند.
وی افزود: طبق طرح و فرضیههای موجود، هرچه بر تعداد سالهای طلاق افزوده میشود، میزان رضایت از طلاق تا مقطعی افزایش و از آن مقطع به بعد، این میزان رضایت کاهش یافته و این ابراز رضایت سقوط پیدا میکند. جملهایی که طرفین در این شرایط میگویند این است که ای کاش با همان مرد یا زن و با همان شرایط ساخته بودم و دچار این مسائلی و مشکلات نمیشدم، چراکه پیامدهای طلاق به لحاظ روحی، عاطفی و اجتماعی بر طرفین فشار وارد میکند.
پدریان به راهکارهایی برای مقابله با طلاق اشاره کرد و گفت: آموزش روابط جنسی قبل از ازدواج لازم یک راهکار مهم است، دوم اینکه ما باید در سیستم اجتماعی خود این را بدانیم و بیاموزیم که به جای «مثل هم بودن»، «باهم بودن» را شعار زندگی خود قرار دهیم، یعنی این را بدانیم که اختلافات بین زن و شوهر طبیعی است، البته این طبیعی بودن به معنای چنگ زدن در صورت هم نیست، بلکه به این معناست که باید بخشی از آن را تحمل و بخش دیگر را نیز حل و فصل کرد.
وی تصریح کرد: راهکار دیگر این است که آستانه تحمل خود را در رفتارهای اجتماعی بالا ببریم که این امر تنها با پذیرش واقعی تفاوتها امکانپذیر است.گاهی لازم هست هیچ کاری در زمینه طلاق انجام ندهیم، چراکه بعضی از کارها خود باعث امر طلاق میشوند. در واقع یکی از عوامل طلاق حالت جاری بودن آن است.