به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، در حکمت شماره 32 نهجالبلاغه آمده است «فَاعِلُ الْخَيْرِ خَيْرٌ مِنْهُ وَ فَاعِلُ الشَّرِّ شَرٌّ مِنْهُ؛ نيكو كار، از كار نيك بهتر و بدكار از كار بد بدتر است».
خیر، بهرهگیری درست از جهان و پدیدهها و حوادث و امکانات است. نوعی موضع گیری است. خیر و شر جایی در جهان و در بین برخی حوادث و پدیدهها نیستند، بلکه در هر حادثهای و درکنار هر موقعیتی و همراه هر پدیدهای بسته به نوع موضع گیری و نحوه برخورد انسان میتواند خیر یا شر شکل بگیرد. خیر، نوعی وضعیت است و در رابطه انسان با خودش و با جهان و پیرامونش شکل میگیرد و بسته به عمق و بینش و میزان بهرهمندی این رابطه از علم و درک و آگاهی از سنتها و قوانین حاکم بر رابطهها و پدیدهها میتواند عمق و گستردگی و پایداری داشته باشد و حتی به خیر کثیر یا همان کوثر (بهره برداریِ جهت یافته بسیار و کثیر از امکانات هرچند ناچیزو قلیل) راه یابد.
در مقابل، شر نیز از همین رابطه سر میزند و جایی درانسان و یا در جهان و پدیدههایش نیست؛ بنا به نگاه توحیدی به هستی و جهان، شر در کار خلقت راهی ندارد و آنچنان که نگاه دوالیستی به جهان آفرینش مینگرد، جهان به دو بخش خیر و شر تقسیم نشده است، سیل و زلزله و ... همه میتوانند انرژییهایی جدید وعظیم و خداداد و در خدمت بشرباشند که نا آمادگی و ارتباط نادرست و غلط ما با آنها از آنها مصیبت و شر ساخته است. اگر آنها را درست شناختیم و بهره برداری کردیم خیر شکل میگیرد و در غیر این صورت از همان پدیدهها ضربه خواهیم خورد و شر رخ خواهد داد.
از آنجایی که خیر و شر موضع ماست و اهمیتش را از ما و میزان عمق و بینش و انگیزه و شناختمان کسب میکند، بنابراین انسان قبل از آن اعمالِ خیر یا شر واقع میشود. خیر یا شر، پیش از آن که در بیرون محقق شوند در ما محقق شدهاند؛ این ما هستیم که خیر یا شر را میسازیم، بنابراین بر آن اعمال تقدم داریم، تقدمی مرتبتی.
با این دید، امام علی (ع) ما را به نقطه درست هدایت میکند و از گیر کردن نگاه مان در کارها و مسحورماندن در اعمال و شیفته فعالیتها شدن باز میدارد و توجه ما را به انسان که شکل دهنده آن اعمال است، سوق میدهد. مبدا هر تحولی از انسان و ترکیب خاص او آغاز میشود و سپس شکل بیرونی مییابد و این دو جمله کوتاه بیانیه بلندی است که دراهمیت انسان و اصالت و ارزش او صادر شده است؛ انسان گرایی به جای عمل گرایی! نوعی اومانیسم راهیافته در مقابل پراگماتیسم کور؛ توجه و ارزش گذاری به فاعل در مقابل تقدیسِ فعل؛ انسان به منزله غایت و هدفِ برنامهها و توجهات و نه مقهور و پیرو و دنبالهِ کارها؛ این که کارها باید صرف ما شوند و نه ما هزینه کارها؛ اینکه نباید انسان در زیر آوار کارهایش حتی کارهای خیرش دفن شود و فراموش شود، کارهایی که قدرت از خود بیگانه کردن و قربانی نمودن ما را دارند و میتوانند ما را مغرور و مسحورِ خودشان کنند و به کلی به فراموشی بسپارند.
با این دید وقتی به پیشرفت و توسعه در جایی از جهان نگاه میکنیم بیش از آن که مسحور و شیفتهِ مظاهر پیشرفت آن جا شویم و به الگوبرداری مقلدانه از ظاهر تمدنِ بهره گیرِ آنها روی آوریم به سراغ انسانیتی خواهیم رفت که آن حرکتها را ساخته است، او را خواهیم شناخت و مشخصات او را پی جویی خواهیم کرد که او اصل و ریشه این تغییرات است و انسان توسعه یافتهای را جستجو خواهیم کرد که به آن پیشرفتها انجامیده و در نتیجه به اخلاق اجتماعی و نظم و پشتکار و صداقت و حق جویی و ... او خواهیم رسید.
ویژگیهایی که از پنهانی بدر میآیند و خود را به رخمان میکشند و ما را به علل واقعی پنهان مانده در پشت این خیرات و پیشرفتها رهنمون میشوند. از سوی دیگر گاه که به شروری در سطح اجتماعی و مدیریت جامعه بر میخوریم پیش و بیش از حساسیت نسبت به آن کاستیها و تلاش در اصلاح نتایج عملکردها به اصلاح یا تغییر عوامل انسانی دخیل در آن شرور همت خواهیم گمارد که آنها از این کارهای شرشان شرترند و اگر جلوی یک کارشان را گرفتی باز شرور دیگری خواهند آورد و این غائله تمام نخواهد شد و .... اینجاست که به جای نالیدن و غر زدن و منفی بافی و به فکر تربیت نیر و خواهیم افتاد. کادرسازی به جای کارسازی!
یادداشت از داریوش اسماعیلی / معاون فرهنگی جهادداشگاهی واحد اصفهان