کد خبر: 3662012
تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۹۶ - ۱۲:۳۰

چاپ دوم کتاب «سیری در سفر»

گروه فرهنگی» کتاب «سیری در سفر» تالیف حجت‌الاسلام علی حبیبی از نویسندگان لرستانی شامل خاطرات دوران انقلاب و دفاع مقدس به چاپ دوم رسید.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، کتاب «سیری در سفر»  شرحی از خاطرات حجت‌الاسلام علی حبیبی از دوران انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس است که به قلم وی به رشته تحریر درآمده است.این کتاب در سال‌جاری به چاپ دوم در شمارگان 1000 نسخه رسیده است.
در این کتاب از 6650 شهید استان لرستان به‌ویژه جمعی از دانش‌آموزان شهید استان نام برده شده است تا ثابت شود این نوشتار قشر خاصی را در نظر نمی‌گیرد.
فصل اول این کتاب شامل جغرافیای اقلیمی و معنوی شهرستان ازنا و جاپلق، فصل دوم شامل خاطرات پیش از انقلاب و فصل سوم شامل شروع جنگ و خاطرات دفاع مقدس است.
نویسنده این کتاب در فصل چهارم به بیان دلاوری‌های رزمندگان اسلام پرداخته است و تحمل سختی‌ها با توسل و توکل، یاد یاران، رزمندگان و شهیدان، زندگی‌نامه شهدا، چهل حدیث در فضیلت شهید، جهاد اکبر و جهاد اصغر، برگی از زندگی‌نامه طلاب شهید، خاطرات خواندنی از ایثارگری‌های شهدا و رزمندگان اسلام و وصیت‌نامه تنی چند از عرشیان عالم خاک و شهدای دانش‌آموز لرستان عناوین دیگر فصول این کتاب هستند.
در بخشی از این کتاب با عنوان «پتوتکانی دشمن» می‎خوانیم: نیروهای دشمن در محدوده کوشک، مشغول تمیز کردن سنگرها و تکاندن پتو‌ها بودند و تحرکات آن‌ها با چشم غیرمسلح نیز مشهود بود. نیروهای دشمن با آفتابه برای نماز وضو می‌گرفتند و با دیدن این صحنه، غم و غصه انسان چند برابر می‌شد که چرا باید با تحریک غرب، دو کشور مسلمان با هم بجنگند؟ سرگرم تماشا بودیم که ناگهان خمپاره‌ای سمت ما شلیک کردند، اما خیلی دوتر از ما اصابت کرد و صدمه‌ای به ما وارد نشد و ما نیز شکلیک آن‌ها را بی‌جواب نگذاشتیم و هرجا که دشمن در معرض دید بود، غم و قصه افزون می‌شد».
همچنین در بخشی از این کتاب با عنوان «امدادهای غیبی الهی و رسومات قبل از عملیات‌ها» آمده است: «در سال فتح خرمشهر در جنوب جبهه، شب‌ها که استراحت می‌کردیم، سر و صدای زیادی شنیده می‌شد. به فرمانده گفتم «چرا همسایگان این قدر سر و صدا می‌کنند؟»، ایشان گفت: «از راه پله بالا برو»، بالا رفتم و دیدم جوانانی قدبلند و تنومند با لهجه عربی بسیار غلیظ در حیاط همجوار جمع شده‌اند. به فرمانده گفتم: «این‌ها اسیرند؟ چرا این‌ها را به اردوگاه اسرا نبرده‌اند و در اهواز هستند؟».
پاسخ داد: «لازم است برای مدتی این‌جا باشند و خودشان با شرایط خاصی اسیر شده‌اند؛ بیشترشان فرمانده گروهان، گردان یا تیپ هستند». آن‌وقت بود که جمله امام یادم آمد که فرموده بود: «خرمشهر را خدا آزاد کرد».
مقام معظم رهبری در عملیات آزادسازی خرمشهر فرمود: «صیاد شیرازی تلفن زد و خبر آزادسازی خرمشهر را داد و در واقع نیروی معنوی سبب شد تا خرمشهر فتح شود، چراکه اکثر فرماندهان عراقی در خرمشهر تسلیم رزمندگان اسلام شدند».
120 نفر از فرماندهان دشمن با اختیار خود تسلیم رزمندگان اسلام شده بودند که در انجام برخی امور از آن‌ها استفاده می‌شد.
دشمن از نظر نظامی بسیار قوی و پیشرفته بود و 24 روز طول کشید تا خرمشهر را گرفت ولی رزمندگان در 24 ساعت شهر را فتح کردند، که این نشان از صلابت و دلیری رزممندگان مخلص و شجاع ایرانی بود.
captcha