کد خبر: 3679729
تاریخ انتشار : ۱۷ دی ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۵
حکمت‌های امیر / برداشت سی و چهارم

تواناییِ نخواستن

گروه معارف: امام علی(ع)، ترکِ آرزو را شریف‌ترین بی‌نیازی‌ها برشمرده و آدمی را به «توانستنِ نخواستن» ترغیب می‌کند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، در حکمت شماره 34 نهج‌البلاغه امام علی(ع) آمده است: «أَشْرَفُ الْغِنَى تَرْكُ الْمُنَى؛ بهترين بى نيازى، ترك آرزوهاست».

 اشرف: شریف‌ترین، از ریشه شرف به معنای جای بلند – مکان بلند و بلند مرتبگی.

دقت در ریشه کلمه شرف گویای جایگاهی است که به بلندی ستوده شده، یعنی زیر دست و پا نیست و از منویات و آمال بالاتر است و از دسترس حقیر آن‌ها دور شده است؛ دست نیافتنی و اوجش را هیچ حقارت و کوچکی نمی‌ساید؛ به مبداء خیر و زیبایی نزدیک شده و خود ارزشی مستقل یافته وهمین است که وقتی فردی در آن جایگاه می‌نشیند حس احترام ما را بر می‌انگیزد که شریف است و کوچک و حقیر نیست و حتی اگر با اوهم داستان هم نباشیم شرافتش را می‌ستاییم.

غنی: ثروت، بی‌نیازی.

اما شریف‌ترین بی نیازی‌ها چه مفهومی را در پی دارد و این ترکیب عمیق و زیبا از چه خبر می‌دهد؟ گویا می‌شود غنی و بی نیاز بود، اما این بی نیازی شریف نباشد و پست و حقیر باشد که فراوان دیده‌ایم ثروتمندان پست و کوچک و حقیر را؛ و در مقابل چه بسیار دیده‌ایم فقیران بلند طبعِ با شرافت و منیع‌النفس را؛ فقیرانِ غنی و اغنیاءِ فقیر؛ آزمندان بی نیاز و نیازمندانِ بی آز!

ترک: چشم پوشيدن, رها کردن.

نوعی دست کشیدن و سپس حرکت کردن در این واژه قرار دارد؛ گذاشتن و گذشتن است، ترک کردن در خود مفهوم حرکت کردن و جدا شدن را هم دارد به چیزی که چسبیده بودی از آن کنده و جدا می‌شوی در این جدا شدن هم چشم پوشی و دل کندن هست و هم رفتن به سویی دیگر؛ وقتی چیزی را ترک می‌کنیم گویی آن نقطه سکوی حرکت ما می‌شود و از آن جدا می‌شویم.

مني: آرزو، آنچه كه آرزوى آن كنند، خواسته .

 شرح حکمت:

 امام (ع) در این کلام خویش، ترکِ آرزو را شریف‌ترین بی‌نیازی‌ها برشمرده است. بسیار شنیده‌ایم و گفته شده است که «خواستن، توانستن است»؛ کلامی انگیزش‌بخش و پرتکرار که دراهمیت اراده انسانی و برانگیختن انسان‌ها بسیار به آن استناد شده است، اما در این جا امام علی (ع) سخنی دیگر می‌گوید، او از چیزی دیگر سخن می گوید، او از «توانستنِ نخواستن»! سخن می‌گوید. امری بالاتر و نشانه اراده‌ای سترگ‌تر، داشتنی که نخواهی‌اش و نداشتنی که می‌خواهیش؛ خواهشِ نخواستن! اینکه بتوانی داشت اما نخواهی و از آن آزاد باشی، بگذاری و بگذری؛ این که بر خواسته‌هایت هم نظارت داشته باشی و آن‌ها را بسنجی که آیا ارزش تو را دارند که خود را به آن‌ها فروخته‌ای؟ شکل‌ها متفاوت و جذابند و توجیه‌های نفس بسیار فریبشان را نخوریم، سرمایه وجودمان را به چند لقمه لذیذ و پست و مقام عزیز و ... نفروشیم؛ ارزش ما را ندارند.

این‌هاست که از ما انسان می‌سازد و الا فرق ما با این چندین میلیارد موجودی که بر روی زمین حرکت می‌کنند و چندین میلیاردرهایی که در زیر زمین هستند در چیست؟ گفتم در زیر زمین، گفته می‌شود سقف خانه‌های مجلل‌شان از جواهرات و سنگ‌های قیمتی بوده و هست؛ سنگ، یعنی همان چیزی که در زیر پای درویشان است و سقف آرزوهای اینان!

این ترک آرزو نشانه انسان مختار و آزاد هم است و نشانه این که می‌‎توان و باید از این جبر و زندان خویش هم جدا شد، نشانه اراده آزاد انسان و حد اعلا و شریف آن؛ آزادی حتی از زندان خود؛ زندانی که هر صبح و شام با خود حمل می‌کنیم و بر دوش می‌کشیم و در آن به اسارت نشسته‌ایم ؛زندانی که میله‌هایش مانند مجسمه زن زندانی *با وجود ما یکی شده است (وحدت غم انگیز زندان و زندانی و زندانبان) ! و قدرت حرکت‌مان را سلب کرده و ما تنها شاهد غمباراین اسارت تلخیم. اما از این زندان نیز می‌توان آزاد شد و راهش یکی عشق است (که عشق‌های بزرگتر ما را از وابستگی‌های کوچکتر رها می‌کنند) و دیگری سنجش عقل است که معبودهای‌مان را بسنجیم و از کم ها جدا شویم و دیگری ترکیب است که می‌توان با ترکیبِ جبرها ی طبیعت و جامعه و ...برآیندشان را صفر کرد و از آن‌ها نیز آزاد شد. این اعلامیه آزادی بشر است.

*نماد فرانسه به اسارت رفته در جنگ -اثر مجسمه ساز معروف اسیپ زادکین

یادداشت از داریوش اسماعیلی/ معاون فرهنگی جهاد دانشگاهی واحد اصفهان

تواناییِ نخواستن

 

 

captcha