به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، ریشه آیین شب یلدا که در استان لرستان به «شب چله» شهرت دارد، ممکن است به هزاره سوم و چهارم پیشاز میلاد برگردد، یعنی تاریخی نزدیک به 5 تا 6 هزار ساله دارد.این سنت ریشه چند هزار ساله و مناسک خود را دارد که در خیلی از جاها رنگ و بوی اسلامی به خودش گرفته است، که شب یلدا یا همان «شب چله» نیز در این کفه ترازو یعنی آیینی که با اسلام مغایرتی ندارد، قرار میگیرد.
هرچه آگاهی مردم بالاتر رفت، خیلیاز آیینهای قبلاز اسلام جمع شدند و خیلی از آنها که با ارزشهای مذهبی ـ دینی مغایرت نداشت با دین اسلام آمیخته شدند، بهعنوان مثال عید نوروز و شب یلدا که با اسلام منافاتی نداشتند ماندگار شدند.
شب چله» یک اتفاق است که بهطور مستقیم با جغرافیا، فضای آب و هوا و شب و روز در ارتباط است و از واقعیتهای علمی بوده و خرافی نیست، ما در فرهنگ لرستان زمستان کوچک و زمستان بزرگ داریم که همه با یکدیگر شروع میشوند و بعد شروع خیلی از این اتفاقات زمین، گرما و سرمای زمین از شب چله شروع میشود.
یکیاز مناسک این آیین در استان لرستان جمع شدن و در کنار یکدیگر و بزرگترها بودن است که در آیین اسلام مورد تأکید قرار گرفته است و از آن بهعنوان صله ارحام یاد شده است، لذا در آیینهایی مانند عید نوروز و شب چله این عمل را داریم.
مردم لرستان در شب چله یک رسم دیگر به نام «شال دُر کردن» یا همان انداختن شال در خانه همسایه را داشتند که اینکار توسط پسران کوچک هر خانواده انجام میشد، به اینصورت که پسر بچهها بر سر پشتبام خانهها رفته و شال یا چادری را به داخل حیاط خانه دراز میکردند، و شعر «خیر دِ هونت بواره نون و پنیر و شیره ـ کیخا هونت نمیره چی به علی کوشکه بیاره امشو اول قاهاره نون و پنیر و شیره کیخا هونت نمیره» میخواندند و هر خانه بهواسطه وسع مالی و چیزهایی که در خانه داشت چیزی را درون شالهایی که از پشتبام آویزان شده بود میگذاشتند و چیزهایی را که از سر پشتبامها جمع میکردند برای افرادیکه کمدست و فقیر بودند، میبردند.
مردم ما در چنین شبهایی که همه دور هم جمع میشدند، حتماً بچهها را به کشتی گرفتن وامیداشتند که این رسم ریشه در تاریخ پنج و شش هزار ساله ما دارد، که در اصطلاح به آن «زورو ساخونه» گفته میشود و به این صورت بود که هرکس ابتدا نفر دیگر به زمین میزد، برنده بود.
بزرگترها حتماً آئین «چهل سرود» را در آخر شب برگزار میکردند، که این کار نوعی فال گرفتن بود و به نیتهای مختلف انجام میشد، اما بیشتر پیرزنها و جوانها چهل سرود میگرفتند و به این نیت بود که ببینند دختری را که برای پسرشان در نظر گرفتهاند، مناسب است یا نه!؟.
در آن زمان وقتی بیت چهل سرود را میخواندند، اگر فال که همان بیت آخر، یعنی بیت چهلم است، معنی خوبی داشت، همه شروع میکردند به شعر خواندن و ابیات شاد میخواندند، در آخر بزرگ خانواده یا کسیکه سواد داشته و نیز کتاب داشت شروع به خواندن داستانی از روی کتاب میکرد.این کتابها یا «شاهنامه» بود، یا کتاب «فلکناز» و برخی نیز «امیرارسلان» خوانی میکردند یا کتاب «حمله حیدری» را میخواندند.
آیین «شب چله» با دین مغایرتی ندارد، چون درواقع در راستای دین بوده و هست، در این آیین صله ارحام و کمک به افراد کمدست در نظر گرفته شده است، دین یعنی در خوشی و ناخوشی دست برادرت را بگیری، که مردم لرستان در رسم انداختن شال در خانه همسایهها و بردن دستآورد آن برای افراد کمدست، این کار را انجام دادهایم.
مردم لرستان در این شب تنقلات و غذاهای مخصوصی را داشتند که میتوان به کشمش، قلنگ، اناردون، گندم شیر، گردو و بادام اشاره کرد که هرکدام از اینها نماد چیزی هستند، بهعنوان مثال انتخاب گندم بهعنوان کشت و حیات بوده است، قلنگ بهخاطر رنگ و سبزی آن بوده است و البته همه این تنقلات در دسترس بودهاند.
امروزه رونق سفره ما بیشتر شده اما آیین و باورهای دیروزمان را فراموش کردهایم یا کمرنگ شده است، دیگر آن شبنشینیها و کنار یکدیگر بودن را نداریم و از شب چله فقط پرداختن به شکم باقی مانده است، امیدواریم روزی برسد که آنچه که حُسن آیین است را حفظ کنیم و خیلی از آئین که فرهنگ و رفتار است و باعث تحکیم و استحکام خانواده شده، زنده شود.
در میان ملتها و اقوام و پیروان ادیان و مذاهب، سنتها و رسمهایی از گذشته تاکنون در کار بوده و هست که برخی از آنها پسندیده و برخی ناپسند هستند.
سنتهای پسندیده مصداق این حدیث شریف هستند که پیامبرگرامی اسلام(ص) فرمود: هرکه راه و رسم نیکویی را بنیان نهاد، در پاداش عمل به آن تا روز قیامت سهیم است بیآنکه از اجر دیگران کاسته شود.
سنتهای ناپسند نیز مصداق حدیثی دیگرند که نبی مکرم اسلام فرموده است: هرکس روش زشتی را پایه گذاشت در کیفر و پیامد عمل به آن تا روز قیامت شریک است که از جمله سنتها و رسمها در ایران میتوان از چهارشنبه سوری، شب یلدا، نوروز اشاره کرد.
شب چله یا شب یلدا
یلدا واژهای سریانی و بهمعنی ولادت است یلدا روز ولادت خورشید، مهر یا میترا است و رومیان آنرا «ناتالیس انویکتوس» یعنی روز تولد مهر شکستناپذیر مینامند، بنا بر باور پیشینیان در پایان این شب دراز که اهریمنی و نامبارکش میدانند، تاریکی شکست میخورد، روشنایی پیروز و خورشید زاده میشود و روزها رو به بلندی مینهد نام این روز میلاد اکبر است و مقصود از آن انقلاب زمستانی است، زایش خورشید و آغاز دی را آیینها و فرهنگهای بسیاری از سرزمینهای کهن آغاز سال قرار دادند، به شگون روزی که خورشید از چنگ شبهای اهریمنی نجات مییافت و روزی مقدس برای ایرانیان است. (تمیمداری، 1390: 249)
در کتاب فرهنگ مردم در خصوص شب چله آمده است: «نخستین شبی است که در آن مردم، فصل پاییز را پشت سر گذاشته و میخواهند با زمستان روبهرو شوند، شب چله بلندترین شب سال است از قدیم در خانوادههای ایرانی رسم است که در این شب اقسام میوه و تنقلات را تهیه کرده و دور هم جمع میشوند». (میرنیا، 1378: 172)
واژه «یلدا» سریانی و بهمعنای «میلاد» است و چون شب یلدا را با تولد حضرت مسیح تطبیق میکردند آنرا به این نام خواندهاند چون ایرانیان این شب را شب تولد میترا(مهر) میدانستهاند آنرا با تلفظ سریانیش پذیرفتهاند و در واقع یلدا با نوئل (noel) اروپایی که در 25 دسامبر تثبیت شده، معادل است، بنابراین نوئل اروپایی همان شب یلدا یا شب چله ایرانی است.
از سنتهای شب یلدا، شبنشینی، دید و بازدید و صلهرحم است، چنانکه بهرهگیری علمی از فرصت آن با طرح مسایل علمی و تاریخی، خواندن اشعار بهویژه شعر حافظ و تفال به اشعار حافظ و ... سنت دیگر آن است.مناسب است مؤمنان در چنین فرصتهایی با زوایای زندگی زندگی و سیره معصومان(ع) در جهت رشد و کمال علمی و معنوی آشنا شوند.
ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن میگیرند. این شب در نیمکره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاهتر میشود. مراسم شب یلدا (شب چله) از طریق ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن «ساتورن» خوانده میشد.
واژه «یلدا» بهمعنای «زایش زادروز» و تولد است. ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی افزونی مییابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید میخواندند و برای آن جشن بزرگی برپا میکردند و از اینرو به دهمین ماه سال دی (دی در دین زرتشتی بهمعنی دادار و آفریننده) میگفتند که ماه تولد خورشید بود.
یلدا و جشنهایی که در این شب برگزار میشود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل میداد و در طول سال با سپری شدن فصلها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیتهای خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند.
آنان ملاحظه میکردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند میشود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر میتوانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکشاند.
مردم دوران باستان و ازجمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی ـ هند و اروپایی، دریافتند که کوتاهترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شبها کوتاهتر میشوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند.
بدینسان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع میشد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha«سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده میکند، خود بهمعنای «سرد» است و این بهمعنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.
در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص ۲۵۵، از روز اول دیماه، با عنوان «خور» نیز یاد شده است و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده است. در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است: یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شبهاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل میکند و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک میباشد و بعضی گفتهاند شب یلدا یازدهم جدی است».
سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوههای تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار میشد.
روز پس از شب یلدا (یکم دیماه) را خورروز (روز خورشید) و دیگان؛ میخواندند و به استراحت میپرداختند و تعطیل عمومی بود.
شب چله
چهل روز از زمستان که آغاز آن برابر است با اول جَدی و هفتم دیماه جلالی و بیست و دوم دسامبر فرنگی و پایانش برابر است با شانزدهم بهمن ماه جلالی و سیام ژانویه فرنگی که به آن چله بزرگ زمستان گویند.
در ایران مرکزی چله بزرگ زمستان از آغاز زمستان که برابر است با آغاز دیماه شروع می شود و مدت آن چهل روز است و چله کوچک زمستان از شب دهم بهمن ماه تا پایان بهمن ماه که مدت آن بیست روز است.
چله بزرگ
چهل روز از موسم زمستان که آغاز آن مطابق اول جَدی و هفتم دیماه جلالی و بیست و دوم دسامبر فرانسوی و پایانش شانزدهم بهمن ماه جلالی و سیام ژانویه فرانسوی است.
چله کوچک
بیست روز از فصل زمستان که آغاز آن از هفدهم بهمنماه جلالی شروع میشود و در پنجم اسفندماه پایان مییابد. چله زمستان همان چله بزرگ است و گاه در تداول عامه کنایه از سرمای سخت باشد: چله زمستون.
تفال به دیوان حافظ
خواندن دیوان حافظ و تفال به آن، شاهنامه فردوسی و داستانسرایی از دیگر آدابی است که در شب یلدا زینت بخش محافل گرم مردم این دیار بوده و از محبوبیت ویژهای نیز نزد مردم برخوردار است.
یکی از سنتهای دیرینه مردم این دیار در شب یلدا رفتن به پشت بام منازل و طلب کردن تنقلات شب یلداست.
در لرستان مردم در شب چله «گندم شیر» مىخورند که گندمى است که در شیره مىخیسانند و زردچوبه و نمک را با آن مخلوط مىکنند؛ سپس آنرا روى ساج برشته مىکنند و همراه خلال بادام، گردو، کشمش، سیاهدانه و کنجد مخلوط مىکنند و مىخورند.
یکى دیگر از رسوم زیباى لرها به این شکل بوده که پسران کوچک و نوجوان شب یلدا بر پشت بام خانهها مىرفتند و کیسهاى را به همراه طنابى از سوراخ دودکش خانهها به داخل آویزان مىکردهاند و شعرى محلى مىخواندند با این مضمون که: صاحبخانه، انشاءالله خیر به خانهات ببارد و کدخداى خانهات نمیرد چیزى بده این پسر کوچک بیاورد.